خوش باور

CCN & Anesthesy

زخم گوارشی چیست؟


زخم گوارشی زخمی در آستر مخاط معده یا اثنی عشر است. اثنی عشر قسمت ابتدایی روده کوچک است. اگر زخم در معده باشد به آن زخم معده گفته می شود و اگر دراثنی عشر باشد به آن زخم اثنی عشر می گویند. ممکن است بیش از یک زخم داشته باشید.بسیاری افراد زخم گوارشی دارند. زخم های گوارشی می توانند با موفقیت درمان شوند. اولین قدم مراجعه به پزشک است.

نشانه های زخم گوارشی چیست؟
- درد سوزشی در شکم شایعترین نشانه است. درد خصوصیات زیر را دارد:
- شبیه یک درد مبهم احساس می شود.
- برای روزها و هفته ها می آید و می رود.
- ۱ تا ۳ ساعت بعد از غذا شروع می شود.
- نیمه شب وقتی معده شما خالی است می آید.
- معمولاً بعد از غذا خوردن از بین می رود.
سایر نشانه ها شامل موارد زیر هستند:
- از دست دادن وزن
- بی اشتهایی
- درد در حین غذا خوردن
- احساس ناراحتی در معده
- استفراغ
برخی افراد با زخم گوارشی نشانه های خفیفی دارند. اگر هر یک از این نشانه ها را دارید ممکن است زخم گوارشی داشته باشید و باید پزشک خود را ببینید.
چه چیزی باعث زخم گوارشی می شود؟

زخم های گوارشی عموماً به وسیله موارد زیر ایجاد می شوند:
- باکتریی به نام هلیکو باکتر پیلوری یا به اختصار اچ پایلوری.
- داروهای ضد درد غیر استروییدی مانند آسپیرین و ایبوبروفن
- سایر بیماریها
بدن شما اسید قویی را برای هضم غذاها تولید می کند. یک آستر قسمت داخلی معده و اثنی عشر شما را از این اسید محافظت می کند. اگر این آستر از هم گسیخته شود، اسید می تواند به دیواره ها آسیب بزند. هر دو مورد اچ پایلوری و داروهای ضد درد غیر استروئیدی آستر را ضعیف می کنند و در نتیجه اسید می تواند به دیواره معده یا اثنی عشر برسد.
اچ پایلوری تقریباً باعث دو سوم زخمهاست. بسیاری افراد اچ پایلوری دارند اما همه کسانی که عفونت دارند دچار زخم گوارشی نمی شوند.
بقیه زخمها بیشتر به دلیل داروهای ضد درد غیر استروئیدی ایجاد می شوند. به ندرت سایر بیماریها می توانند باعث بروز زخم شوند.
آیا استرس یا غذاهای چاشنی دار می توانند باعث بروز زخم شوند؟

خیر، نه استرس و نه غذاهای چاشنی دار هیچیک نمی توانند با عث بروز زخم شوند. اما می توانند زخمها را بدتر کنند. نوشیدن الکل و سیگار کشیدن نیز می تواند زخمها را بدتر کند.
چه چیزی خطر ابتلا من به زخمهای گوارشی را بیشتر می کند؟
در صورت وجود موارد زیر احتمال بیشتری برای ابتلا به زخم گوارشی دارید:
- داشتن عفونت باکتری اچ پایلوری
- استفاده از داروهای ضد درد غیر استروئیدی
- کشیدن سیگار
- نوشیدن الکل
- داشتن فامیلی که زخم گوارشی دارد
- سن بالای ۵۰ سال
آیا زخم گوارشی ممکن است بدتر شود؟

زخم گوارشی در صورتی که درمان نشود می تواند بدتر شود. اگر هرکدام از علائم زیر را دارید به پزشک خود اطلاع دهید:
- درد ناگهانی وتیز که از بین نمی رود.
- مدفوع سیاه رنگ یا خونی
- استفراغ خونی یا استفراغی که به رنگ قهوه به نظر می رسد.
این علائم می تواند نشانه هایی از موارد زیر باشند:
- زخم در عمق معده یا اثنی عشر پیشرفت کرده است یا آنها را سوراخ کرده است.
- زخم یک رگ خونی را شکافته است.
- زخم باعث توقف حرکت غذا از معده به اثنی عشر ( دوازده) شده است.
این علائم باید به سرعت درمان شوند. شما ممکن است نیاز به جراحی داشته باشید.
چگونه بدانیم که آیا زخم گوارشی داریم یا خیر؟

اگر نشانه ای دارید به پزشک مراجعه کنید. پزشک ممکن است موارد زیر را در خواست نماید:
- یک تصویر اشعه X از معده و اثنی عشر به نام «مجموعه گوارش فوقانی» شما باید مایعی به نام باریوم را بنوشید تا معده و اثنی عشرتان در تصویر مشخص باشد.
- آندوسکپی از یک لوله (چراغ دار با یک دوربین کوچک در انتهایش) برای مشاهده معده و اثنی عشرتان استفاده می کنند. شما داروهایی برای آرامش یافتن استفاده می کنید و بنابراین پزشک می تواند لوله نازک را از دهان شما به داخل معده و اثنی عشرتان بفرستد. پزشک ممکن است نمونه کوچکی از بافت معده شما را برای مطالعه در زیر میکروسکوپ بردارد. این روش نمونه برداری نام دارد.
اگر زخم گوارشی دارید پزشکتان ممکن است آزمایش تنفسی، خون یا بافتها را انجام دهد تا ببیند آیا باکتری باعث ایجاد زخم شده یا خیر؟
زخم گوارشی چیست؟ زخم گوارشی زخمی در آستر مخاط معده یا اثنی عشر است. اثنی عشر قسمت ابتدایی روده کوچک است. اگر زخم در معده باشد به آن زخم معده گفته می شود و اگر دراثنی عشر باشد به آن زخم اثنی عشر می گویند. ممکن است بیش از یک زخم داشته باشید.بسیاری افراد زخم گوارشی دارند. زخم های گوارشی می توانند با موفقیت درمان شوند. اولین قدم مراجعه به پزشک است. نشانه های زخم گوارشی چیست؟ - درد سوزشی در شکم شایعترین نشانه است. درد خصوصیات زیر را دارد: - شبیه یک درد مبهم احساس می شود. - برای روزها و هفته ها می آید و می رود. - ۱ تا ۳ ساعت بعد از غذا شروع می شود. - نیمه شب وقتی معده شما خالی است می آید. - معمولاً بعد از غذا خوردن از بین می رود. سایر نشانه ها شامل موارد زیر هستند: - از دست دادن وزن - بی اشتهایی - درد در حین غذا خوردن - احساس ناراحتی در معده - استفراغ برخی افراد با زخم گوارشی نشانه های خفیفی دارند. اگر هر یک از این نشانه ها را دارید ممکن است زخم گوارشی داشته باشید و باید پزشک خود را ببینید. چه چیزی باعث زخم گوارشی می شود؟ زخم های گوارشی عموماً به وسیله موارد زیر ایجاد می شوند: - باکتریی به نام هلیکو باکتر پیلوری یا به اختصار اچ پایلوری. - داروهای ضد درد غیر استروییدی مانند آسپیرین و ایبوبروفن - سایر بیماریها بدن شما اسید قویی را برای هضم غذاها تولید می کند. یک آستر قسمت داخلی معده و اثنی عشر شما را از این اسید محافظت می کند. اگر این آستر از هم گسیخته شود، اسید می تواند به دیواره ها آسیب بزند. هر دو مورد اچ پایلوری و داروهای ضد درد غیر استروئیدی آستر را ضعیف می کنند و در نتیجه اسید می تواند به دیواره معده یا اثنی عشر برسد. اچ پایلوری تقریباً باعث دو سوم زخمهاست. بسیاری افراد اچ پایلوری دارند اما همه کسانی که عفونت دارند دچار زخم گوارشی نمی شوند. بقیه زخمها بیشتر به دلیل داروهای ضد درد غیر استروئیدی ایجاد می شوند. به ندرت سایر بیماریها می توانند باعث بروز زخم شوند. آیا استرس یا غذاهای چاشنی دار می توانند باعث بروز زخم شوند؟ خیر، نه استرس و نه غذاهای چاشنی دار هیچیک نمی توانند با عث بروز زخم شوند. اما می توانند زخمها را بدتر کنند. نوشیدن الکل و سیگار کشیدن نیز می تواند زخمها را بدتر کند. چه چیزی خطر ابتلا من به زخمهای گوارشی را بیشتر می کند؟ در صورت وجود موارد زیر احتمال بیشتری برای ابتلا به زخم گوارشی دارید: - داشتن عفونت باکتری اچ پایلوری - استفاده از داروهای ضد درد غیر استروئیدی - کشیدن سیگار - نوشیدن الکل - داشتن فامیلی که زخم گوارشی دارد - سن بالای ۵۰ سال آیا زخم گوارشی ممکن است بدتر شود؟ زخم گوارشی در صورتی که درمان نشود می تواند بدتر شود. اگر هرکدام از علائم زیر را دارید به پزشک خود اطلاع دهید: - درد ناگهانی وتیز که از بین نمی رود. - مدفوع سیاه رنگ یا خونی - استفراغ خونی یا استفراغی که به رنگ قهوه به نظر می رسد. این علائم می تواند نشانه هایی از موارد زیر باشند: - زخم در عمق معده یا اثنی عشر پیشرفت کرده است یا آنها را سوراخ کرده است. - زخم یک رگ خونی را شکافته است. - زخم باعث توقف حرکت غذا از معده به اثنی عشر ( دوازده) شده است. این علائم باید به سرعت درمان شوند. شما ممکن است نیاز به جراحی داشته باشید. چگونه بدانیم که آیا زخم گوارشی داریم یا خیر؟ اگر نشانه ای دارید به پزشک مراجعه کنید. پزشک ممکن است موارد زیر را در خواست نماید: - یک تصویر اشعه X از معده و اثنی عشر به نام «مجموعه گوارش فوقانی» شما باید مایعی به نام باریوم را بنوشید تا معده و اثنی عشرتان در تصویر مشخص باشد. - آندوسکپی از یک لوله (چراغ دار با یک دوربین کوچک در انتهایش) برای مشاهده معده و اثنی عشرتان استفاده می کنند. شما داروهایی برای آرامش یافتن استفاده می کنید و بنابراین پزشک می تواند لوله نازک را از دهان شما به داخل معده و اثنی عشرتان بفرستد. پزشک ممکن است نمونه کوچکی از بافت معده شما را برای مطالعه در زیر میکروسکوپ بردارد. این روش نمونه برداری نام دارد. اگر زخم گوارشی دارید پزشکتان ممکن است آزمایش تنفسی، خون یا بافتها را انجام دهد تا ببیند آیا باکتری باعث ایجاد زخم شده یا خیر؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 17:51  توسط داود  | 

بوی بد دهان “علل و نحوه پیشگیری و درمان آن” (مرجع کامل اطلاعات)


بوی نا مطبوع دهان

بوی بد دهان یک علامت شناخته شده با سابقه تاریخی قدیمی است. بوی بد دهان می‌تواند دلیل عمومی یا موضعی داشته باشد. مشخص شده که تقریبا  ۸۵  درصد بوی دهان ناشی از عوامل موضعی است، از این جهت اهمیت روشهای بهداشتی مثل مسواک زدن دندانها و زبان محرز شده است. باید یادآوری کرد که بوی بد دهان به تنهایی یک بیماری نیست بلکه علامت بیماریهای مختلف است.

۷۶۵۸.jpg

 وجود بوی بد دهان معمولا در اکثر مواقع ناشی از عوامل بیماریزاست و نشان دهنده وجود یک بیماری است که باید شناسایی و تصحیح شود همینطور اکثر افراد احساس نگرانی درباره بوی بد دهان خود دارند. این نگرانی گاهی به آنجا میرسد که فرد از تماس با دیگران پرهیز می‌کند و هنگام صحبت کردن دست خود را جلوی دهان می‌گیرد و یا بطور مرتب از آدامس یا از انواع دهان شویه‌ها استفاده می‌کند. باید گفت چون گیرنده‌های بویایی خیلی سریع خسته می‌شوند و این گیرنده‌ها حدود یک ثانیه پس از تحریک به میزان  ۵۰  درصد با محیط سازگاری می‌یابند و سپس با سرعت کمتری به سازگاری خود ادامه می‌دهند، از دریافت بوها عاجز می‌شوند. به همین دلیل فرد مبتلا به بوی بد دهان خیلی سریع به آن عادت خواهد کرد، بنابراین شخص نمی‌تواند بوی بد دهان خویش را تشخیص دهد. مطالعات بر روی بزاق انکوبات شده و هوای تنفسی گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه ترکیب گوگرددار متیل مرکاپتان، سولفید هیدروژن و دی متیل سولفید را مسئول بیش از  ۹۰  درصد بوی بد دهان می‌داند که در این بین نقش دو ترکیب اول بیشتر است


بوی بد دهان ناشی از عوامل بیماریزا :

در این حالت بوی بد دهان به وسیله وضعیت‌های موضعی مثل بهداشت ضعیف دهان و عفونت لثه (ژنژیویت) مزمن بوجود می‌آید. مخصوصا در ژنژیویت مزمن اگر همراه با خونریزی از لثه‌ها باشد موجب بوی زننده و تنفرآور بخصوص هنگام صبح می‌شوددر تنفس دهانی (مثلا در وجود لوزه‌های بزرگ) بدبویی دهان در نتیجه ممانعت از شسته شدن طبیعی مخاط و دندان‌ها توسط بزاق است. زبان شیاردار، زبان مودار و زبان باردار چون به تجمع و نگهداری مواد غذایی کمک می‌کنند در ایجاد بوی بد دهان دخالت دارند. بیماریهای سینوس نظیر سینوزیت مزمن و فیستول سینوس دهانی و بیماریهای بینی ازجمله رینیت آتروفیک سل و سیفیلیس و رینیت چرکی همراه با ترشح و بیماریهای حلق نیز از علل بوی بد دهان هستند

بوی ناشی از بیماریهای سیستمیک از قبیل آبسه های ریه ، دیابت ،ناراحتی های گوارشی و غیره:

 

 چه۵۴۳۵۷.jpgارمین مورد از منشا بوی دهان بیماری های سیستمیک و بیماری های گوناگونی است که به ناحیه دهان مربوط هستند . از جمله این بیماری ها بیماریهای گوارشی و بیماری های تنفسی است ….. من از ذکر جزئیات علمی این بیماری ها خودداری میکنم چون این یک مقاله کاربردی برای عموم هست و زیاد تو بهر جزئیات علمی کار نباید رفت فقط به دو مورد اشاره میکنم که یکی عفونت های حاد ریوی و آبسه هائی که در ریه ممکن است وجود داشته باشد . این آبسه های ریوی بوی بدی را هنگام تنفس ایجاد میکند و در مان آن توسط متخصصین داخلی باید صورت گیرد . مورد دوم بیماری دیابت شیرین است که ممکن است بوی بدی را ایجاد بکند .بیماری های مختلف گوارشی و معده از جمله سرطان معده در موارد بسیار نادر باعث بوی دهان میشود مقوله ای تخصصی است و از عوارض بسیار جزئی این بیماری ها میباشد که با درمان این بیماری ها این بوی دهان نیز برطرف میگردد

 

بوی بد دهان ناشی از بیماریهای عمومی بدن :


در این نوع بیماریها، بیماریهای دستگاه تنفس تحتانی از درجه اول اهمیت برخوردارند.آبسه ریه بوی گندیده شبیه به بوی گوشت فاسد دارد که حتی گاهی اولین علامت بیماری است. علت این بوی بد بیشتر باکتریهای بی‌هوازی هستند. سل ریوی در حالت پیشرفته به سبب نکروز کازئوز و زخمی شدن ضایعات سلی باعث بدبویی دهان و بازدم ناشی از تنفس می‌شود. سایر بیماریهای ریوی نظیر برونشیت مزمن، پنومونی نکروزه و کلا هر حالت بیماری‌زا که بر روی درخت تنفسی و نای اثر بگذارد، ممکن است بوهای قابل اعتراض تولید کند. در اختلالات گوارشی و سوهضم، زخم‌های معده‌، سرطان مری و معده‌، یبوست و عفونت‌های روده‌ای نیز بوی بد دهان مشاهده می‌شود. در دیابت بوی استون در هوای بازدم به مشام می‌رسد. در نارسایی کلیه بوی شبیه آمونیاک و در سیروز کبدی بوی کیک گندیده به مشام می‌رسد. کمبود ویتامین و هر بیماری که سبب تب شود از علل بوی بد دهان می‌باشند.

بوی بد دهان ناشی از عوامل غیربیماریزا:
از این عوامل سیگار کشیدن را باید نام برد که نه تنها به خاطر بوی خود سیگار و توتون، بلکه به سبب ایجاد زبان مودار و کاهش جریان بزاق به بدبویی دهان کمک می‌کند. همچنین می‌توان بوی دهان صبحگاهی ناشی از توقف حرکت گونه، زبان و لب‌ها و نیز بر اثر کاهش جریان بزاق در طی شب اشاره کرد. به همین دلیل مسواک زدن قبل از خواب در کاهش بوی دهان صبحگاهی تاثیر زیادی دارد. پروتزهای ثابت و متحرک دندانپزشکی نیز درصورتیکه بهداشت دهان رعایت نشود سبب بدبویی دهان می‌شوند

  بوی بد دهان ناشی از عوامل عمومی غیربیماری‌زا:


دوران قاعدگی چون با افزایش میکروب‌های بزاق و همچنین افزایش  ۳۰۰  درصدی ترکیبات سولفوردار همراه است، بوی بد دهان را به دنبال دارد.
در حاملگی، در یائسگی و بلوغ نیز به دلیل تغییرات هورمونی بوی بد دهان وجود دارد. در گرسنگی به علت فساد شیره پانکرآس بوی بد دهان وجود دارد که حتی با مسواک زدن ازبین نمی‌رود. در افراد مسن بوی بد دهان به سبب تغییرات متابولیک و سایر علل نظیر کم‌آبی بدن‌، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتها و غیره است. در خستگی و ضعف که بدن نمی‌تواند محصولات فرعی زائد را با سرعتی بیش از سرعت تولید آنها دفع کند، امکان بوی بد دهان است. بوی بد دهان در خانم‌ها بیشتر از آقایان وجود دارد
در مورد نقش تغذیه در ایجاد بوی بد دهان باید گفت که دهان ما بوی آن چیزی را که می‌خوریم می‌دهد. به همین دلیل آنهایی که برنامه غذایی با فرآورده‌های گوشتی دارند، دهانشان بوهای مختلف زیادی نسبت به گیاه‌خواران می‌دهد. همچنین مشخص شده است که مصرف رژیم پرچربی منجر به ایجاد اسیدوز می‌شود و در هوای تنفسی بویی شبیه به آنچه در کمای دیابتی وجود دارد، بوجود می‌آید. بطور کلی غذاهایی که پروتئین زیاد و مواد قندی کمی دارند به علت ایجاد مواد سولفوردار باعث بدبوشدن دهان می‌شود. البته نقش غذاهای بوداری مثل سیر و پیاز کاملا معلوم است 
۴۵۶۵۳۴۵.jpgبوی بد دهان ناشی از داروها


ایزوسورباید  (Isordil) که محتوی هیدرات کلراید می‌باشد می‌تواند باعث بوی بد دهان شود آنتی‌هیستامین‌ها، آمفتامین‌ها، آرامبخش‌ها، دیورتیک‌ها، فنوتیازین‌ها و داروهای شبه آتروپین باعث کاهش تولید بزاق و بنابراین کاهش شستشوی خودبخودی حفره دهان و در نتیجه ایجاد بوی بد دهان می‌شوند. فنوتیازین‌ها سبب ایجاد زبان مودار می‌شوند
افراط در مصرف دخانیات، کهولت سن، یائسگی، بیماریهای عمومی با تب بالا، اضطراب، کم‌آبی بدن، مصرف بی‌رویه ادویه‌جات و عدم رعایت بهداشت دهان نیز از علل دیگر ایجاد بوی بد دهان هستند.

لازم به ذکر است  بوی نامطبوع دهان یکی از عمده ترین علل مراجعه بیماران به دندانپزشک است. این عامل، پس ازدرد و مسائل مربوط به زیبایی در مقام سوم قرار میگیرد. بوی نا خوشایند دهان میتواند موجب منزوی شدن فرد شود و عوارض اجتماعی و اقتصادی را در پیش داشته باشد.

مسأله بوی بد دهان از بد و خلقت مورد توجه است و تاریخ آن به هزاران سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد. در طول تاریخ بوی بد دهان توسط اقوام یهود، یونانیان ،رومیان و سپس مسلمانان مورد بحث قرار گرفته است . نخستین مدارک مکتوب بشر در زمینه مقابله با بوهای ناخوشایند دهان به عصر یونانیها و رومیان باستان میرسد. از هزاران سال پیش اهالی کشورهای حوضه مدیترانه، سقز (نوعی زرین بدست آمده از درخت پسته وحشی )را تا زمان ابداع آدامس برای خوشبو کردن بوی دهان میجویدند. در تعالیم مذهبی یهودیان و مسلمانان توجه خاصی نسبت به رفع بوهای ناخوشایند دهان مبذول شده است. تلمود (کتاب مذهبی یهودیان) حاوی روشهایی برای تهیه دهان شویه میباشد. تعالیم اسلامی نیز به نوبه خود استفاده از چوب درخت مسواک را به منظور تمیز کردن دندانهای و پیشگیری از بوی ناخوشایند آن ، تأکید مینماید. اگر چه با ارایه شیوههای طبی در بازار، از میزان این امر کاسته شده است.

از دیگر شیوههای قدیمی که برای مقابله با این معضل مورد استفاده قرار میگیرند، عبارتند از: جویدن میخک (عراق)، دانه های فلفل (تلمود) و جعفری (ایتالیا).

اولین تحقیق در مورد بوی بد دهان در قرن نوزدهم انجام گرفته است و امروزه کنگرههای جهانی ویژه برای حل این مشکل برگزار میشود و هزینههای هنگفتی را نیز به خود اختصاص میدهد. اکثر افراد بالغ حداقل گه گاه از بوی بد دهان رنج بردهاند واغلب افراد از بوی بد دهان خود آگاهی ندارند. علت عدم توانایی در استشام بوی بد دهان توسط خود فرد مربوط میشود به حسن تطابق ناشی از ادامه استشمام بو. چون گیرندههای بویایی خیلی سریع خسته میشوند و این گیرندهها حدود یک ثانیه پس از تحریک به میزان ۵۰ درصد با محیط سازگاری مییابند و سپس با سرعت کمتری به سازگاری خود ادامه میدهند، بنابراین از دریافت بوها عاجز میشوند. به همین دلیل فرد مبتلا به بوی بد دهان خیلی سریع به آن عادت خواهد کرد. لیکن در بررسیها مشخص شده است که تعدادی از افراد میتوانند وجود درجه بوی بد دهان خود را تعیین نماید که در بین این فراد تعداد زنان بیشتر است. و نیز لازم به ذکر است که بوی دهان در خانمها بیشتر از آقایان شایع است.

علل بوی بدن دهان:

 

 بوی بد دهان اغلب از باکتریهای موجود در دهان ناشی میشود، اما علتهای دیگری نیز وجود دارد که در سالهای اخیر به آن پی بردهاند، تا همین سالهای اخیر دندانپزشکان به بیماران توصیه میکردند که دندانها را مرتب مسواک کنند و بهداشت دهان ودندان را رعایت نمایند. اما این توصیه راه علاج قطعی بوی بد دهان نمیباشد.

عموماً بوی بد دهان وقتی پیدا میشود که جریان عادی ترشح بزاق کند شده باشد. همان طوریکه میدانید دهان انسان پر از باکتریهایی میباشد که همراه با صرف غذا بلعیده میشود. این باکتریها گازهای بد بو از خود خارج میسازند.
مطالعات انجام شده بر روی بزاق انکوبات شده و هوای تنفسی گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه ترکیب گوگردار، متیل مرکاپتان، سولفید ئیدروژن و دیمتیل سولفید را مسوول بیش از ۹۰ درصد بوی بد دهان میداندکه در این بین نقش دو ترکیب اول بیشتر است . بدترین این گازها گاز سولفید ئیدروژن است که بوی شبیه تخم مرغ گندیده دارد و همچنین متیل مرکاپتان که بوی تعفن اصطبل را میدهد .

در بررسیهای متعددی که در این زمینه انجام شده، مشخص گردیده که اندول، اسکاتول و متیل آمین به عنوان ترکیبات بد بوی موجود در بزاق دهان در متعفن ساختن فضای دهان مؤثرند. با این حال سهم این گازها در ایجاد بوهای ناخوشایند معلوم نشده است.
باکتریهای موجود در دهان غیر هوازی هستند. بزاق دهان غنی از اکسیژن میباشد، به همین دلیل جمعیت آنها را به شکل قابل ملاحظهأی کاهش میدهد، وقتی اشخاص سالم و معمولی شب میخوابند، جریان ترشح بزاق کند میشود و گاز سولفور متصاعد شده از باکتریها موجب بوی بد بامدادی دهان میگردد.

خوردن مسکرات، گرسنگی، زیاد حرف زدن، تنفس از طریق دهان بهنگام ورزش و هر عامل دیگری که سبب خشکی دهان گردد، عامل تولید بوی نامطبوع در دهان میشود. البته هنوز معلوم نشده به چه دلیل، اما استرس هم سبب بد بو شدن دهان میگردد. بسیار دیده شده که اشخاص وقتی در آزمایش شرکت میکنند و یا برای مصاحبه میروند، بعد از پایان جلسه، دهانشان خشک و نفس آنها بدبو میگردد.

۳۲۴۲۳.jpg

منشا بوی دهان که تحت هر شرایطی آزار دهنده است  عبارتند از:

 

  1. بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشیم از قبیل سیر، پیاز، الکل ، سیگار و……

  2. بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعیف …..

  3. بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سینوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها یاد میشود ….

  4. بوی ناشی از بیماریهای سیستمیک از قبیل آبسه های ریه ، دیابت ،ناراحتی های گوارشی و غیره

  5.  

در یک دید کلی بوی دهان حتما یک علتی دارد و اینطور نیست که بگوئیم دهان فلانی بد بو است و نمیشود کاری کرد؟! دهان هر فردی با هر نژاد و ملیتی در شرایط سالم نباید بوئی داشته باشد .آگر بوئی مشاهده میشود صد در صد علتی دارد که خارج از این چهار موردی که ذکر شد نمیتواند باشد. این اصل مهمی است که خیلی به آن بی توجه هستند (علی رغم سادگی موضوع) مثلا من افراد زیادی را دیده ام که در مطب به من میگوید … دکتر هر کاری میکنم بوی دهانم خوب نمیشود؟! مواردی هم که میشود علت بوی دهان را تشخیص داد و عملا نمیشود کاری کرد بسیار نادر است و تنها در یک مورد که بیماران دیابتی آن هم بعضی از موارد ممکن است دهانشان بوی استون مانندی بدهد که عملا نمیشود کاری کرد…. بقیه قابل درمان هستند و حداقل قابل کنترل ……

 ۵۳۴۵۴۳۵۶۴.jpg

منشاء بوی نامطبوع دهان

 


آنچه شما می خورید جذب رگهای خونی می شود و به ششها منتقل می شود.بوی بد دهان تا وقتی که ذرات غذایی از خون پاک نشده ادامه دارد و اگر هر روز از مسواک و نخ دندان استفاده نشود، ذرات غذا در دهان باقی می ماند و باعث تجمع باکتریها می شود که از دیگر علل بوی بد دهان است.همچنین دندانهای مصنوعی کاملا” تمیز نشده نیز محل مناسبی برای باکتریهای ایجاد کننده بوی بد دهان هستند.این باکتریها سمومی تولید می کنند که به لثه ها آسیب رسانده و در مراحل پیشرفته تر به استخوان های فک و صورت و سایر اجزای نگهدارنده دهان صدمه جدی خواهند زد.

سطح زبان یکی از قسمتهای اصلی تکثیر باکتریهایی است که بوی بد دهان و پلاک را میسازد.امروزه بسیاری از متخصصین دندانپزشکی اعتقاد دارند که عامل اصلی بوی بد دهان فعل و انفعالات شیمیایی روی سطح زبان است.


بوی بد دهان همچنین توسط بیماری خشکی دهان به علت کاهش ترشح بزاق نیز ایجاد می شود.این بیماری در اثر داروهای مختلف، مشکلات غدد بزاقی و یا تنفس مداوم از راه دهان ایجاد میشود و اگر شخصی از خشکی دهان رنج می برد، دندانپزشک یا بزاق مصنوع تجویز و یا استفاده از آبنبات بدون قند و مایعات فراوان را توصیه می کند.
از دیگر علل مهم بوی بد دهان دخانیات می باشد.دخانیات موجب لکه دار شدن دندانها، کاهش حس چشایی و ذائقه و صدمه دیدن لثه می شود.افرادی که از تنباکو استفاده می کنند بیشتر در معرض بیماریهای دندان و سرطان دهان قرار دارند.اگر از تنباکو استفاده می کنند باید از پزشک خود روشی برای ترک این عادت بخواهند.
بوی بد دهان ممکن است نشانه بی نظمی استفاده دارو در بیماریهایی مانند عفونت موضعی در اندام تنفسی(مجرای بینی-نای-شش)، سینوزیت مزمن، آبریزش بینی، برونشیت مزمن، دیابت، اختلالات معده و ناراحتی مزمن کلیه یا کبد باشد.بنابراین اگر دندانپزشک سلامت دهان و دندان فرد را تأ یید کرد، برای تشخیص علت بوی بد دهان به پزشک خانوادگی و یا متخصص داخلی و گوارش مراجعه کند.
منشاء بوی نامطبوع دهان میتواند خود دهان یا نواحی دیگر باشد در ۸۵ درصد موارد بوی بد دهان منشاء دهانی دارد.
یکی از شایعترین منابع بوی ناخوشایند داخل حفره دهانی، خط لثه به ویژه مناطقی از لثه که در فواصل بین دندانها قرار گرفته و محل تجمع باکتریها هستند، میباشد. بررسیهای کلینیکی که تا کنون انجام شده، این نکته را آشکار میکند که افراد مبتلا به بیماریهای نسوج اطراف دندان، بیش از افراد سالم، دچار بوی ناخوشایند دهان هستند. در اشخاص مبتلا به این بیماریها، تجمع بیشتری از میکروبها و بقایای مواد غذایی همچنین اجزای گوگردی فرار، روی زبانشان (در مقایسه با افراد سالم) دیده میشود. این افراد میتوانند پس از عبور نخ و یا خلال دندان از فاصله بین دندانها و استنشاق آن، به شدت این عارضه پیببرند و منشاء آن را مشخص نمایند. بنابراین با پاک نگهداشتن دندانها (بویژه مسواک زدن و نخ کشیدن) میتوان بوی ناخوشایند آن را برطرف کرد.
 
در صورتیکه دندانها سالم، بهداشت خوب و بافتهای نگهدارنده دندانها سالم باشد بوی دهان میتواند مربوط به قست خلفی سطح پیش زبان باشد که مکانی بسیار مساعد برای رشد میکروبهاست. بوی نامطبوع برخاسته از سطح پشتی زبان معمولاً تفاوت آشکاری با بوی متصاعد شده از لثهها دارد. بنابراین، شیوة سادهای برای ارزیابی بوی نامطبوع زبان موجود است. در این روش از شخص مورد نظر بخواهید تا مچ دست خود را بلیسد و پس از چند ثانیه، بوی دست او را استنشاق کنید. با وجود این، منبع اصلی بوی ناخوشایند معمولاً در انتهای سطح پشتی زبان و در نزدیکی حلق قرار دارد. بنابراین برای نمونهگیری بهینه از این منطقه، میتوانید سطح پشتی زبان را با یک قاشقک پلاستیکی بخراشید. در موارد بسیاری، با خراشیدن این ناحیه ترشحات زرد رنگی بدست میآید. این ماده از ترشحات بخش پشتی حفرهبینی تشکیل شده که در سطح فوقانی زبان انباشته میشود و سپس تجزیه میگردد. بنابراین با توجه به کیفیت بلغمی این ترشحات و موقعیت مکانی آن روی زبان همچنین رژیم غذایی خاص جوامع غربی، ترشحات یاد شده با جویدن و بلعیدن مواد غذایی از سطح زبان زودوره نمیشود.
بوی بد دهان ممکن است حتی در بچه های قبل از دبستانی هم وجود داشته باشد. این بو مثل بوهای سایر قسمتهای بدن میتواند به واسطه فساد هوازی باکتریها باشد. علاوه بر نواحی معمول داخل دهان (زبان ،زیر لثه، لثه بین دندانها) که میتواند منشاء بوهای بد دهان باشد عوامل دیگری از جمله پرکردگیهای غلط، روکشهای نا مناسب دندانی، گیر غذایی در بین دندانها و آبسهها نیز میتوانند موجب بوی بوی بد دهان شوند.
پوسیدگی دندانی در صورت وسیع بودن با به دام انداختن مواد غذایی میتوانند دهان را بدبو نمایند. دندانهای مصنوعی نیز از علل مهم بوی بد دهان هستند. به خصوصی اگر در طول شب در دهان باشند. هرگاه جریان بزاق در پایینترین سطح خود باشد (مثلا هنگام خواب یا قبل از صرف وعده غذایی)، بوی دهان افزایش مییابد. برعکس، عمل جویدن که موجب افزایش بزاق میشود با شستشوی حفره دهان موجب کاهش بوی بد میشود.
هرگاه علت دهانی بوی بد مشخص نشود میتوان به بیمار توصیه کرد که یک هفته از دهان شویه ضد میکروبی برای شستشو و قرقره کردن در دهان استفاده نمایند در صورتیکه بوی بد تا حد قابل توجهی کاهش یافته میتوان برای آن منشاء دهانی در نظر گرفت.
منابع خارج دهانی نیز برای بوی بد دهان شناخته شده است از جمله مشکلات مربوط به مجرای بینی که در اینصورت بوی بد بطور بارزتری از بینی به مشام میرسد. بوی بینی میتواند نشانه عفونت واضح بینی باشد مانند سینوزیت یا مشکلی که مجرای عبور هوا و ترشحات مخاطی را درگیر کرده باشد مثل پولیپ بینی، ناهنجاریهای فکی جمجمه ای مثل شکاف کام نیز ممکن است از عوامل مؤثر باشد. تمایل زیاد بچهها برای قرار دادن جسم خارجی در سوراخ بینی نیز یکی از علل شایع بوی بد یا تنفرانگیز از بینی است.
نقش لوزهها در بوی بد مزمن روشن نیست اما در بچهها بوی بد موقت همراه با عفونت لوزه معمول است. گاهی در شکافهای لوزه موادی ایجاد میشود که میتواند نقش کمی در بروز بوی بد دهان داشته باشد.
بسیاری از بیماریهای خارج دهانی میتواند منجر به بوی بد دهان شود. از میان این بیماریها، بیماریهای دستگاه تنفسی تحتانی از درجه اول اهمیت برخوردارند. آبسه ریوی بوی گندیده شبیه به بوی گوشت فاسد دارد که حتی گاهی اولین علامت بیماری است. علت این بوی بد بیشتر باکتریهای بی هوازی هستند. سل ریوی در حالت پیشرفته به سبب نکروز کازئوز و زخمی شدن ضایعات سلی باعث بدبویی دهان و بازدم ناشی از تنفس میشود. سایر بیماریهای ریوی نظیر برونشیت مزمن، پنومونی نکروزه و… که حالت بیماری را برروی درخت تنفسی و نای ایجاد نماید بوهای نامطبوع ایجاد میکند.
در اختلالات گوارشی و سوء هضم، زخمهای معده، سرطان مری، عفونتهای رودهای نیز بوی بد دهان مشاهده میشود. در دیابتهای کنترل نشده بوی استون در هوای بازدم به مشام میرسد. در نارسایی کلیه بوی شبیه آمونیاک و در سیروز کبدی بوی کیک گندیده به مشام میرسد . در اشخاصی با اختلال بسیار نادر نارساییهای متابولیکی نیز بوی نامطبوع دهان دیده میشود. نمونه چنین نارسایی تری متیل آمنیوری است که بوی بسیار ناخوشایندی شبیه بوی ماهی گندیده از دهان فرد مبتلا به مشام میرسد. در چنین بیمارانی مواد غذایی مثل تخم مرغ، برخی از لوبیاها و هم چنین مواد غذایی غنی از ترکیبات کلر، سبب ایجاد بوی نامطبوع دهان میشوند. در روده بزرگ انسان یک آنزیم، کلر را به تری متیل آمین تبدیل میکند که یک ماده بدبو میباشد اما در معده شخص مبتلا به سندرم ماهی، مقدار زیادی تری متیل آمین دست نخورده باقی میماند و لذا دهان آنها بدبو و بویی شبیه بوی ماهی گندیده از نفس آنها به مشام میرسد .
برخی از داروها هم میتوانند عامل بوی بد دهان باشند. آنتی هیستامینها، آمفتامینها، آرام بخشها، دیورتیکها، فتوتیازینها و داروهای شبیه آتروپین جریان تولید بزاق را کند میسازد و بنابراین شستشوی خود به خود حفره دهان کاهش مییابد و امکان میدهد که باکتریها تکثیر یابند.
در رابطه با سیگار و دخانیات باید متذکر شد که بوی آن تا یک روز بعد از کشیدن از دهان قابل استشمام است و جالب اینکه در گذشته، پیش از صدها سال مردم برای پنهان کردن بوی بد دهان از سیگار استفاده میکردهاند . سیگار کشیدن نه تنها به خاطر بوی خود سیگار و توتون بلکه به سبب ایجاد زبان مودار و کاهش جریان بزاق به بدبویی دهان کمک میکند.
عامل دیگر بوی دهان مواد غذایی میباشند که ما مصرف میکنیم. دهان ما بوی آن چیزی را میدهد که میخوریم، به همین دلیل آنهایی که برنامه غذایی با فرآوردههای گوشتی دارند،دهانشان بوی مختلف نسبت به گیاهخواران میدهد. همچنین مشخص شده است مصرف رژیم پر چربی منجر به ایجاد اسیدوز میشود و در هوای تنفسی بویی شبیه به آنچه در کمای دیابتی وجود دارد، بوجود میآید. بطور کلی غذاهایی که پروتئین زیاد و مواد قندی کمی دارند به علت ایجاد مواد سولفوردار باعث بد بو شدن دهان میشود. البته نقش غذاهای بودار مثل سیر و پیاز کاملاً معلوم است. با همه خواصی که دارد، بوی تند و زنندهای ایجاد میکند. اینکه گفته میشود بوی سیر از معده بر میگردد و از دهان منتشر میشود، صحیح نمیباشد. بوی سیر در واقع بلافاصله بعد از خوردن پیدا میشود. ترکیبات گوگردی سیر دارد شریانهای خونی میشود، از آنجا به ششها میرود و سپس بوی نامطبوع با بازدم خارج میشود. سیر حتی بدون اینکه خورده شود و وارد معده بگردد، میتواند نفس را آلوده کند. در یک آزمایش، یک دانه سیر را به پاهای یک پسر بچه ۱۲ ساله مالیدند، بوی سیر از طریق منقدهای زیر پوست وارد بدن، از آنجا به ریهها و نهایتاً با بازدم از دهان پسر بچه خارج شد.
پیاز، بخصوص پیاز خام، ادویه جات هندی و کاری و الکل هم از طریق شریانهای خونی، روی نفس انسان تأثیر میگذارند. راه درمان مطمئنی برای بوی بد دهان ناشی از غذا، هنوز شناخته نشده است، مگر آنکه صبر کنیم تا بوی نامطبوع بتدریج از میان برود. نوشیدن مایعات، آب وچای همراه غذا میتواند به از بین رفتن بوی بد حاصل از مواد غذایی سرعت بخشد.
اگر نفس شما در مقابل سیر و دیگر مواد بودار، واکنش شدید نشان میدهد، بهتر است از آنها کمتر مصرف کنید. تأثیر تلاش دفع بوی نامطبوع دهان با موادی مثل نعناع و جعفری بسیار اندک است. در واقع درمان از این نوع میتواند به بوی بد دهان شدت بخشد، چرا که ترکیب دو بو، میتواند بوی نامطبوعتری را بوجود بیاورد.
افرادی که رژیم غذایی میگیرند، در مقابل بوی بد دهان آسیب پذیر میشوند. این اشخاص چربیهای ذخیره شده را میسوزانند و استین تولید میکنند که بوی نامطبوعی دارد. بنابراین به هنگام وزن کم کردن توجه خاصی بایستی به بهداشت دهان و دندان مبذول گرد و مایعات فراوان بخصوص آب ساده صرف کنند.
بالاخره، برخی از خانمها در دوران قاعدگی احساس میکنند که بوی دهانشان نامطبوع شده است. علت این امر افزایش میکروبهای بزاق و همچنین افزایش ترکیبات سولفوردار است. تغییرات هورمونی در دوران قاعدگی و نیز حاملگی، یائسگی و بلوغ میتواند بوی بد دهان را ایجاد نماید. در گرسنگی به علت فساد شیره پانکراس بوی بد دهان وجود دارد که حتی با مسواک زدن هم از بین نمیرود . در افراد مسن بوی نامطبوع دهان به سبب تغییرات متابولیک و سایر علل نظیرکم آبی بدن، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتهاء و … است. در حالات خستگی و ضعف نیز که بدن قادر نمیباشد محصولات فرعی زائد را با سرعتی بیشتر از سرعت تولید آنها دفع نماید، امکان بوی بد دهان است . 
۵۴۶۴۶.jpgدرمان بوی بد دهان

چون اغلب بوهای بد دهان به علت عوامل موضعی است، بنابراین حذف این عوامل و اصلاح ناهنجاری‌های موجود در دهان اولین قدم درمان است. رعایت بهداشت دهان شامل مسواک زدن دندان‌ها، لثه، زبان و استفاده از نخ دندان در کاهش بوی بد دهان با منشا دهانی بسیار موثر است. مسواک زدن دندان‌ها و زبان ترکیبات سولفوردار را برای مدت یک ساعت به میزان  ۷۰  تا  ۸۵  درصد کاهش می‌دهد. باید توجه کرد که زبان یکی از جایگاه‌های اصلی میکروبها در دهان است و این به دلیل جمع شدن عوامل میکروبی در سطح پشتی زبان است و باید یک قسمت ضروری از بهداشت دهان معطوف به زبان شود.

در بیمارانی که به سبب خشکی دهان (به دنبال مصرف داروهایی که قبلا ذکر شد و یا بر اثر بیماری) بوی بد دهان دارند می‌توانند از آدامس‌های بدون شکر استفاده کنند
بطور کلی بوی بد دهان ناشی از عوامل موضعی بیماری‌زا زمانی ازبین می‌رود که بیماری درمان شود و بهداشت دهان رعایت گردد. استفاده از دهان‌شویه‌ها اثر موقتی در کاهش بوی بد دهان دارد. در حقیقت کوشش برای حذف بوی بد دهان با استفاده از دهان‌شویه‌ها علاوه بر اینکه موقتی است، حتی ممکن است بیماری عمومی را نیز از دید دندانپزشک مخفی نگه دارد بطور کلی پوشاندن بوی دهان با یک بوی معطر و قوی‌تر مناسب نیست و درمان باید بیشتر معطوف درمان علت اصلی باشد.

بطور کلی جهت کاهش بوی دهان باید از سیگار کشیدن، نوشیدن نوشابه‌های بودار، خوردن غذاهای با ادویه زیاد، غذاهای گوشتی زیاد، غذاهای معطر شده با پیاز و سیر، افراط در مصرف مواد چربی‌دار مخصوصا کره و روغن‌های مختلف اجتناب شود. در حالی که خوردن میوه‌های تازه و سبزیجات و بطور کلی رژیم غذایی غنی از فیبر ارجحیت دارد. همین طور نوشیدن آب زیاد در کاهش بوی بد دهان تاثیر بسزایی دارد

 بوی نامطبوع دهان را میتوان به روشهای مکانیکی، شیمیایی و یا تلفیقی از دو روش یاد شده درمان نمود. از جمله شیوههای مکانیکی درمان این عارضه میتوان به مسواک زدن، برس زدن عمیق زبان، پاک کردن فضاهای بین دندانی (با استفاداه از نخ دندان و یا برسهای مخصوص فضاهای بین دندانی)، جویدن سبزیهای پرالیاف، آدامس یا قرصهای جویدنی، زدودن ادواری جرم دندان اشاره نمود.
مصرف کنندگان، بیشتر از دهان شویه شیمیایی برای بر طرف کردن بوی ناخوشایند دهان استفاده میکنند. در میان عوامل ضد باکتریایی که در این رابطه مورد استفاده قرار میگیرند. «کلروهگزیدین» یکی از مؤثرترین فرآوردهها میباشد. طیف ضد باکتریایی گسترده این ماده و تأثیر طولانی آن در محیط دهان، امکان کاهش دراز مدت بوی ناخوشایند دهان را فراهم میکند. گرچه دندانپزشکان استفاده ممتد از این فرآورده را توصیه نمیکنند. با وجود این دهان شویه حاوی کلرو هگزیدین میتواند به تشخیص زود هنگام این نکته که آیا بوی ناخوشایند از حفره دهان سرچشمه میگیرد یا نه، کمک نماید.

«لیسترین» دهان شویهای است که با استقبال فراوانی مواجه شده و حاوی انواع اسانسهای روغنی و الکل است.چنانچه این فرآورده روزی دوبار و هر مرتبه به مدت ۳۰ ثانیه در ۶ هفته مورد استفاده قرار گیرد. موجب کاهش دراز مدت بوی ناخوشایند دهان میشود. با وجود این بیشترمصرف کنندگان این فرآورده، تنها به مدت چند ثانیه آن را غرغره میکنند.

تولید کنندگان دهان شویه به کاهش غلظت الکل اتیلیک در فرمولاسیونهای ابداعی خود گرایش دارند. گنجانیدن الکل در فرمولاسیون دهان شویه موجب بهبود طعم آن میشود. همچنین اسانسهای روغنی را انحلال پذیر می کند و دارای خاصیت ضدمیکروبی است. اگر چه افزودن الکل در فرمولاسیون دهان شویهها معایبی از جنبه سلامت مصرف کننده نیز در بر دارد. زیرا الکل با خاصیت قابض خود عملاً موجب وخامت و تشدید بوی ناخوشایند دهان میشود. از دیگر تأثیرات این ماده که تاکنون به میزان کافی مورد بررسی قرار نگرفته است عبارتند از:

احتمال متابولیزه شدن الکل در دهان که تشکیل مواد بودار را در پیدارد، ضمن آنکه بقایای الکل موجود در دهان سبب آشکار شدن بیشتر اجزای بدبو میشوند به همان ترتیبی که وجود الکل در فرمولاسیون عطر موجب آشکار شدن پیش رایحه میگردد.

 درمان بیماریهای دندان و حفظ سلامتی دهان برای از بین بردن بوی بد دهان ضروری است.برنامه منظمی برای معاینه دندانپزشکی و تمیز کردن دهان باید تهیه کرد.با معاینات منظم و دوره ای و مداوم دندانها ، دندانپزشک شما به راحتی قادر به تشخیص و درمان بیماری خواهد بود.اگر شخصی فکر میکند بوی بد دهانش ادامه دارد باید لیستی از غذاها و داروهایی که مصرف می کند تهیه کند چون بعضی داروها ممکن است در تولید بوی بد دهان نقش داشته باشند.از طرفی دیگر یکی از مهمترین علایم هشدار دهنده بیماریهای لثه تداوم بوی بد دهان یا طعم بد آن است.اگر عمل جراحی یا هر بیماری دیگر داشته باشد باید دندانپزشک خود را در جریان قرار دهد.باید بطور روزانه از مسواک و زبان پاک کن برای از بین بردن باقی مانده غذا و پلاک استفاده کرد، زبان را شست و یک بار در روز نخ دندان برای تمیز کردن بین دندانها استفاده کرد و اگر از دندان مصنوعی استفاده می شود باید آن را شبها در آورد و قبل از استفاده مجدد کاملا” تمیز کرد.

تا به حال عمدتا” مسواک و نخ دندان به عنوان وسیله اصلی بهداشت دهان و دندان توصیه و از مسواک برای پاک کردن سطح زبان استفاده می شد.امروزه برای این امر وسیله ای به عنوان زبان پاک کن طراحی شده است که علاوه بر تمیز کردن سطح زبان و رفع بوی بد دهان در سلامت دندانها و لثه نیز بسیار مفید است.


در مجموع باکتری هایی که به آسانی توسط زبان پاک کن برداشته می شوند، از همان دسته ای هستند که باعث گلودرد میکروبی می شوند.بیشتر مردم عقیده دارند، حس چشایی آنها بعد از استفاده از زبان پاک کن بهتر می شود.بر اساس پژوهشهای انجام شده، زبان پاک کن عاملی برای افزایش میل و اشتها به غذا در افراد مسن مرفی شده است.
مهمترین نکته قابل توجه، تحقیقات جدید و امیدوارکننده ای است که ارتباط سلامتی و بهداشت دهان و زبان را با تندرستی عمومی بدن نشان میدهد.پژوهشگران عقیده دارند باکتریهای موجود در پلاکها در بیماریهای قلبی شرکت می کنند.این باکتریها سبب تشکیل لخته خون و در مرحله بعد موجب انسداد شرایین و تنگی عروق می شوند.نهایتا” در بهار سال ۲۰۰۰ متخصصین فرضطه ارتباط میان سلامت حفره دهان و سلامت عمومی بدن را به اثبات رساندند.همچنین در ماه مارس ۲۰۰۱ ارتباط میان باکتریهای اشاره شده و بیماریهای ریوی مطرح گردید و در مقالات اخیر مجله انجمن دندانپزشکی آمریکا استفاده از زبان پاک کن به عنوان اقدامی مفید در پیشگیری از موارد فوق مطرح شده است.

 

۴۳۵۴۳۵.jpg

حال به توضیح  موارد بالا میپردازیم

 

بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشیم

بوی  مواد مصرفی با کاهش مصرف و یا عدم مصرف برطرف شده و اثر پایداری ندارد حتی افراد سیگاری هم بعد از اینکه مدتی از ترک سیگارشان گذشته باشد بدون اینکه احتیاج به کار خاصی داشته باشد بوی بد آن بمرور از بین میرود مواد تندی مثل سیر غیر از اینکه در محیط دهان خورده ریزه های آن باقی میماند از طریق  سیستم گوارشی هم  برای مدتی باعث انتشار بو میشود .جویدن آدامس و خوب مسواک زدن در کاهش بو موثر خواهد بود .

بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعیف

 

بوی ناشی از عدم رعایت بهداشت دهان و دندان شایعترین نوع بوی بد دهان میباشد .بخوبی میدانید که محیط دهان پر از میکروارگانیزم های مختلف است که به طور طبیعی در محیط دهان بدون ایجاد مشکل خاصی وجود دارند …. مصرف مواد غذائی اگر منجر به این شود که خرده ریزه های این مواد مصرفی در محیط دهان باقی بمانند این میکروارگانیسم ها شروع به تجزیه این مواد کرده و حاصل آن محصولات گازدار مختلف است که بسته به نوع مواد تجزیه شده دارای بوهای متفاوت میباشد .رسالت اصلی مسواک زدن و استفاده از نخ دندان این است که محیط دهان را از هر نوع مواد باقی مانده پاک کرده و این روند را مختل سازد ( روند تجزیه مواد باقی مانده) حال به هر علتی نتوانیم در تمیز کردن این محیط موفق شویم غیر از مشکلات دندانی و لثه ای که ممکن است بوجود آید از عوارض طبیعی آن بوی بد دهان خواهد بود . نواحی که من به تجربه دریافته ام که شکست در تمیز کردن آنها منجر به بو گرفتن محیط دهان میشود را برای شما مطرح میکنم:

 

۱- دندانهای پوسیده :

 

پوسیدگی دندانها با توجه به اینکه ایجاد حفره هائی را در داخل دندان ایجاد میکند عملا مانع تمیزکردن این محیط توسط مسواک گشته علاوه بر اینکه روند پوسیدگی را تسریع میکند باعث ایجاد محیطی برای رشد میروارگانیسم هاشده و غذا های مصرفی هم که در این حفره ها باقی میماند دست به دست هم داده و باعث بوی دهان میشود …. این پوسیدگی ها ممکن است از بین دندانها باشد و یا احتمالا در زیر پرگردگی های قبلی بوجود آید . و شما با دید مستقیم نبینید ….. لذا معاینه توسط دندانپزشک و متعاقب آن پر کردن دندانهای پوسیده در رفع بوی دهان موثر خواهد بود

 

۲- انواع بیماری های لثه :

 

 لثه هائی که ملتهب و متورم هستند محیط مناسبی برای تجمغ غذائی و میکروارگانیسم ها هستند .در ضمن در یک لثه بیمار پاکت هائی بین لثه و دندان ایجاد میشود که از یک میلیمتر تا چندین میلیمتر ممکن است که عمق داشته باشد و عملا مسواک قدرت تمیز کردن این فضا ها را ندارد و همین امر باعث ایجاد محیط های مناسبی برای تولید گاز های نامطبوع که حاصل عملکرد میکروارگانیسم ها بر روی غذا های باقی مانده است میشود …… درمان بیماری های لثه در هر حدی که باشد صددرصد در رفع این بوها موثر خواهد بود ….. در بعضی بیماری های پیشرفته لثه خود لثه عفونی هم بوی شدیدی دارد و میکروبها شروع به تخریب لثه میکنند که همراه با بوی تعفن شدید است

 

 * نواحی که تمیز کردن آن با مسواک و نخ دندان مشکل است:

 

این نواحی عبارت است از:

۱- ناحیه دیواره پشتی دندان عقل که به خاطر دسترسی مشکل …..تمیز کردن آن خوب صورت نمیگیرد و حالت تهوع و نبودن فضای کافی برای رشد دندان عقل هم این وضعیت را تشدید میکند و همین ناحیه محلی برای تجمع میکروبی میگردد 

 ۲- ناحیه سطح زبان بخصوص قسمت خلفی آن که پرز های درازتر و بزرگتری دارد و بعد از غذا خودن در این نواهی خورده غذائی مانده متعفن شده و باعث بوی دهان میگردد. مسواک زدن سطح زبان در رفع بوهائی که از این ناحیه منشا گرفته خیلی موثر خواهد بود

 ۳- زیر پر کردگی های نامناسب و پروتز های ثابتی که در دهان دارید: پروتز هائی که در دهان دارید از هر نوعی که باشد نحوه تمیز کردن خاص خودش را دارد که حتما باید از دندانپزشک خو بپرسید .پروتز های ثابت هم تکنیک های خاصی را برای تمیز کردن لازم دارد که عدم تمیز بودن زیر آن باعث گیر غذائی و آغاز ایجاد بوهای نامطبوع است . اگر پروتز ثابت به طور مناسب ساخته نشود به طوری که غیر قابل تمیز کردن باشد با هیچ راهی نمیشود آنها را تمیز کرد و باید تعویض کردد. پر کردگی های نامناسب بخصوص پر کردگی هائی که با آمالگام صورت گرفته و از دیواره دندان بیرون زده تر پر میشود را هم نمیشود با مسواک و نخ دندان تمیز کرد و بایستی تعویض گردد .

در صورتی که تمامی این مشکلات در محیط دهان و دندان رفع شده باشد دیگر امکان اینکه بوی دهان داشته باشیم نخواهد بود به شرطی که این بو از ناحیه دهان و دندان باشد …..اکثرا افرادی که از بهداشت خوبی برخوردارند و لی باز از بوی دهان رنج میبرند به مجاورات دهان که عبارت است از چین های مختلفی که در حلق وجود دارد لوزه ها ،سینوسهای فکی .غافل هستند.

 

 پس میرسیم به قسمت سوم مبحث:

 

بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سینوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها یاد میشود

 

 مجاورات دهان و دندان:

 

اگر ته گلوی خود را بخوبی در آینه نگاه کنید متوجه میشوید که بعد از اتمام دندانها و هنوز به لوزه ها نرسیده چین های مختلفی وجود دارد که تمامی آنها محیط مناسبی برای گیر غذائی میباشد در ضمن خود لوزه ها بخصوص در افرادی که سابقه عفونت های متعدد در ناحیه لوزه دارند لوزه ها به صورت نمای گل کلمی در میاید که همراه با شیار های گاهاً عمیق است و این شیار های روی لوزه ها هم باعث تجمع غذائی در این نواحی میشود که همه این محیط ها میتواند باعث بوهای وحشت ناکی در محیط دهان شود بدون اینکه مشکلی به لحاظ دهان و دندان داشته باشید .رسیدگی به این نواحی از مسئولیت های دندانپزشک خارج است و باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی رسیدگی گردد. ما معمولا بعد از اطمینان از نبودن مسئله ای در محیط دهان بیماران را برای چک کردن مجاورات دهان بخصوص لوزه ها و سینوسها به این متخصصین ارجاع میدهیم . 

 بعضی مواقع بیمارانی که لوزه های بزرگ و شیار دار دارند مواد مصرفی مانند آجیل و پسته . تخمه و… در این شیار ها جایگزین میشوند.و بوی بدی ایجاد میکنند که حتی با قرقره کردن معمولی هم برطرف نمیشود .معمولا متخصصین گوش و حلق و بینی با دوشیدن این لوزه ها ( فشار لوزه ها و تخلیه و شستشوی آن ) نسبت به این مشکل اقدام میکنند . من چند مورد را دیده ام که بعد از این کار بوی نامطبوع دهان نیز رفع شده است.

از دیگر مجاورات دهان که میتواند باعث بوی بد دهان شود سینوس های فکی میباشد. سینوسها حفره هائی در داخل استخوان های مختلف جمجمه واقع شده و توسط مجراهائی به حفره بینی و  از آنجا به ناحیه حلق  و دهان به طریقی مربوط هستند این حفره ها در صورت عفونی شدن که در کل به سینوزیت مشهور است با بوی نامطبوعی همراه است که همراه با تنفس بیمار ما متوجه این بو میشویم و در صورتی که این سینوزیت به صورت مزمن در آید دائما ترشحاتی خواهد داست که این ترشحات همراه با بوی زننده است و در مواردی از بیماران که از بوی بد دهان رنج میبرند این موارد را مشاهده کرده ام که باز این موارد باید توسط متخصصین گوش و حلق و بینی درمان گردد.

 

چند نکته در مورد درمان بوی دهان :

 

۱- هر فردی بوی بد دهان را در مورد خودش و سایرین تجربه کرده است .بوی دهان ممکن است مقطعی باشد بخصوص بوهائی که صبح موقع بیدار شدن ازخواب مشاهده میشود و بعد از خوردن صبحانه و مسواک زدن برطرف میشود . این بوی صبحگاهی طبیعی است و و به علت کاهش بزاق در طی شب و در ضمن عدم فعالیت محیط دهان در کل زمینه ای برای فعالیت میکرو ارگانیسم ها فراهم میکند که بعد از یک وعده غذا خوردن رفع میشود . لذا در صورتی که صبح صبحانه نخورده اید مواظب صحبت کردن خود باشید

۲- از اطرافیان نزدیک خود بخواهید که اگر بوی بدی از دهان شما متوجه شدن حتما تذکر دهند چون افراد جامعه وقتی متوجه بو میشوند هیچ وقت به زبان نمی آورند ولی اثر بد شخصیتی خود را میگذارد…. آشنایان نزدیک این لطف را در حق ما بکنند و تذکر دهند از این ضربه شدید به شخصیت مان جلو گیری میکنند.

۳- اگر در فردی متوجه بوی بد شدیم باید سعی کنیم به طور غیر مستقیم مطرح کنیم طرح مستقیم ممکن است ضربه روحی شدیدی ایجاد کند بخصوص که ارتباط عاطفی با هم داشته باشیم …. اگر هم متذکر نشویم باز رفتار مسئولانه ای نکرده ایم طرح غیر مستقیم بهترین وسیله است ….

۴- در صورتی که متوجه شدیم که دهانمان بو میدهد برای درمان اولین مرحله مراجعه به دندانپزشک و مشورت با آن است .دندانپزشک با یک معاینه کامل میتواند علت بوی دهان شما را تشخیص و درمان کند این درمان میتواند شامل جرم گیری آموزش مسواک زدن و استفاده از نخ دندان …. ترمیم دندانهای پوسیده و….. باشد ….. در صورت اطمینان از ناحیه دهان و دندان اگر مشکل بوی دهان رفع نگردید حتما باید به یک متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کنید و لوزه ها و حلق و سینوسها ی فکی را چک کنید حتما مشکل شما حل خواهد شد سایر مواردی که میتواند باعث بوی دهان شود آنقدر نادر است که طرح آنها اصلا کاربرد عملی ندارد …..

۵- افرادی هستند که دچار توهم بوی بد دهان هستند …. به این صورت که دهانشان بو نمیدهد ولی همیشه از این وحشت دارند که دهانشان بو میدهد …. این توهم بعضی مواقع آنقدر شدید است که در روابط اجتماعی فرد اثر نامطلوب میگذارد …. من این بیماران را در چندین مورد مشاهده کرده ام و بارها بهشون گفته ام که بوی بدی ندارند ولی باز این وسواس را دارند….. مشاوره با روانپزشک و علت یابی آن بسیار موثر خواهد بود.

۶- غرغره کردن با دهانشویه های مختلف را حتما در دستور کار روزانه بهداشتی خود قرار دهید ….. من دهانشویه ماتریکا که وطنی است و کاملا گیاهی است و از عصاره مایع گل بابونه تهیه شده را تجربه کرده ام و برای بیماران هم توصیه میکنم. 

 

***بازدید کننده محترم

شما می توانید جهت کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه به مطالب زیر مراجعه کنید :

۱- بوی بد دهان   “علل و نحوه پیشگیری و درمان آن”  (مرجع کامل اطلاعات)

۲- بوی بد دهان ( پاسخ متخصص به سوالات شما )

۳- بوی بد دهان

۴- با بوی بد دهان چه باید کرد ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:36  توسط داود  | 

علل غیر پاتولوژیک بوی بد دهان

علل غیر پاتولوژیک بوی بد دهان

افزایش سن

بوی دهان شیرخواران و کودکان شیرین ، بوی دهان در دوره بلوغ ناخوشایند ، بوی دهان بالغین تند و بوی دهان افراد سالخورده سنگین و زننده توصیف شده است. همراه با افزایش سن باکتریهای دهان افزایش می‌یابد و شاید به همین سبب زنندگی بوی دهان با افزایش سن بیشتر می‌شود. 

نفس صبحگاهی

شاید نفس صبحگاهی شایعترین علت هالیتوز باشد. دهان سرتاسر روز بوسیله بزاق شستشو می‌شود. PH بزاق حدود 5/6 و بطور خفیفی برای باکتریهای گرم منفی و بی هوازیها باکتریواستاتیک است. به هنگام خواب جریان بزاق کم می‌شود و بزاق گرد آمده به آرامی تغییر می‌کند. PH آن به حدود 7 می‌رسد وآنزیمها تخریب می‌شوند که خود باعث بودار شدن بزاق می‌گردد. از سوی دیگر ذرات غذا و اپیتلیوم جدا شده ، محیطی مناسب برای تغییر فلوئور دهان است. با تشدید رشد باکتریها و تخریب این مواد نفس ناخوشایند صبحگاهی پدید می‌آید. پس از برخاستن از خواب با خوردن ، نوشیدن و صحبت کردن جریان بزاق تحریک شده مواد را شسته و نفس صبحگاهی بطور طبیعی برطرف می‌گردد. 

نفس گرسنگی

دهان کسانی که به عللی چون رژیم غذایی یا روزه داری یک یا چند وعـــــده غذایی را نخورده‌اند ، بوی ناخوشایندی می‌دهد، برخی معتقدند این امر به علت بازدم ریوی محصولات فرار متابولیسم چربیها و پروتئینهای بدن است . کاهش جریان بزاق و خشکی دهان نیز قطعا نقش مهمی دارد. 

نفس قاعدگی

در برخی منابع به بوی بد دهان در زنان قاعده اشاره شده است. احتمالا روز قبل از شروع قاعدگی شروع می‌شود و گفته شده در زنان با قاعدگی دردناک بیشتر رخ می‌دهد. 

غذا

سیر شناخته شده‌ترین غذا در این ارتباط است. دیده شده که دادن سیر از راه فیستولهای دستگاه گوارش و حتی مالیدن آن به پاهای فرد می‌تواند منجر به بوی سیر در دهان وی شود. پیاز ، ماهی ، غذاهای ادویه‌دار ، رژیمهای پرچربی ، نوشابه‌های الکلی و رنگهای غذایی از سایر مواردی هستند که باعث بوی مخصوص به خــــــــود می‌شوند. 

داروها

دی متیل سولفوکسید ، آمیل ، نیتریت ، پارالدئید ، ایزوسورباید ، دی نیترات ، تتراسیکلین و برخی ویتامینها مثل ویتامین B6 از داروهایی هستند که می توانند باعث هالیتوز شوند. این امر احتمالا به علت دفع قسمتی از دارو از طریق ریه است. گزارشی از یک بیمار وجود دارد که استفاده نادرست از تتراسیکلین باعث زبان سیاه مودار و هالیتوز شده که با قطع دارو ، هر دو برطرف گشته است. 

نفس سیگاری

استفاده از سیگار باعث بوی نامطبوعی در دهان می‌شود که تا مدت زیاد باقی می‌ماند. 

علل پاتولوژیک بوی بد دهان

هالیتوز می‌تواند ناشی از بیماریهای موضعی در حفره‌های دهان ، حلق ، بینی یا سینوسها ، بیماریهای ریوی یا مشکلات سیستمیک مثل کتواسیدوزدیابتی ، اورمی یا نارسایی کبدی باشد. 

دهان و دندان

شایعترین علت پاتولوژیک هالیتوز مشکلات دهان ، زبان و دندانهاست. باکتریهای فلوئور طبیعی دهان بویژه گرم منفی ها قادر به تولید ترکیبات فرار سولفو (VSC) هستند که بوی بد ایجاد می‌کنند. سولفید هیدروژن و متیل مرکاپتان و دی متیل سولفید مهمترین VSC هستند که ارتباط آنهــــا با بوی بد دهان مشخص شده است. این گازها ناشی از فعالیت فلوئور دهان روی مواد باقیمانده غــــذا ، بقایای سلولی اپی تلیال یا اگزوداتیو و تجزیه اسیدهای آمینه‌ای چون متیونین ، سیستئین و سیستین هستند. 

بنابراین باقیماندن ذرات غذا یا هر وضعیت دیگری که باعث تسریع رشد باکتریهای دهان شود، می‌تواند به هالیتوز بینجامد. بهداشت ضعیف دهان باعث باقیماندن ذرات غذا در دهان می‌شود. عدم رعایت بهداشت دهان بخصوص در عقب مانده‌های ذهنی ، معلولین و بیماران شدیدا ناخوش عامل مهمی در ایجاد هالیتوز است. در پریودنتیت و ژنژیویت که بیماریهای وابسته به بافت نگاهدارنده دندان و لثه هستند، در اثر خونریزیهای خفیف و مکرر و وجود بافت نکروتیک و تجمع میکروبی محیط رشد مناسبی برای ایجاد بویی متعفن می‌شود. بوی بدی که در این دو مورد ایجاد می‌شود، جزو ناخوشایندترین موارد است. دندانهای مصنوعی که بخوبی جفت نشده باشند، به علت تجمع ذرات غذا سبب هالیتوز می‌شوند. وسایل ارتودنسی نیز با همین مکانیسم عمل می‌کنند. پلاکهای دندانی توده‌های چسبنده‌ای از میکروارگانیسمها هستند که روی ریشه و تاج دندانها تجمع می‌یابند و بخصوص اگر همراه با پریدنتیت باشند، می‌توانند باعث هالیتوز شوند. 

پری کرونیت (التهاب تاج دندان) و پوسیدگی دندانها در معرض اثر پاک کننده بزاق و عمل جویدن هستند و در حقیقت پوسیدگی دندانها نقش کمی در بوی بد دهان دارد مگر آنکه با یک پالپ نکروتیک همراه باشند. طولانی شدن پاپیلاهای فیلی تورم زبان نیز می‌تواند موجب تسهیل رشد باکتریهای موضعی دهان شود. این حالت ممکن است به صورت ایدیوپاتیک یا در اثر استفاده از آنتی بیوتیکها ، مصرف الکل ، هیدراسیون یا بیماریهای سیستمیک رخ دهد. در خشکی دهان کاهش جریان بزاق مکانیسمهای پاک کننده طبیعی دهان را مختل می‌کند و منجر به هالیتوز می‌شود. خشکی دهان در اثر نشانگان سیکا ، پرتودهی به سر و گردن ، تب ، کاهش مصرف آب ، تنفس با دهان ، برخی بیماریهای پاروتید مثل اوریون یا آبسه پاروتید یا مصرف داروهایی چون مدارها ، آنتی کولینرژیکها ، آنتی هیستامینها ، ضد افسردگی سه حلقه‌ای ، داروهای ضد پرفشاری خون می‌تواند دیده شود. 

گاه در استوماتیت یا گلوسیت هنگامی که زخمهای باز و شکافها یا پاپیلاهای برجسته شده ، ذرات غذا یا بافتهای جدا شده را گیر بیندازد می‌تواند موجب هالیتوز شوند. کمبود ویتامینهایی مانند A یا B12 و کمبود موادی چون آهن یا روی ممکن است باعث خشکی مخاط دهان شوند. عفونتهایی مثل استوماتیت و نسان ، سرخک ، دیفتری یا برفک که زبان یا غشاهای مخاطی را درگیر کند ، به علت تخریب بافتی و تغییر جریان بزاق هالیتوز ایجاد می کنند. خونریزی دهان بخصوص در افراد ناتوان که نمی‌توانند دهان خود را تمیز کنند، یک محیط مناسب جهت تولید گازهای بد بو توسط باکتریها فراهم می‌کند و در ژنژیویت ، هموفیلی ،لوسمی یا شیمی درمانی ناشایع نیست. در ضایعات توموری اولیه بدخیم و خوش خیم دهان شامل تومورهای ران ، لثه ، گونه‌ها یا دهان ، بوی بد به سبب تجمع مواد نکروتیک ، نشت خون و گیر افتادن ذرات غذا ایجـــــــاد می‌شود. 

بینی

آبریزش معمولی از بینی بوی ناخوشایندی ندارد. حتی ترشحات چرکی و غلیظ ناشی از عفونتهای مجاری فوقانی تنفسی به ندرت بودار است. پرفوراسیون ساده سپتوم بینی ناشی از مصرف کوکائین ، دست کاری طولانی مدت بینی یا بصورت عارضه‌ای از جراحی معمولا با بوی بد همراه نیست. ضایعات تخریبی مثلجذام ، گوم سیفلیسی ، پیان ، گرانولوم خط وسط یا گرانولوماتوز و گنر که پاسخ التهابی و بافت نکروتیک ایجاد کنند، می‌توانند باعث بوی بد شوند، جسم خارجی فراموش شده در بینی بخصوص در کودکان و افراد عقب مانده ذهنی می‌تواند به هالیتوز بینجامد. در تومورهای حفره بینی گرچه ناشایع هستند ولی به علت نشت خون و نکروز بافتی ایجاد بوی بد شایع است. 

سینوسها

بیماران با سینوزیت مزمن ممکن است هالیتوز داشته باشد در چنین حالاتی وجود عفونت یا باکتریهای بی‌هوازی مطرح است. سینوزیت حاد بطور تیپیک با بی‌هوازیها ایجاد نمی‌شود و در صورت وجود هالیتوز باید به اینکه منشا بیماری حاد آبسه دندان باشد، اندیشید. 

لوزه ها و حلق

تونسیلولیت یک علت شایع هالیتوز مزمن است. عفونت مکرر لوزه‌ها و آدنوئید منجر به تونسیلیت مزمن فولیکولار می‌شود. منافذ عمقی که بوجود می‌آید، غذا ، بزاق و مواد نکروتیک را جمع می‌کند. اگر مکانیسمهای طبیعی منافذ را پاک نکند، تجمع این مواد به تونسیلولیت می‌انجامد. زخم جراحی ناشی از تونسیلوکتومی به علت خونریزی و وجود بافت نکروتیک برای چند روزی بد بو است. آبسه پری تونسیلار نیز یک عفونت چرکی ، حاد و بد بو است. 

فارنژیت بوسیله هر عاملی ایجاد شود، می‌تواند هالیتوز ایجاد کند. شدت بو احتمالا در دیفتری شدیدتر است. این امر به علت اپی تلیوم جدا شده ، بهداشت ناکافی دهان و تشدید رشد فلوئور دهانی است اپیگلوتیت در ابتدا با هالیتوز همراه نیست. با پیشرفت بیماری به علت اختلال در بلع و تجمع مواد التهابی بوی بد ایجاد خواهــــد شد. با بزرگ شدن دیورتیکول زنکر غذا و بزاق در آن تجمع می‌یابد و باعث ایجاد بوی بد می‌شود که اغلب بسته به فعالیت پریستالتیک مری منقطع است. گزارشی مبنی بر هالیتوز مزمن در اثر ماندن گاز جراحی در حلق ، پس از عمل این ناحیه وجود دارد. وجود جسم خارجی در حلق بخصوص در افراد عقب مانده ذهنی می‌تواند سبب هالیتوز شود. 

دستگاه گوارش

دیورتیکولهای مری با مکانیسمی مشابه دیورتیکول زنکر هالیتوز ایجاد می‌کنند. در آشالازی به علت تجزیه غذا ، مایعات و بزاق گرد آمده در قسمت گشاد شده مری گازهایی تولید می‌شود که خود را به صورت آروغهای بد بو نشــــــان می‌دهند. آشالازی می‌تواند باعث پنومونی آسپیراسیون مزمن نیز بشود که از علایم آن هالیتوز است. تومورهای مری به علت انسداد و تخریب بافتی می‌توانند با هالیتوز همراه باشند. بیماری بازگشت معدی – مری به ندرت سبب هالیتوز می‌شود. در این بیماری بوی همراه با بازگشت معمولا شبیه به بوی آخرین غذای خورده شده است. 

در افراد بالغ مبتلا به انسداد راه خروجی معده ممکن است هالیتوز دیده شود که با درمان آنتی بیوتیک فقط بطور موقت بهبود می‌یابد. گزارشات دیگری مبنی بر وجود هالیتوز همراه با اختلالات دستگاه گوارش وجود دارد. در یک مورد تریکوبزوآر در دختر جوانی باعث هالیتوز بوده است. در مورد دیگری ، فیستول گاستروکولیک در بیمار مبتلا به بیماری کرون منجر به هالیتوز گردیده است. در دو کودک باندهای مادرزادی صفاقی منجر به انسداد دوازدهه گردیده که بوی بد دهان از شکایات هنگام مراجعه بوده است. با آزاد ساختن باندها ، هالیتوز هم بر طرف گردید. اگر چه زمانی ناخوشیهای روده‌ای بخصوص یبوست را از علل هالیتوز می‌دانستند ولی امروزه کمتر به این اعتقاد دارند. 

ریه

هالیتوز در آبسه‌های بی‌هوازی ریوی ، پنومونی نکروزان و آمپیم مکررا گزارش شده است. هالیتوز در 40-50 درصد بیماران مبتلا به عفونت بی‌هوازی ریوی وجود دارد. در مواردی که پنومونی ناشی از باکتریهای هوازی ، مایکوپلاسما یا ویروسها باشد، اگرچه ممکن است خلط زیادی تولید شود ولی معمولا با بوی بد همراه نیست. برونشکتازی به هر علتی که رخ دهد، به هنگام تشدید بیماری می‌تواند با بوی بد دهان همراه باشد. 

بیماریهای سیستمیک

اگرچه حس بویایی ناتوانترین حس انسان است و استفاده از آن در بالین بیمار کمتر تمرین می‌شود، ولی برخی بوها به اندازه کافی ویژه هستند تا به عنوان یافته‌ای کمک تشخیصی مورد استفاده قرار گیرند. بوی شیرینی و میوه مانند در کتواسیدوز دیابتی یک مثال کلاسیک است. چنین بویی به علت افزایش غلظت مواد کتونی در خون و دفع آنها از ریه بوجود می‌آید. در اورمی بویی آمونیاکی ، ادرار گونه یا ماهی مانند حس می‌شود که احتمالا به علت تجمع دی متیل آمین و تری متیل آمین در بدن است. کتواسیدوز دیابتی ، نارساییمزمن کلیه (اورمی) ، نارسایی کبد و آمینو اسیدوری از بیماریهای سیستمیک تولیدکننده هالیتوز هستند. 

بوی بیماران مبتلا به نارسایی کبدی یا بطور مختلفی مانند ماهی ، مانند موش ، مانند متالیک یا شبیه خون در حال تخریب توصیف شده است. احتمالا تجمع متیل مرکاپتان ، اسیدهای الفاتیک C2 و C5 ، اتادی ال و دی متیل سولفید در ایجاد آن نقش دارد. چندین بیماری متابولیک ارثی که دارای آنومالیهایی آنزیمی یا نقص در سیستم انتقال می‌باشند، می‌توانند باعث هالیتوز شوند. تری متیل آمینواسیدوری از این قبیل است. در برخی از این بیماریها ، افراد هتروزیگوت تنها شکایتشان بوی بد دهان است. 

بیماریهای روانی منشا بوی بد دهان

هنگامی که بیماری از بوی بد دهان شکایت دارد و در معاینه بویی حس نشود، نباید فورا آن را به حساب مسایل روانی گذاشت، زیرا هالیتوز ممکن است منقطع باشد. به هر حال اگر معاینه مکرر بوی بدی نشان ندهد و علت ارگانیکی یافت نشود، باید به بیماریهای روانی اندیشید. بوهایی که علتی ارگانیک دارند، معمولا با گذشت زمان توسط بیمار کمتر حس می‌شوند ولی در اینها بیمار پیوسته از بوی بد شاکی است. این بیماریها را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد : در گروه اولتوهم بویایی از نظر بیمار منشا خارجی دارد . یک علت مهم آن اسکیزوفرنی است . در گروه دوم توهم بویایی منشا داخلی دارد و می‌تواند به علت DH یا MH باشد. 

چنین بیمارانی معمولا از اینکه اطرافیان بوی ناخوشایند فرضی را بسادگی تشخیص می‌دهند، رنج می‌برند. ممکن است حرکات ساده دیگران را به نادرست واکنشی نسبت به بوی بد فرضی تلقی کنند. توهم بوی بد می‌تواند به رفتاریهای وسواسی مثل شستن مکرر دهان یا کناره گیری اجتماعی بینجامد. در DH بیمار نمی‌تواند بپذیرد که علت ارگانیکی وجود ندارد و مکررا از پزشکی به پزشک دیگر مراجعه می‌کند، ولی در MH بیمار می‌پذیرد که ممکن است مشکل وی حقیقتی نداشته باشد و حتی ممکن است موقتا قانع شود که مشکلی وجود ندارد. 

صرع لوب گیجگاهی

توهم بویایی به ندرت علامتی از صرع لوب گیجگاهی است. توهم کوتاه مدت بوده ، کمتر با هالیتوز واقعی اشتباه می‌شود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:34  توسط داود  | 

رفع بوی بد دهان با 13 توصیه آسان

رفع بوی بد دهان با 13 توصیه آسان

بوی دهان

بوی بد دهان نه تنها برای خودمان، بلکه برای اطرافیان ‌مان نیز ناخوشایند‌ است.

این مشکل اگر درمان نشود، سبب بروز مشکلاتی در روابط بین ‌فردی نیز خواهد شد.

اگرچه بزاق دهان نوعی خمیردندان طبیعی محسوب می ‌شود، ولی گاهی این خمیردندان طبیعی کافی نیست و مجبورید به توصیه‌ های زیر پناه ببرید و اگر توصیه‌ های زیر هم نتوانند مشکل ‌تان را رفع کنند، احتمالا منشا بوی بد دهان‌ تان دستگاه گوارش‌ است و باید بروید سراغ پزشک.

 

 1- بعد از هر وعده غذایی برای باقی نماندن غذا در دهان و لابه‌لای دندان‌های تان، مسواک بزنید و دهان ‌تان را خوب بشویید.

 

2- وقتی دندان‌های تان را مسواک می ‌زنید، زبان ‌تان را هم به آرامی مسواک بزنید تا لایه سطحی روی زبان برداشته شود. زبان با هزاران پرز ریز پوشیده شده که می ‌تواند محل تجمع باکتری ‌ها باشد.

 

3- به‌ طور منظم برای بررسی وضعیت دهان و دندان تان، به دندانپزشک مراجعه کنید تا اگر دندان‌ خراب و پوسیده‌ای دارید که سبب بوی بد دهان‌ تان می‌ شود، ترمیم کنید.

 

4- برای افزایش ترشح بزاق دهان تان، همیشه از آدامس‌ های بدون قند استفاده کنید.

 

5- اگر دهان‌ تان زیاد خشک می ‌شود، مایعات فراوانی بنوشید. آب را چند بار در دهان تان بچرخانید تا کاملا غذاهای اضافی از لابه‌لای دندان‌های تان خارج شود.

 

6- از مصرف دهان‌ شویه‌هایی که حاوی الکل و نعناع هستند خودداری کنید، چون آن ها به جای کمک به خو‌شبویی دهان ‌تان، باعث بدتر شدن بوی آن می ‌شوند.

 

7- استفاده از سبزیجات و میوه‌ها، مخصوصا کرفس خام و هویج می ‌تواند مانع از شکل‌ گیری پلاک در دهان شود.

 

8- اگر می‌ خواهید در یک جلسه مهم یا مهمانی شرکت کنید، از خوردن غذاهای حاوی سیر و پیاز خودداری کنید.

 

9- از نوشیدن قهوه که سبب خشکی دهان می ‌شود، خودداری کنید.

 

10- سیگار را ترک کنید، زیرا تار و نیکوتین موجود در آن، روی سطح دندان و زبان می‌ ماند و سبب کاهش ترشح بزاق و ایجاد بوی بد دهان می ‌شود.

 

11- سبزیجات برگ سبز مانند جعفری و کاهو بجوید.

 

12- می‌ توانید چند عدد قرص نعناع روی زبان یا مسواک ‌تان بگذارید و دهان‌ تان را با آن تمیز کنید تا تنفس شما خوش ‌بو شود.

 

13- اگر ترکیبی از پراکسیدهیدروژن 50 درصد و 5 درصد آب را در دهان‌ تان بچرخانید، می ‌توانید بسیاری از باکتری ‌هایی را که سبب بوی بد دهان‌ تان می ‌شود، از بین ببرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:34  توسط داود  | 

هاليتوز ( بوي بد دهان و بيني ) : مروري بر علل ايجاد كننده و چگونگي برخورد با آن


چكيده

هاليتوز يا بدبويي دهان يك شكايت شايع در بين بيماران مراجعه كننده به مطب متخصصين داخلي و گوش و حلق و بيني ، دندانپزشكان و پزشكان عمومي مي باشد. اكثر بيماران بدون گرفتن نتيجه خاصي ، از مراكز درماني خارج مي شوند و گاه اين پديده باعث بروز مسايل جدي در خود و خانواده آنها مي گردد.
دلايل هاليتوز به سه دسته تقسيم مي شوند. علل غير پاتولوژيك ،علل پاتولوژيك و علل روحي رواني . علاوه بر مسايل مطرح شده در كتب و مقالات اخيرا ارتباط محكمي را بين وجود هليكوباكترپيلوري و پديده بدبويي دهان عنوان كرده اند كه روش درمان اين عارضه را تغيير داده است.
در اين مقاله سعي در جمع آوري اطلاعات مفيد براي درك بهتر بدبويي دهان و چگونگي برخورد و درمان با آن شده است . همچنين ارتباط بين هليكوباكترپيلوري و بدبويي نيز مورد بحث قرار گرفته است.

واژه هاي كليدي : هاليتوز ، بوي بد دهان ، هليكوباكترپيلوري

مقدمه

هاليتوز از واژه halitus   به معناي بازدم ريشه گرفته است و عبارت از نفس بدبو ، زننده يا ناپسندي است كه از حفره دهان   بيني خارج مي شود و به آن fetor oris  يا fetor ex ore نيز مي گويند. زماني پزشكان سعي مي كردند بين هاليتوز و دو اصطلاح اخير تفاوت قايل شوند و هاليتوز را فقط به مواردي مي گفتند كه بوي بد دهان منشا سيستميك داشته و دفع بو از طريق ريه باشد. امروزه به چنيــــــن تفاوتي معتقد نيستند و به هر بوي بدي كه از حفره دهان   بيني بيرون آيد صرف نظر از آنكه منشا آن در همين حفره باشد از ساير نقاط بدن منشا گيرد ، هاليتوز اطلاق مي شود. به علت عدم وجود  معادل فارسي كه تعريف هاليتوز را به صورت بدبويي غير طبيعي دهان و بيني در يك كلمه بگنجاند از همان كلمه استفاده شد. هاليتوز مشكلي شايع است و گفته مي شود مي تواند به طور متناوب اكثر افراد بالغ را دچار كند . در يك بررسي كه در ژاپن به روي دانشجويان زن بهداشت دندان انجام شده ، نيمي از آنان معتقد بوده اند كه گاه هاليتوز دارند.

هاليتوز حداقل از سه جهت مهم است :

1)     با آزار ديگران به صورت يك مانع در برخوردهاي اجتماعي عمل مي كند و باعث كاهش كارآيي فرد مي شود.

2)  فردي كه از بوي بد دهان خود آگاه است ممكن است بگونه اي نسبت به پاكي دهان دچار وسواس شود كه با كارايي وي مداخله كند.

3)     هاليتوز نشانه اي از يك وضعيت غير طبيعي است كه نياز به تشخيص و درمان دارد.

با وجود چنين شيوع و اهميتي بررسيهاي انجام شده روي آن اندك است و غالب كتابهاي درسي دندانپزشكي و پزشكي درباره آن چيزي نگفته اند يا حاوي نكات اندكي هستند. براي همين دانش آموختگان، اغلب برخورد با اين مسئله را مشكل مي يابند. اندك بودن بررسيهاي انجام شده عمدتا به علت مشكل اندازه گيري علمي هاليتوز است . از سوي ديگر شركتهاي بزرگ سازنده وسايل بهداشت دهان كه قاعدتا بايد چنين تحقيقاتي را پشتيباني مالي كنند ، غالبا فقط مايل به پشتيباني از تحقيقاتي هستند كه محصولات آنها را بررسي كرده و فروش تجاري داشته باشد.

 

جدول شماره (1) : عوامل موثر در ايجاد هاليتوز

1-    علل غير پاتولوژيك 
-  تغييرات باليني
 تنفس صبحگاهي
 تنفس گرسنگي
 تنفس قاعدگي
 تنفس سيگاري 
-  غذا
 دارو
2- علل پاتولوژيك
 با منشا دهان و دندان
 با منشا بيني
 با منشا سينوس ها
 با منشا لوزه ها و حلق
 با منشا دستگاه گوارش
 با منشا ريوي
 با منشا بيماريهاي سيستميك
3-علل رواني
-   توهم بويايي
*با منشا خارجي
*با منشا داخلي
 صرع و لوب گيجگاهي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل و آسيب زايي
هميشه نمي توان علتي براي هاليتوز يافت و معمولا نيز چنين است. اين امر به علت تنوع علل آن و اندك بودن بررسيهاي انجام شده است . هنگام برخورد با بيمار شاكي از هاليتوز بايد سه گروه اتيولوژيك را در نظر داشت : گروه غير پاتولوژيك ، گروه پاتولوژيك و گروه با منشا رواني ( جدول 1 ).

الف  علل غير پاتولوژيك

1-افزايش سن
 بوي دهان شيرخواران و كودكان شيرين ، بوي دهان در دوره بلوغ غير ناخوشايند ، بوي دهان بالغين تند و بوي دهان افراد سالخورده سنگين و زننده توصيف شده است. همراه با افزايش سن باكتريهاي دهان افزايش مي يابد و شايد به همين سبب زنندگي بوي دهان با افزايش سن بيشتر مي شود.

2- نفس صبحگاهي
 شايد شايعترين علت هاليتوز باشد. دهان سرتاسر روز بوسيله بزاق شستشو مي شود.PH  بزاق حدود 5/6 و بطور خفيفي براي باكتريهاي گرم منفي و بي هوازيها باكتريواستاتيك است . به هنگام خواب جريان بزاق كم مي شود و بزاق گرد آمده به آرامي تغيير مي كند . PHآن به حدود 7 مي رسد و آنزيم ها تخريب مي شوند كه خود باعث بودار شدن بزاق مي گردد. از سوي ديگر ذرات غذا و اپيتليوم جدا شده ، محيطي مناسب براي تغيير فلور دهان است . با تشديد رشد باكتريها و تخريب اين مواد نفس ناخوشايند صبحگاهي پديد مي آيد. پس از برخاستن از خواب با خوردن ، نوشيدن و صحبت كردن جريان بزاق تحريك شده مواد را شسته و نفس صبحگاهي بطور طبيعي برطرف مي گردد.

3-    نفس گرسنگي
دهان كساني كه به عللي چون رژيم غذايي يا روزه داري يك يا چند وعـــــده غذايي را نخورده اند ، بوي ناخوشايندي مي دهد ، برخي معتقدند اين امر به علت بازدم ريوي محصولات فرار متابوليسم چربيها و پروتئينهاي بدن است . كاهش جريان بزاق و خشكي دهان نيز قطعا نقش مهمي دارد.

4-    نفس قاعدگي
در برخي منابع به بوي بد دهان در زنان قاعده اشاره شده است . احتمالا روز قبل از شروع قاعدگي شروع مي شود و گفته شده در زنان با قاعدگي دردناك بيشتر رخ مي دهد.

5-  غذا 
 سير شناخته شده ترين غذا در اين ارتباط است . ديده شده كه دادن سير از راه فيستولهاي دستگاه گوارش و حتي ماليدن آن به پاهاي فرد مي تواند منجر به بوي سير در دهان وي شود . پياز ، ماهي ، غذاهاي ادويه دار ، رژيم هاي پرچربي ، نوشابه هاي الكلي و رنگهاي غذايي از ساير مواردي هستند كه باعث بوي مخصوص به خــــــــود مي شوند.

 

جدول (2) : داروهاي ايجاد كننده هاليتوز

دي متيل سولفوكسيد 
آميل نيتريت
پارالدئيد
ايزوسوربايد دي نيترات
ويتامين
 B6
تتراسيكلين

 

 

 

 

 

6- داروها 
 د ي متيل سولفوكسيد   آميل نيتريت  پارالدئيد  ايزوسوربايد دي نيترات    و برخي ويتامينها مثل ويتامين
 B6 از داروهايي هستند كه مي توانند باعث هاليتوز شوند. اين امر احتمالا به علت دفع قسمتي از دارو از طريق ريه است . گزارشي از يك بيمار وجود دارد كه استفاده نادرست از تتراسيكلين باعث زبان سياه مودار و هاليتوز شده كه با قطع دارو ، هر دو برطرف گشته است ( جدول 2 ) .

7-     نفس سيگاري
 استفاده از سيگار باعث بوي نامطبوعي در دهان مي شود كه تا مدت زياد باقي مي ماند.

ب - علل پاتولوژيك

هاليتوز مي تواند ناشي از بيماريهاي موضعي در حفره هاي دهان ، حلق ، بيني يا سينوسها ، بيماريهاي ريوي يا مشكلات سيستميك مثل كتواسيدوزديابتي ، اورمي يا نارسايي كبدي باشد.

1-  دهان و دندان  
 شايعترين علت پاتولوژيك هاليتوز مشكلات دهان ، زبان و دندانهاست (20،19،9،7) باكتريهاي فلور طبيعي دهان به ويژه گرم منفي ها قادر به توليد تركيبات فرار سولفو (
VSC  ) هستند كه بوي بد ايجاد مي كنند.سولفيد هيدروژن و متيل مركاپتان و دي متيل سولفيد مهمترين VSCهستند كه ارتباط آنهــــا با بوي بد دهان مشخص شده است . اين گازها ناشي از فعاليت فلور دهان روي مواد باقيمانده غــــذا ، بقاياي سلولي اپي تليال يا اگزوداتيو و تجزيه اسيدهاي آمينه اي چون متيونين ، سيستئين و سيستين هستند.
بنابراين باقيماندن ذرات غذا يا هر وضعيت ديگري كه باعث تسريع رشد باكتريهاي دهان شود ، مي تواند به هاليتوز بينجامد. بهداشت ضعيف دهان باعث باقيماندن ذرات غذا در دهان مي شود. عدم رعايت بهداشت دهان بخصوص در عقب مانده هاي ذهني ، معلولين و بيماران شديدا ناخوش عامل مهمي در ايجاد هاليتوز است .
در پريودنتيت و ژنژيويت كه بيماريهاي وابسته به بافت نگاهدارنده دندان و لثه هستند ، در اثر خونريزيهاي خفيف و مكرر و وجود بافت نكروتيك و تجمع ميكروبي محيط رشد مناسبي براي ايجاد بويي متعفن مي شود. بوي بدي كه در اين دو مورد ايجاد مي شود ، جزو ناخوشايند ترين موارد است . دندانهاي مصنوعي كه بخوبي جفت نشده باشند ، به علت تجمع ذرات غذا سبب هاليتوز مي شوند. وسايل ازتودنسي نيز با همين مكانيسم عمل مي كنند.
پلاكهاي دنداني  توده هاي چسبنده اي از ميكروارگانيسمها هستند كه روي ريشه و تاج دندانها تجمع مي يابند و بخصوص اگر همراه با پريدنتيت باشند مي توانند باعث هاليتوز شوند.
پري كرونيت ( التهاب تاج دندان ) و پوسيدگي دندانها در معرض اثر پاك كننده بزاق و عمل جويدن هستند  و در حقيقت پوسيدگي دندانها نقش كمي در بوي بد دهان دارد مگر آنكه با يك پالپ نكروتيك همراه باشند.
طولاني شدن پاپيلاهاي فيلي فورم زبان نيز مي تواند موجب تسهيل رشد باكتريهاي موضعي دهان شود . اين حالت ممكن است به صورت ايديوپاتيك يا در اثر استفاده از آنتي بيوتيكها ، مصرف الكل ، دهيدراسيون يا بيماريهاي سيستميك رخ دهد.
در خشكي دهان كاهش جريان بزاق مكانيسمهاي پاك كننده طبيعي دهان را مختل مي كند و منجر به هاليتوز مي شود. خشكي دهان در اثر نشانگان سيكا ، پرتودهي به سر و گردن، تب ، كاهش مصرف آب ، تنفس با دهان ، برخي بيماريهاي پاروتيد مثل اوريون يا آبسه پاروتيد يا مصرف داروهايي چون مدارها ، آنتي كولينرژيكها ، آنتي هيستامينها ، ضد افسردگي سه حلقه اي ، داروهاي ضد پرفشاري خون مي تواند ديده شود.
گاه در استوماتيت يا گلوسيت هنگامي كه زخمهاي باز و شكافها يا پاپيلاهاي برجسته شده ، ذرات غذا يا بافت هاي جدا شده را گير بيندازد مي تواند موجب هاليتوز شوند. كمبود ويتامين هايي مانند
 A يا B12 و كمبود موادي چون آهن يا روي ممكن است باعث خشكي مخاط دهان شوند. عفونتهايي مثل استوماتيت و نسان ، سرخك ، ديفتري يا برفك كه زبان يا غشاهاي مخاطي را درگير كند ، به علت تخريب بافتي و تغيير جريان بزاق هاليتوز ايجاد مي كنند. خونريزي دهان بخصوص در افراد ناتوان كه نمي توانند دهان خود را تميز كنند ، يك محيط مناسب جهت توليد گازهاي بد بو توسط باكتريها فراهم مي كند و در ژنژيويت ، هموفيلي ، لوسمي يا شيمي درماني ناشايع نيست 
در ضايعات توموري اوليه بدخيم و خوش خيم دهان شامل تومورهاي زان ، لثه ، گونه ها يا كام ، بوي بد به سبب تجمع مواد نكروتيك ، نشت خون و گير افتادن ذرات غذا ايجـــــــاد مي شود.

2 بيني
  آبريزش معمولي از بيني بوي ناخوشايندي ندارد. حتي ترشحات چركي و غليظ ناشي از عفونتهاي مجاري فوقاني تنفسي به ندرت بودار است . پرفوراسيون ساده سپتوم بيني ناشي از مصرف كوكائين ، دست كاري طولاني مدت بيني يا بصورت عارضه اي از جراحي معمولا با بوي بد همراه نيست.
ضايعات تخريبي مثل جذام ، گوم سيفليسي ، پيان ، گرانولوم خط وسط يا گرانولوماتوز و گنر كه پاسخ التهابي و بافت نكروتيك ايجاد كنند ، مي توانند باعث بوي بد شوند ، جسم خارجي فراموش شده در بيني بخصوص در كودكان و افراد عقب مانده ذهني مي تواند به هاليتوز بينجامد. در ازنا هم بوي بد ديده مي شود در تومورهاي  حفره بيني گر چه ناشايع هستند ولي به علت نشت خون و نكروز بافتي ايجاد بوي بد شايع است.

3-  سينوس ها
 
  بيماران با سينوزيت مزمن ممكن است هاليتوز داشته باشد در چنين حالاتي وجود عفونت يا باكتريهاي بي هوازي مطرح است . سينوزيت حاد بطور تيپيك با بي هوازيها ايجاد نمي شود و در صورت وجود هاليتوز بايد به اينكه منشا بيماري حاد آبسه دندان باشد ، انديشيد.

4-  لوزه ها و حلق
 
 تونسيلوليت يك علت شايع هاليتوز مزمن است . عفونت مكرر لوزه ها و آدنوئيد منجر به تونسيليت مزمن فوليكولار مي شود.منافذ عمقي كه بوجود مي آيد ، غذا ، بزاق و مواد نكروتيك را جمع مي كند . اگر مكانيسمهاي طبيعي منافذ را پاك نكند ، تجمع اين مواد به تونسيلوليت مي انجامد . زخم جراحي ناشي از تونسيلوكتومي به علت خونريزي و  وجود بافت نكروتيك براي چند روزي بد بو است . آبسه پري تونسيلار نيز يك عفونت چركي ، حاد و بد بو است.                                             
فارنژيت بوسيله هر عاملي ايجاد شود ، مي تواند هاليتوز ايجاد كند . شدت بو احتمالا در ديفتري شديد تر است . اين امر به علت اپي تليوم جدا شده ، بهداشت ناكافي دهان و تشديد رشد فلور دهاني است اپيگلوتيت در ابتدا با هاليتوز همراه  نيست . با پيشرفت بيماري به علت اختلال در بلع و تجمع مواد التهابي بوي بد ايجاد خواهــــد شد . با بزرگ شدن ديورتيكول زنكر غذا و بزاق در آن تجمع مي يابد و باعث ايجاد بوي بد مي شود كه اغلب بسته به فعاليت پريستالتيك مري منقطع است . گزارشي مبني بر هاليتوز مزمن در اثر ماندن گاز جراحي در حلق ، پس از عمل اين ناحيه وجود دارد. وجود جسم خارجي در حلق بخصوص در افراد عقب مانده ذهني مي تواند سبب هاليتوز شود.

5-  دستگاه گوارش
 
  ديورتيكولهاي مري با مكانيسمي مشابه ديورتيكول زنكر هاليتوز ايجاد مي كنند . در آشالازي به علت تجزيه غذا ، مايعات و بزاق گرد آمده در قسمت گشاد شده مري گازهايي توليد مي شود كه خود را به صورت آروغهاي بد بو نشــــــان مي دهند .آشالازي مي تواند باعث پنوموني آسپيراسيون مزمن نيز بيشود كه از علايم آن هاليتوز است . تومورهاي مري به علت انسداد و تخريب بافتي مي توانند با هاليتوز همراه باشند . بيماري بازگشت معدي  مري به ندرت سبب هاليتوز مي شود . در اين بيماري بوي همراه با بازگشت معمولا شبيه به بوي آخرين غذاي خورده شده است .
در افراد بالغ مبتلا به انسداد راه خروجي معده ممكن است هاليتوز ديده شود كه با درمان آنتي بيوتيك فقط بطور موقت بهبود مي يابد . گزارشات ديگري مبني بر وجود هاليتوز همراه با اختلالات دستگاه گوارش وجود دارد . در يك مورد تريكوبزوآر در دختر جواني باعث هاليتوز بوده است . در مورد ديگري ، فيستول گاستروكوليك در بيمار مبتلا به بيماري كرون منجر به هاليتوز گرديده است .
در دو كودك باندهاي مادرزادي صفاقي منجر به انسداد دوازدهه گرديده كه بوي بد دهان از شكايات هنگام مراجعه بوده است . با آزاد ساختن باندها ، هاليتوز هم بر طرف گرديد.
اگر چه زماني ناخوشي هاي روده اي بخصوص يبوست را از علل هاليتوز مي دانستند ولي امروزه كمتر به اين اعتقاد دارند.

ارتباط هليكوباكترپيلوري با هاليتوز

هليكوباكترپيلوري به عنوان يك عامل بيماريزاي شايع انسان ظرف چند سال اخير توجه بسياري را برانگيخته است . اين ميكروب يك باكتري گرم منفي  S  شكل و مارپيچي است كه پوشش خارجي صاف با فلاژلهاي متعدد و پوشش دار دارد . متحرك است و توليد كننده قوي اوره آز مي باشد. 
اگرچه بسياري از مشخصات هليكوباكترپيلوري شبيه به سويه هاي كمپيلوباكتر است ولي تفاوت هاي آشكاري نيز وجود دارد مثل عدم رشد زير دماي 30 درجه ، سطح صاف آن و دارا بودن فلاژلهاي متعدد.
هليكوباكترپيلوري شايعترين عامل عفوني در انسان بوده ، در تمام نقاط دنيا و تمام گروههاي اجتماعي
  اقتصادي ديده مي شود و به نظر مي رسد كلونيزاسيون در طبقــــات اجتماعي پايين تر و كشورهاي در حال توسعه بيشتر مي باشد.
محل زندگي آن بطور عمده در آنتر معده است . اين ميكرب با ترشح پروتئازها و فسفوليپازها ، كمپلكس ليپيد
  گليكو پروتئين در لايه ژله اي موسين را تخريب نموده ، چسبندگي و سفتي آن را كاهش مي دهد ولي بطور مستقيم به مخاط دست اندازي نمي نمايد. با افزايش سن ميزان ابتلا به هليكوباكترپيلوري افزايش مي يابد و عليرغم تحقيقات گسترده هنوز روش انتقال آن بطور دقيق مشخص نشده است و تصور مي شود روش دهان به دهان و يا به احتمال بيشتر مدفوع  دهان راه اصلي انتقال آن در دوران كودكي باشد.
ابتلاي حاد به هليكوباكترپيلوري هيچ علامت يا نشانه فيزيكي به همراه ندارد و گزارشهاي وجود درد دور ناف و يا بالاي ناف و يا پشت جناغ ، اتساع شكم ، تهوع و استفراغ  با عفونت حاد ، غير قابل اعتماد است .

 

جدول شماره (3) : عوامل مربوط به دستگاه گوارش موثر در ايجاد هاليتوز

ديورتيكولهاي مري
آشالازي تحتاني مري
تومور مري
رفلوي مروي معده ( نادر )
انسداد راه خروج معده
تريكوبزوآر ( نادر )
فيستول گاستروكوليك
 
ميكروب هليكوباكترپيلوري

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ارتباط هليكوباكترپيلوري با گاستريت مزمن فعال. زخمهاي دوازدهه . آدنوكارسينوم معده مورد بحث و بررسي زيادي قرار گرفته است . اخيرا اين ميكروب را به عنوان عاملي در جهت ايجاد هاليتوز مورد مطالعه قرار داده و نتايج جالبي نيز بدست آمده است .
اين ميكروب را مي توان به روش غيرتهاجمي ( آزمون سرم شناسي ، آزمون تنقسي با كربن نشاندار ) يا به روشي تهاجمي ( اندوسكپي و بيوپسي ) تشخيص داد . اولين بار تيومني و همكارران اين ارتباط را با مطالعه روي زوج جوان مطرح كردند. آنها دريافتند كه ارتباط قوي بين بودن هاليتوز و هليكوباكترپيلوري  و از بين رفتن اين عارضه با ريشه كن شدن هليكوباكترپيلوري وجود دارد. اينكه چگونه هليكوباكترپيلوري  توليد بدبويي دهان مي نمايد هنوز مشخص نيست.جدول شماره (3)
حداقل 40 مقاله درباره ارتباط هليكوباكترپيلوري و هاليتوز در سال 98 به چاپ رسيده است كه از طريق مدلاين قابل دسترس است.

6-  ريه
 هاليتوز  در آبسه هاي بي هوازي ريوي ، پنوموني نكروزان و آمپيم مكررا گزارش شده است . هاليتوز در 40-50 درصد بيماران مبتلا به عفونت بيهوازي ريوي وجود دارد. در مواردي كه پنوموني ناشي از باكتريهاي هوازي ، مايكوپلاسما يا ويروسها باشد ، اگرچه ممكن است خلط زيادي توليد شود ولي معمولا با بوي بد همراه نيست . برونشكتازي به هر علتي كه رخ دهد ، به هنگام تشديد بيماري مي تواند با بوي بد دهان همراه باشد.

7-  بيماريهاي سيستميك
 
 اگرچه حس بويايي ناتوانترين حس انسان است و استفاده از آن در بالين بيمار كمتر تمرين مي شود ، ولي برخي بوها به اندازه كافي ويژه هستند تا به عنوان يافته اي كمك تشخيصي مورد استفاده قرار گيرند . بوي شيريني و ميوه مانند دركتواسيدوز ديابتي يك مثال كلاسيك است . چنين بويي به علت افزايش غلظت مواد كتوني در خون و دفع آنها از ريه به وجود مي آيد . در اورمي بويي آمونياكي ، ادرار گونه يا ماهي مانند حس مي شود كه احتمالا به علت تجمع دي متيل آمين و تري متيل آمين در بدن است .

جدول شماره (4): بيماريهاي سيستميك توليدكننده هاليتوز

كتواسيدوز ديابتي
نارساييمزمن كليه (اورمي)
نارسايي كبد
آمينو اسيدوري

 بوي بيماران مبتلا به نارسايي كبدي يا بطور مختلفي مانند ماهي ، مانند موش ، مانند متاليك يا شبيه خون در حال تخريب توصيف شده است . احتمالا تجمع متيل مركاپتان ، اسيدهاي الفاتيك C2و C5 ، اتادي ال ودي متيل سولفيد در ايجاد آن نقش دارد . چندين بيماري متابوليك ارثي كه داراي آنومالي هايي آنزيمي يا نقص در سيستم انتقال مي باشند ، مي توانند باعث هاليتوز شوند . تري متيل آمينواسيدوري از اين قبيل است . در برخي از اين بيماريها ، افراد هتروزيگوت تنها شكايتشان بوي بد دهان است  .جدول شماره (4).

 

 

 

 

 

 

 

ج- بيماريهاي رواني

هنگامي كه بيماري از بوي بد دهان شكايت دارد و در معاينه بويي حس نشود ، نبايد فورا آن را به حساب مسايل رواني گذاشت ، زيرا هاليتوز ممكن است منقطع باشد . بهر حال اگر معاينه مكرر بوي بدي نشان ندهد و علت ارگانيكي يافت نشود، بايد به بيماريهاي رواني انديشيد.
بوهايي كه علتي ارگانيك دارند ، معمولا با گذشت زمان توسط بيمار كمتر حس مي شوند ولي در اينها بيمار پيوسته از بوي بد شاكي است . اين بيماريها را مي توان به دو گروه تقسيم كرد : در گروه اول توهم بويايي از نظر بيمار منشا خارجي دارد . يك علت مهم آن اسكيزوفرني است . در گروه دوم توهم بويايي منشا داخلي دارد و مي تواند به علت
 DH يا MH باشد . چنين بيماراني معمولا از اينكه اطرافيان بوي ناخوشايند فرضي را بسادگي تشخيص مي دهند ، رنج مي برند. ممكن است حركات ساده ديگران را به نادرست واكنشي نسبت به بوي بد فرضي تلقي كنند . توهم بوي بد مي تواند به رفتاريهاي وسواسي مثل شستن مكرر دهان يا كناره گيري اجتماعي بينجامد. در DH بيمار نمي تواند بپذيرد كه علت ارگانيكي وجود ندارد و مكررا از پزشكي به پزشك ديگر مراجعه مي كند، ولي در MH  بيمار مي پذيرد كه ممكن است مشكل وي اساس حقيقي نداشته باشد و حتي ممكن است موقتا قانع شود كه مشكلي وجود ندارد.
صرع لوب گيجگاهي:
 توهم بويايي به ندرت علامتي از صرع لوب گيجگاهي است . توهم كوتاه مدت بوده ، كمتر با هاليتوز واقعي اشتباه مي شود.

بررسي آزمايشگاهي هاليتوز

اندازه گيري بوي بد دهان را عواملي چون پيچيدگي انواع مولكولهاي گازي ، مشكلات نمونه گيري ، تغييرات بوي بد دهان با زمان و عدم توافق درباره استانداردهاي مرجع مشكل كرده است . از آنجا كه هاليتوز يك محرك بويايي است ، شايد منطقي ترين روش اندازه گيري ، استفاده از داوري انسان به كمك حس بويايي به نظر آيد . اما چنين اندازه گيري معيار با ارزشي نيست . اغلب نتيجه اندازه گيري هاليتوز با بيني انسان ، بطور قابل توجهي بين افراد مختلف و حتي در يك فرد در چند سنجش ، متفاوت از آب در مي آيد. چنين نقايصي منجر به تكوين چند روش كمي بر مبناي اندازه گيريVSC   شده است . نخستين بار تونزتيك و همكاران بوسيله كروماتوگرافي با گاز ارتباط VSC  با هاليتوز را نشان دادند. بوسيله كروماتوگرافي با گاز ميتوان با حساسيت بسيار بالايي و به گونه اي تفكيك كننده ، تركيبات فرار سولفور را اندازه گيري كرد. اگر چه احتمالا براي نمونه گيري سريع در جمعيتهاي بزرگتر پايشگرهاي قابل حمل سولفور مناسبتر هستند. اگر ميكروب هليكوباكترپيلوري را به عنوان عامل بد بويي متهم كنيم برا ي تشخيص از بررسي بافت شناسي نمونه رنگ آميزي شده ، كشت ، بررسي فعاليت اوره آز ، آزمون RUT  و يا بررسي سرم شناسي مي توان استفاده كرد.

ارزيابي هاليتوز

در برخورد با بوي بد دهان اولين كار تعيين اين نكته است كه آيا بوي بد فقط توسط بيمار احساس مي شود يا آنكه توسط پزشك يا ديگران نيز قابل تشخيص است . چنانچه وجود بو توسط پزشك يا فرد ديگري غير از بيمار تاييد نشود ، مشكل رواني در كــــــــار است  و مي تواند حتي دلالت بر بيماريهاي رواني جدي چون اسكيزوفرني نمايد. اما در اين نتيجه گيري كه بويي وجود نداد نبايد شتاب كرد ، زيرا هاليتوز ممكن است منقطع باشد.
بطور نمونه اي بسياري از بيماران به علت پديده انطباق از بوي بد دهان خود بيخبرند و توسط يك عوص خانواده يا دوست از آن آگاه مي شوند. اگر بو براي پزشك آشكار نباشد به چند روش مي توان احتمال آگاهي از آن را افزايش داد. يك روش آنست كه پزشك در كنار بيمار بايستد و با برگه اي جريان هواي بازدم بيمار را به سمت خود منحرف سازد.ديگر آنكه اگر پزشك در معاينه منشا بالقوه اي بيابد ، با آپليكاتور پنبه دار نمونه اي از آن منطقه تهيه نمايد و خود يا يكي از اعضاي خانواده بيمار آن را بو كنند. اين كار نه تنها در تاييد وجود هاليتوز بلكه در تعيين علت آن نيز مي تواند مفيد باشد.
بايد از بيمار خواست كه ابتدا با بيني بسته از راه دهان و سپس با دهان بسته از راه بيني تنفس كند اگر فقط بازدم دهاني بدبو بود، بايد بيشتر به علل دهاني انديشيد و در غير اينصورت بايد به فكر علل ناشي از بيني يا يه يا علل سيستميك بود.
پس از تاييد وجود هاليتوز ، بايد شرح حالي دقيق بويژه درباره حفره هاي دهان ، بيني و سينوسها ، دستگاه گوارش و ريه گرفت . مروري بر رژيم غذايي ، سيگار و مصرف دارو مي تواند مفيد باشد .به علت آنكه مري معمولا كولا پس است  ، برخي از بيماريهاي مري و معده بطور پيوسته بو توليد نمي كنند و بو با آروغ ايجاد مي شود. وجود چنين شرح حالي و تاييد آن از طرف اعضاي خانواده مي تواند به تشخيص كمك كند. معاينه دقيق دهان ، دندانها بيني و حلق لازم است ، زيرا اينها شايعترين محلهاي هاليتوز هستند. معمولا وضعيت پاتولوژيك جزيي نيست و براحتي يافت مي شود ، گرچه گاه به رينوسكوپ يا لارنگسكوپ نياز مي گردد.
در معاينه بايد توجه ويژه اي به بافت پري ادنتال ، پركردگي هاي نا مناسب دندان ، منافذ لوزه اي ، پاپيلاهاي هيپرتروفه زبان ، ضايعات زخمي حلق يا مخاطها و جسم خارجي در بيني نمود. به نشانه هاي ناشي از خشكي دهان بايد توجه كرد. اين نشانه ها ممكن است منقطع باشند و احتمال ديدن آنها در اوايل روز بيشتر است . يافته هاي فيزيكي ناشي از پنوموني ، آبسه ريوي يا آمپيم معمولا واضح است . در شرح حال و معاينه باليني بايد به فكر بيماريهاي سيستميك مثل كتواسيدوز ديابتي يا اورمي هم بود.
بررسي راديولوژيك استفاده محدودي دارد ولي در صورت نياز مي توان از راديوگرافي سينوسهاي پارانازال يا راديوگرافي سينه استفاده كرد . بررسي آندوسكوپيك يا راديولوژيك قسمتهاي فوقاني دستگاه گوارش ميتواند در صورت شك بوجود بيماريهاي اين نواحي ، مورد استفاده قرار گيرد. بررسي آزمايشگاهي خون يا ادرار ممكن است در جستجوي بيماريهاي سيستميك بكار آيد.

 

 

جدول شماره (5) : درمان پيشنهادي براي درمان هليكوباكترپيلوري تاييد شده بوسيله FDA

 -   لانزوپرازول 30 ميليگرم يا امپرازول 20 ميليگرم + آموكسي سيلين 1000 ميليگرم + كلاريترومايسين 500 ميليگرم بار روزانه به مدت 2 هفته
-   لانزوپرازول 30 ميليگرم يا امپرازول 20 ميليگرم + مترونيدازول 500 ميليگرم + كلاريترومايسين 2500 ميليگرم بار روزانه به مدت 2 هفته
-     تركيب رانيتيدين بيمسموت سيترات (RBC ) 400 ميليگرم + كلاريترومايسين 500 ميليگرم + آموكسي سيلين 1000 ميليگرم يا مترونيدازول 500 ميليگرم يا تتراسيكلين 2500 ميليگرم بار روزانه به مدت 2 هفته
-    بيسموت ساب ساليسيلات 525 ميليگرم 4 بار روزانه + مترونيدازول 500 ميليگرم 3 بار روزانه + تتراسيكلين 500 ميليگرم 4 بار روزانه + لانزوپرازول يا امپرازول براي 2 هفته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درمان

غالبا توجه به بهداشت دهان و رسيدگي به پاتولوژي دنداني مشكل را برطرف مي كند . مسواك زدن ساده ، بخصوص اگر همراه با مسواك زدن سطح زبان باشد ، براي نفس صبحگاهي كافي است .
شستشوي دهان با يك محلول دهانشويه آنتي سپتيك نيز مفيد است . نفس گرسنگي پس از خوردن غذا يا حتي آب كشيدن دهان برطرف مي شود.
هاليتوز ناشي از خشكي دهان به هر علت كه باشد با مرطوب كردن دهان بهبود مي يابد. اين كار مي تواند به كمك جرعه هاي مكرر آب ، جويدن آدامسهاي بدون قند ، تركيبات حاوي كربوكسي متيل سلولز سديم درصد يا داروهاي محرك ترشح بزاق مثل بتانكل يا پيلوكارپين انجام شود.
پريودنتيت ، ژنژيويت ، دندانهاي مصنوعي يا پر شده نامناسب يا ساير علل دنداني بايد بطور مناسب درمان شوند. ضايعات ويژه دهان ، بيني ، سينوسها ، حلق ، معده ، ريه ها و بيماريهاي سيستميك بايد تشخيص داده و درمان شوند. طفره رفتن از بررسي بيمار و اكتفا كردن به توصيه استفاده از دهانشويه فقط تشخيص را عقب مي اندازد . استفاده از مسهل ها در درمان هاليتوز نقشي ندارد و نبايد تحت فشار بيماراني كه معتقدند يبوست سبب بوي بد دهان آنها شده ، تجويز شود. در صورت وجود بيماريهاي رواني بايد بطور مناسب درمان شود . غالبا افسردگي نيز وجود دارد و توجه به آن مفيد است.
اثر رژيمهاي درماني مختلف در از بين بردن عفونت هليكوباكترپيلوري ثابت شده است و پيشنهاد مي شود در بيماراني كه علتي براي هاليتوز در آنها يافت نمي شود يك دوره درماني تجويز گردد( جدول 5 ).
ممكن است استفاده از دهــانشويه ها بطور موقت باعث كاهش هاليتوز گردد به ويژه دهانشويه هاي حاوي كلرهگزيدين مفيد گزارش شده اند. استفاده از محصولات محتوي كلرفيل بي حاصل است . محصولات حاوي روي يا اسيد آسكوربيك بوي دهــــــان را كم مي كنند ولي بصورت تجارتي موجود نيستن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:31  توسط داود  | 

بوی دهان علل و نحوه درمان

بوی دهان علل و نحوه درمان

فکر ميکنم تاثير نامطلوبی که بوی بد دهان در شخصيت يک فرد ميگذارد با هيچ چيز قابل مقايسه نباشد . خاطره بدی که از فردی که بوی دهان بدی ازش ديديد شايد ماهها در ذهنتان بماند يا شده که احساس کنيد که خودتان دهانتان بو ميدهد آيا در اين صورت ميتوانيد با يک شخصيت معتدل و سالمی با اطرافيان ارتباط بر قرار کنيد .... مطمعناً پاسخ منفی است ..... اين مسائل باعث شد که در يک مقاله جداگانه به اين موضوع بپردازم

منشا بوی دهان که تحت هر شرايطی آزار دهنده است  عبارتند از:

  1. بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشيم از قبيل سير، پياز، الکل ، سيگار و......
  2. بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعيف .....
  3. بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سينوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها ياد ميشود ....
  4. بوی ناشی از بيماريهای سيستميک از قبيل آبسه های ريه ، ديابت ،ناراحتی های گوارشی و غيره

در يک ديد کلی بوی دهان حتما يک علتی دارد و اينطور نيست که بگوئيم دهان فلانی بد بو است و نميشود کاری کرد؟! دهان هر فردی با هر نژاد و مليتی در شرايط سالم نبايد بوئی داشته باشد .آگر بوئی مشاهده ميشود صد در صد علتی دارد که خارج از اين چهار موردی که ذکر شد نميتواند باشد. اين اصل مهمی است که خيلی به آن بی توجه هستند (علی رغم سادگی موضوع) مثلا من افراد زيادی را ديده ام که در مطب به من ميگويد ... دکتر هر کاری ميکنم بوی دهانم خوب نميشود؟! مواردی هم که ميشود علت بوی دهان را تشخيص داد و عملا نميشود کاری کرد بسيار نادر است و تنها در يک مورد که بيماران ديابتی آن هم بعضی از موارد ممکن است دهانشان بوی استون مانندی بدهد که عملا نميشود کاری کرد.... بقيه قابل درمان هستند و حداقل قابل کنترل ......

حال به توضيح چهار مورد بالا میپردازيم

بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشيم

بوی  مواد مصرفی با کاهش مصرف و يا عدم مصرف برطرف شده و اثر پايداری ندارد حتی افراد سيگاری هم بعد از اينکه مدتی از ترک سيگارشان گذشته باشد بدون اينکه احتياج به کار خاصی داشته باشد بوی بد آن بمرور از بين ميرود مواد تندی مثل سير غير از اينکه در محيط دهان خورده ريزه های آن باقی ميماند از طريق  سيستم گوارشی هم  برای مدتی باعث انتشار بو ميشود .جويدن آدامس و خوب مسواک زدن در کاهش بو موثر خواهد بود .

بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعيف

بوی ناشی از عدم رعايت بهداشت دهان و دندان شايعترين نوع بوی بد دهان ميباشد .بخوبی ميدانيد که محيط دهان پر از ميکروارگانيزم های مختلف است که به طور طبيعی در محيط دهان بدون ايجاد مشکل خاصی وجود دارند .... مصرف مواد غذائی اگر منجر به اين شود که خرده ريزه های اين مواد مصرفی در محيط دهان باقی بمانند اين ميکروارگانيسم ها شروع به تجزيه اين مواد کرده و حاصل آن محصولات گازدار مختلف است که بسته به نوع مواد تجزيه شده دارای بوهای متفاوت ميباشد .رسالت اصلی مسواک زدن و استفاده از نخ دندان اين است که محيط دهان را از هر نوع مواد باقی مانده پاک کرده و اين روند را مختل سازد ( روند تجزيه مواد باقی مانده) حال به هر علتی نتوانيم در تميز کردن اين محيط موفق شويم غير از مشکلات دندانی و لثه ای که ممکن است بوجود آيد از عوارض طبيعی آن بوی بد دهان خواهد بود . نواحی که من به تجربه دريافته ام که شکست در تميز کردن آنها منجر به بو گرفتن محيط دهان ميشود را برای شما مطرح ميکنم:

  1. دندانهای پوسيده : پوسيدگی دندانها با توجه به اينکه ايجاد حفره هائی را در داخل دندان ايجاد ميکند عملا مانع تميزکردن اين محيط توسط مسواک گشته علاوه بر اينکه روند پوسيدگی را تسريع ميکند باعث ايجاد محيطی برای رشد ميروارگانيسم هاشده و غذا های مصرفی هم که در اين حفره ها باقی ميماند دست به دست هم داده و باعث بوی دهان ميشود .... اين پوسيدگی ها ممکن است از بين دندانها باشد و يا احتمالا در زير پرگردگی های قبلی بوجود آيد . و شما با ديد مستقيم نبينيد ..... لذا معاينه توسط دندانپزشک و متعاقب آن پر کردن دندانهای پوسيده در رفع بوی دهان موثر خواهد بود
  2. انواع بيماری های لثه : لثه هائی که ملتهب و متورم هستند محيط مناسبی برای تجمغ غذائی و ميکروارگانيسم ها هستند .در ضمن در يک لثه بيمار پاکت هائی بين لثه و دندان ايجاد ميشود که از يک ميليمتر تا چندين ميليمتر ممکن است که عمق داشته باشد و عملا مسواک قدرت تميز کردن اين فضا ها را ندارد و همين امر باعث ايجاد محيط های مناسبی برای توليد گاز های نامطبوع که حاصل عملکرد ميکروارگانيسم ها بر روی غذا های باقی مانده است ميشود ...... درمان بيماری های لثه در هر حدی که باشد صددرصد در رفع اين بوها موثر خواهد بود ..... در بعضی بيماری های پيشرفته لثه خود لثه عفونی هم بوی شديدی دارد و ميکروبها شروع به تخريب لثه ميکنند که همراه با بوی تعفن شديد است
  3. نواحی که تميز کردن آن با مسواک و نخ دندان مشکل است: اين نواحی عبارت است از:
  • ناحيه ديواره پشتی دندان عقل که به خاطر دسترسی مشکل .....تميز کردن آن خوب صورت نميگيرد و حالت تهوع و نبودن فضای کافی برای رشد دندان عقل هم اين وضعيت را تشديد ميکند و همين ناحيه محلی برای تجمع ميکروبی ميگردد 
  • ناحيه سطح زبان بخصوص قسمت خلفی آن که پرز های درازتر و بزرگتری دارد و بعد از غذا خودن در اين نواهی خورده غذائی مانده متعفن شده و باعث بوی دهان ميگردد. مسواک زدن سطح زبان در رفع بوهائی که از اين ناحيه منشا گرفته خيلی موثر خواهد بود
  • زير پر کردگی های نامناسب و پروتز های ثابتی که در دهان داريد: پروتز هائی که در دهان داريد از هر نوعی که باشد نحوه تميز کردن خاص خودش را دارد که حتما بايد از دندانپزشک خو بپرسيد .پروتز های ثابت هم تکنيک های خاصی را برای تميز کردن لازم دارد که عدم تميز بودن زير آن باعث گير غذائی و آغاز ايجاد بوهای نامطبوع است . اگر پروتز ثابت به طور مناسب ساخته نشود به طوری که غير قابل تميز کردن باشد با هيچ راهی نميشود آنها را تميز کرد و بايد تعويض کردد. پر کردگی های نامناسب بخصوص پر کردگی هائی که با آمالگام صورت گرفته و از ديواره دندان بيرون زده تر پر ميشود را هم نميشود با مسواک و نخ دندان تميز کرد و بايستی تعويض گردد .

در صورتی که تمامی اين مشکلات در محيط دهان و دندان رفع شده باشد ديگر امکان اينکه بوی دهان داشته باشيم نخواهد بود به شرطی که اين بو از ناحيه دهان و دندان باشد .....اکثرا افرادی که از بهداشت خوبی برخوردارند و لی باز از بوی دهان رنج ميبرند به مجاورات دهان که عبارت است از چين های مختلفی که در حلق وجود دارد لوزه ها ،سينوسهای فکی .غافل هستند. پس ميرسيم به قسمت سوم مبحث:

بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سينوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها ياد ميشود

 مجاورات دهان و دندان:اگر ته گلوی خود را بخوبی در آينه نگاه کنيد متوجه ميشويد که بعد از اتمام دندانها و هنوز به لوزه ها نرسيده چين های مختلفی وجود دارد که تمامی آنها محيط مناسبی برای گير غذائی ميباشد در ضمن خود لوزه ها بخصوص در افرادی که سابقه عفونت های متعدد در ناحيه لوزه دارند لوزه ها به صورت نمای گل کلمی در ميايد که همراه با شيار های گاهاً عميق است و اين شيار های روی لوزه ها هم باعث تجمع غذائی در اين نواحی ميشود که همه اين محيط ها ميتواند باعث بوهای وحشت ناکی در محيط دهان شود بدون اينکه مشکلی به لحاظ دهان و دندان داشته باشيد .رسيدگی به اين نواحی از مسئوليت های دندانپزشک خارج است و بايد توسط متخصص گوش و حلق و بينی رسيدگی گردد. ما معمولا بعد از اطمينان از نبودن مسئله ای در محيط دهان بيماران را برای چک کردن مجاورات دهان بخصوص لوزه ها و سينوسها به اين متخصصين ارجاع ميدهيم . 

 بعضی مواقع بيمارانی که لوزه های بزرگ و شيار دار دارند مواد مصرفی مانند آجيل و پسته . تخمه و... در اين شيار ها جايگزين ميشوند.و بوی بدی ايجاد ميکنند که حتی با قرقره کردن معمولی هم برطرف نميشود .معمولا متخصصين گوش و حلق و بينی با دوشيدن اين لوزه ها ( فشار لوزه ها و تخليه و شستشوی آن ) نسبت به اين مشکل اقدام ميکنند . من چند مورد را ديده ام که بعد از اين کار بوی نامطبوع دهان نيز رفع شده است.

از ديگر مجاورات دهان که ميتواند باعث بوی بد دهان شود سينوس های فکی ميباشد. سينوسها حفره هائی در داخل استخوان های مختلف جمجمه واقع شده و توسط مجراهائی به حفره بينی و  از آنجا به ناحيه حلق  و دهان به طريقی مربوط هستند اين حفره ها در صورت عفونی شدن که در کل به سينوزيت مشهور است با بوی نامطبوعی همراه است که همراه با تنفس بيمار ما متوجه اين بو ميشويم و در صورتی که اين سينوزيت به صورت مزمن در آيد دائما ترشحاتی خواهد داست که اين ترشحات همراه با بوی زننده است و در مواردی از بيماران که از بوی بد دهان رنج ميبرند اين موارد را مشاهده کرده ام که باز اين موارد بايد توسط متخصصين گوش و حلق و بينی درمان گردد.

بوی ناشی از بيماريهای سيستميک از قبيل آبسه های ريه ، ديابت ،ناراحتی های گوارشی و غيره

 چهارمين مورد از منشا بوی دهان بيماری های سيستميک و بيماری های گوناگونی است که به ناحيه دهان مربوط هستند . از جمله اين بيماری ها بيماريهای گوارشی و بيماری های تنفسی است ..... من از ذکر جزئيات علمی اين بيماری ها خودداری ميکنم چون اين يک مقاله کاربردی برای عموم هست و زياد تو بهر جزئيات علمی کار نبايد رفت فقط به دو مورد اشاره ميکنم که يکی عفونت های حاد ريوی و آبسه هائی که در ريه ممکن است وجود داشته باشد . اين آبسه های ريوی بوی بدی را هنگام تنفس ايجاد ميکند و در مان آن توسط متخصصين داخلی بايد صورت گيرد . مورد دوم بيماری ديابت شيرين است که ممکن است بوی بدی را ايجاد بکند .بيماری های مختلف گوارشی و معده از جمله سرطان معده در موارد بسيار نادر باعث بوی دهان ميشود مقوله ای تخصصی است و از عوارض بسيار جزئی اين بيماری ها ميباشد که با درمان اين بيماری ها اين بوی دهان نيز برطرف ميگردد

چند نکته در مورد درمان بوی دهان :

  1. به نظر من هر فردی بوی بد دهان را در مورد خودش و سايرين تجربه کرده است .بوی دهان ممکن است مقطعی باشد بخصوص بوهائی که صبح موقع بيدار شدن ازخواب مشاهده ميشود و بعد از خوردن صبحانه و مسواک زدن برطرف ميشود . اين بوی صبحگاهی طبيعی است و و به علت کاهش بزاق در طی شب و در ضمن عدم فعاليت محيط دهان در کل زمينه ای برای فعاليت ميکرو ارگانيسم ها فراهم ميکند که بعد از يک وعده غذا خوردن رفع ميشود . لذا در صورتی که صبح صبحانه نخورده ايد مواظب صحبت کردن خود باشيد
  2. از اطرافيان نزديک خود بخواهيد که اگر بوی بدی از دهان شما متوجه شدن حتما تذکر دهند چون افراد جامعه وقتی متوجه بو ميشوند هيچ وقت به زبان نمی آورند ولی اثر بد شخصيتی خود را ميگذارد.... آشنايان نزديک اين لطف را در حق ما بکنند و تذکر دهند از اين ضربه شديد به شخصيت مان جلو گيری ميکنند.
  3. اگر در فردی متوجه بوی بد شديم بايد سعی کنيم به طور غير مستقيم مطرح کنيم طرح مستقيم ممکن است ضربه روحی شديدی ايجاد کند بخصوص که ارتباط عاطفی با هم داشته باشيم .... اگر هم متذکر نشويم باز رفتار مسئولانه ای نکرده ايم طرح غير مستقيم بهترين وسيله است ....
  4. در صورتی که متوجه شديم که دهانمان بو ميدهد برای درمان اولين مرحله مراجعه به دندانپزشک و مشورت با آن است .دندانپزشک با يک معاينه کامل ميتواند علت بوی دهان شما را تشخيص و درمان کند اين درمان ميتواند شامل جرم گيری آموزش مسواک زدن و استفاده از نخ دندان .... ترميم دندانهای پوسيده و..... باشد ..... در صورت اطمينان از ناحيه دهان و دندان اگر مشکل بوی دهان رفع نگرديد حتما بايد به يک متخصص گوش و حلق و بينی مراجعه کنيد و لوزه ها و حلق و سينوسها ی فکی را چک کنيد حتما مشکل شما حل خواهد شد ساير مواردی که ميتواند باعث بوی دهان شود آنقدر نادر است که طرح آنها اصلا کاربرد عملی ندارد .....
  5. افرادی هستند که دچار توهم بوی بد دهان هستند .... به اين صورت که دهانشان بو نميدهد ولی هميشه از اين وحشت دارند که دهانشان بو ميدهد .... اين توهم بعضی مواقع آنقدر شديد است که در روابط اجتماعی فرد اثر نامطلوب ميگذارد .... من اين بيماران را در چندين مورد مشاهده کرده ام و بارها بهشون گفته ام که بوی بدی ندارند ولی باز اين وسواس را دارند..... مشاوره با روانپزشک و علت يابی آن بسیار موثر خواهد بود.
  6. غرغره کردن با دهانشويه های مختلف را حتما در دستور کار روزانه بهداشتی خود قرار دهيد ..... من دهانشويه ماتريکا که وطنی است و کاملا گياهی است و از عصاره مايع گل بابونه تهيه شده را تجربه کرده ام و برای بيماران هم توصيه ميکنم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:20  توسط داود  | 

چگونه بوی بددهان را برطرف کنیم؟



بوی بددهان یک عارضه عادی اما آزاردهنده است که اغلب کسانی را که پیاز یا سیر می‌خورند، درگیر می‌کند. اما کسانی هم هستند که به این عارضه بیش از دیگران دچار می‌شوند. شاید نگاهی به آمار آدامس، نعنا وانواع بوبرهای دهان نشان ‌دهد که چه میزان ازمردم به دنبال تنفس سالم وباطراوت هستند. تنها درآمریکا سالانه 3میلیارد دلار برای خرید انواع آدامسها و بوبرهای دهان هزینه می‌شود. halitosisکه نوع مزمن این عارضه است اغلب ازعدم رعایت بهداشت دهان، خشکی دهان ورژیمهای غذایی ناشیمی‌شود. دکترریچارد پرایس مشاور انجمن دندانپزشکان آمریکا درباره راههای مبارزه با این عارضه توضیحاتی ارائه داده است که درادامه می‌خوانید:

 

علت بوی بددهان چیست؟ 90درصد علت بروز این عارضه به باکتری موسوم به anaerobic که ترکیبات فرار سولفور شامل سولفیدهیدروژن و mercaptans را تولید می‌کند مربوط می‌شود، این ترکیبات علت اصلی بوی بددهان است
چگونه چیزی که می‌خوریم تنفس ما راتحت‌تاثیر قرار می‌دهد؟
غذا ورژیم غذایی که داریم هریک به نوعی تنفس ما راتحت‌تاثیر قرار می‌دهند مثلا بوی پیاز، سیروتنباکو درتنفس ما پس ازمصرف این محصولات کاملا آشکاراست. ترکیبات شیمیایی موجود در پیاز که بوی خاص خود را دارد دربدن هضم می‌شود واین مواد هضم شده وارد جریان خون می‌شود. خون برای کسب اکسیژن تازه به شش‌ها می‌رود وبا اکسیژن تازه بازمی‌گردد. بنابراین نفس شما بوی پیاز، سیر ویا تنباکو را با خود خواهد داشت. بعضی رژیم‌های غذایی نیز باعث تنفس بوی بد درفرد می‌شود. مانند رژیم اتکینزدراین رژیم برای سوزاندن هرچه بیشتر چربیها شما به مقداری کربوهیدرات نیازدارید، درحالیکه رژیم اتکینز فاقد کربوهیدرات لازم است اگربدن شما کربوهیدرات کافی دراختیار نداشته باشد شروع به تولید ماده‌ای شیمیایی به نام ketones می‌کند. این ماده بوی متفاوتی به تنفس فرد می‌دهد.
عدم رعایت بهداشت دهان چگونه با بوی بددهان درارتباط است؟
حتی کسانی که با دقت و وسواس تمام دهان خود را می‌شویند ومسواک می‌زنند بااین مشکل روبرو می‌شوند اما کسانی‌که بهداشت دهان را رعایت نکنند بیشتر باید منتظر این عارضه باشند. این افراد جرم دندان بیشتری دارند جرم دندان محل جمع‌شدن باکتریها وسلولهایی است که ازگونه جدا می‌شود ویا از بازمانده‌های غذا است.این موادجمع‌شده دردهان بوی خاص خود را دارند، بنابراین موادغذایی جمع‌شده دردهان که توسط نخ دندان، مسواک ودهان‌شویه از دهان خارج نشوند، تولید بوی بد می‌کنند، بعلاوره اصطلاحا کرم‌خوردگی دندانها ویا بیماریهای لثه که طی آن بین دندان ولثه فاصله بیفتد باعث می‌شود باکتریها جایی برای مخفی‌شدن وتجمع پیدا کنند وجمع شوند
خشکی دهان چگونه منجربه تنفس بدبو می‌شود؟
اگرحجم باکتریها تحت کنترل قراربگیرد، ترکیبات سولفور موجود دردهان، دربزاق دهان حل می‌شود وبه تولید بوی بد منجرنمی‌شود، اما اگر بزاق دهان اشباع شده باشد دیگر تنفس بدبو غیرقابل اجتناب خواهد بود. وقتی تندتند تنفس می‌کنید نفس شما تمیزتر اززمانی است که به کندی نفسمی‌کشید، جریان داشتن بزاق دردهان تنفس شما را تازه می‌کند درحالی‌که زمانیکه دهان خشک است تنفس هم طراوت خود را ازدست می‌دهد، ازدلایل خشکی دهان می‌توان به عفونتهای ریوی ویا آلرژیها اشاره کرد. افرادی که دچارسرماخوردگی ویا آلرژی هستند بیشتر ازطریق دهان تنفس می‌کنند که این کار به خشکی دهان آنها می‌انجامد.آبریزش بینی دراین افراد پشت زبان را جائیکه باکتری anaerobic قراردارد، خیس می‌کند و به این ترتیب باکتری محیط خوبی برای رشد پیدا می‌کند
آیا مشکلات جسمی دیگر نیز می‌تواند به بوی بد دهان منجر شود؟
به عقیده من 90درصد عوامل این عارضه دردهان قراردارد و 10درصد بقیه به عوامل دیگر بر می‌گردد. سینوس عفونی،دیابت به علت تولید ketone مشکلات معده وریه ازدیگر علل بوی بددهان قلمداد می‌شود، دندانپزشکان باید علل این عارضه را که ناشی از دهان است شناسایی و معالجه کنند وسایرعلل را به دیگر متخصصان واگذار کنند.
چگونه می‌توان این عارضه را درمان کرد؟
راههایی برای معالجه عارضه وکنترل باکتری تولیدکننده بوی بددهان وجود داردبرای رفع بوی بددهان اولین توصیه ما مسواک منظم، استفاده ازنخ دندان ورعایت بهداشت دهان تا حدامکان است. اما حتی درتمیزترین دهانها نیزمشکل بوی بد وجود دارد چون باکتریها تمایل دارند پشت‌زبان جمع شوند. اگرشما زبان خود را یک بار صبح ویکبارشب تمیز کنید به میزان بسیارزیادی ازبروزاین عارضه جلوگیری کرده‌ایده استفاده اززبان‌شویه را توصیه می‌کنیم هرچند با مسواک هم می‌توان زبان را تمیز کرد. اما مشکل اینجاست که بعضی مسواکها آنقدربلند نیستند تا تمام زبان را تمیز کنند. دهان راهمواره باید مرطوب نگهداشت. استفاده ازنوعی اسپری به نام salineنیزکارساز است. آب به اندازه کافی بنوشید وازخوردن میوه غفلت نکنید چون خوردن میوه به افزایش بزاقدهان ومرطوب نگهداشتن آن کمک می‌کند
آیا آدامس یا شکلات به مبتلایان کمک می‌کند؟
جواب هم منفی وهم مثبت است. شما می‌توانید با خوردن آدامس بزاقتان را برای فعال‌شدن تحریک کنید. اگربه مقدار زیاد ازاین محصولات استفاده کنید بوی بد دهان خود را با بوی آدامس وشکلات عوض کرده‌اید
ضمن اینکه ممکن است به کرم‌خوردگی دندان وفاصله‌گرفتن لثه دندانها ازیکدیگر نیزمبتلا شوید.استفاده ازدهان‌شویه‌ها چطوراست؟
دهان‌شویه‌ها جای یک بو را با بوی دیگری عوض می‌کنند، شما باید به فکرمعالجه عارضه باشید نه درمان موقت آن، لذا درمواقع ضروری استفاده ازآنها توصیه می‌شود اما نه برای همیشه.
اشتباهات اغلب مردم درزمان مسواک‌زدن ویا استفاده ازنخ دندان چیست؟
یکی ازآنها این است که حداقل باید سه دقیقه مسواک بزنید نه کمتر ونه بیشتر.بعضی فکرمی‌کنند تنها با چند دقیقه مسواک‌زدن بهداشت دهان را رعایت کرده‌اند درحالی‌که اینطورنیست استفاده ازنخ دندان ودیگر راههای بهداشتی شما را مطمئن می‌ کند که دهان پاکیزه‌ای دارید، خطای عمده دیگر اغلب افراد این است که فکر می‌کنند همه مسواکها شبیه یکدیگر هستند درحالی‌که شما باید مسواکی تهیه کنید که مناسب دست ودهان شما باشد حتی اگربه آن مسواک کودک بگویند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:19  توسط داود  | 

هشت دلیل بوی بد دهان

هشت دلیل بوی بد دهان
هشت دلیل بوی بد دهان
بوی بد دهان عبارت است از بوی ناخوشایندی که هنگام تنفس یا صحبت کردن شخص به مشام می رسد. این بو ممکن است به صورت گذرا یا مزمن وجود داشته باشد که در این صورت در زندگی شخصی و نیز روابط اجتماعی فرد باعث پریشانی خود و اطرافیانش می شود و در بسیاری از موارد می تواند منجر به کاهش اعتماد به نفس، افسردگی و منزوی شدن شخص مبتلا شود...

اهمیت بوی بد دهان به حدی است که در برخی افراد باعث وسواس می شود به طوری که دایما به بوی دهان خود مشکوک اند در حالی که دهانشان بویی ندارد. در مقابل نیز برخی با وجود داشتن دهان بد بو ازآن بی اطلاعند و ناخواسته باعث آزار و پریشانی اطرافیان خود می شوند. روش ساده تشخیصی آن به این ترتیب است که روی یک دستمال یا کف دست خود بدمید و بلافاصله بو کنید. در صورت احساس هرگونه بو حتما مشکلی وجود دارد. هر چند راه مطمئن تر پرسیدن در مورد بوی دهانتان از نزدیکانی است که به آنها اطمینان دارید.

بوی بد دهان ممکن است منشأ داخل دهانی یا خارج دهانی داشته باشد، گرچه عوامل داخل دهانی بسیار شایع تر هستند. بوی بد دهان عمدتا در اثر فعالیت و تکثیر باکتری های داخل دهانی است که منجر به تولید مولکول های شیمیایی می شود که حاوی سولفور است و بوی ناخوشایندی دارند. غذای حاوی پروتئین زیاد این موضوع را تشدید می کند چون آزادسازی این ترکیب ها هنگام فعالیت میکروب ها روی پروتئین ها بیشتر است. با توضیح این مقدمه به عوامل ایجاد بوی بد دهان اشاره ای خواهیم داشت.

۱) دندان ها و لثه ها
شایع ترین دلایل بوی نامطبوع دهان را باید در لثه ها و دندان ها یافت. باقی ماندن ذرات مواد غذایی در دندان ها و شیار لثه به علت عدم رعایت بهداشت دهان (مسواک، نخ دندان و دهانشویه روزانه) سبب تکثیر و فعالیت باکتری ها در این مناطق می شود. پلاک میکروبی، لایه سفید رنگ باکتریایی چسبنده ای است که روی دندان ها و شیار لثه ای (شیار بین دندان و لبه لثه) تشکیل می شود.
 
باقی ماندن پلاک میکروبی روی دندان باعث ایجاد پوسیدگی می شود که در صورت پیشرفت و ایجاد حفره به محلی مملو از باکتری و مواد حاصل از آن تبدیل می شود که خود از عوامل مهم بوی بد دهان است. پیشرفت پوسیدگی به نوبه خود باعث التهاب و عفونت ریشه ها و ایجاد آبسه های دندانی خواهد شد که خود از دیگر عوامل بوی بد دهان خواهد بود.

شیار لثه ای یک آناتومی طبیعی است که عمق آن می تواند بین یک تا ۳ میلی متر باشد. اینجا یکی از محل های تشکیل پلاک میکروبی است و اگر با یک خلال دندان روی این قسمت بکشید، تجمع پلاک را روی خلال دندان مشاهده خواهید کرد. عدم رعایت بهداشت کافی و نیز تمیز نشدن پلاک میکروبی در ناحیه شیار لثه باعث ژنژیویت (التهاب لثه) و تشکیل جرم و ایجاد بوی نامطبوع می شود.
 
در بیماری های لثه شیار طبیعی لثه ای از حد طبیعی عمیق تر شده و اغلب قابل تمیز کردن با مسواک نیستند و محل مناسبی برای تجمع باکتری ها محسوب می شوند. لثه ملتهب بسیار مستعد خون ریزی است و با کوچک ترین تحریکی خون می آید که خود نیز از عوامل ایجاد بوی ناخوشایند است. عدم درمان ژنژیویت آن را به پریودنتیت تبدیل می کند که از مرحله قبل وخیم تر است و به همان نسبت باعث بوی زننده ای می شود.

۲) خشکی دهان
بزاق از ترکیب های بسیار با ارزشی است که دهان را به طور دائم تمیز می کند و ذرات و مولکول های بودار را می شوید. همچنین بزاق ترکیب های حاصل از باکتری های پوسیدگی زا را خنثی و به پیشگیری از پوسیدگی کمک می کند. بنابراین یکی از عوارض کمبود بزاق می تواند بوی بد دهان باشد. کم آب شدن بدن به هر دلیلی مثل تشنگی و گرسنگی طولانی یا مصرف برخی دارو ها می تواند باعث خشکی دهان شود.
 
مصرف دائم آب، میوه جات و مایعات (به جز قهوه و الکل) می تواند از ایجاد خشکی دهان جلوگیری کند. جویدن آدامس بدون شکر به ترشح بزاق و و تمیز کردن محیط دهان کمک می کند. هنگام خواب میزان ترشح بزاق به طور طبیعی کاهش می یابد که دلیل مهم بوی خاص دهان در ابتدای صبح است به خصوص در افرادی که خرخر می کنند و با دهان باز می خوابند.
 
گاهی خشکی دهان می تواند به صورت ثانویه به دنبال یک بیماری یا نشانگان یا استفاده از دارو ها ایجاد شود. در این نوع خشکی دهان، بزاق یا اصلا وجود ندارد یا بسیار اندک است و بوی بد ناشی از آن نیز اغلب شدید است. در این موارد مشکل باید به صورت ریشه ای برطرف شود. خشکی به دنبال مصرف دارو می تواند با افزایش مصرف آب جبران شود.

۳) سیگار
دود سیگار هم به علت بوی تند ترکیب شیمیایی آن، باعث خشکی دهان و همچنین مستعدکردن محیط برای ایجاد بیماری های لثه می شود.

۴) زبان
سطح زبان مملو از پرزهای چشایی است که طبعا بین پرز ها، شیارها و فضا هایی تشکیل می شود به طوری که عمق این شیار ها خصوصا در قسمت خلف زبان بسیار بیشتر است. این فضاها منطقه مناسبی برای تجمع موادغذایی، رشد و تکثیر باکتری های گرم منفی است. مشکل بوی بد دهان در بسیاری از بیماران با تمیز کردن دائمی سطح زبان برطرف می شود.

۵) دندان مصنوعی
دندان های مصنوعی دارای مناطق بسیار مناسبی برای گیر کردن مواد غذایی و رشد میکروب هاست و باید به طور دائم تمیز شوند. همچنین دندان های دائمی که گیر کافی ندارند و اصطلاحا لق هستند، باعث سایش و ایجاد زخم در بافت نرم دهان و تجمع باکتری ها در آن منطقه می شوند که از عوامل مهم ایجاد بوی بد دهان در این افراد محسوب می شود.

۶) دهان و سیستم تنفسی
گاهی بوی بد دهان به دلیل تخلیه و عبور ترشحات مخاطی از ناحیه پشت حلق ایجاد می شود مانند سینوزیت و آلرژی. ناهنجاری هایی چون شکاف کام، محلی برای احتباس غذا و رشد میکروب هاست. همچنین التهاب و عفونت تونسیل ها می تواند از عوامل بوی بد دهان محسوب شود. شیارهای عمیق موجود در یک لوزه متورم محل مناسبی برای تجمع و تکثیر میکروب هاست.
 
سنگ تونسیل (تونسیلولیت) نیز از مناطق مناسب رشد میکروب هاست و ایجاد هرگونه خراشیدگی یا شکستگی در سنگ ها بوی بسیار نامطبوعی را متصاعد می کند. محبوس شدن اجسام خارجی در سوراخ بینی در کودکان از دیگر عوامل بوی بد دهان است. زخم ها، التهابات و عفونت های موجود در قسمت فوقانی و تحتانی سیستم تنفسی مثل برونشیت ها نیز تنفس را بدبو می کند.

۷) سایر بیماری ها
ریشه ۱۰ درصد از عوامل بوی بد دهان مربوط به خارج از محیط دهان است. از جمله آنها می توان به انواع سرطان ها خصوصا کارسینوما ها و بسیاری اختلالات متابولیک اشاره کرد. دیابت، اختلالات کلیوی و کبدی، مشکلات گوارشی مانند ریفلاکس، یبوست و اسهال و استفراغ از بیماری هایی هستند که می توانند منشأ بوی بد دهان باشند. همچنین برخی از داروها و آنتی بیوتیک ها به دلیل شکسته شدن مولکول آنها به ترکیبات بودار و برخی نیز به دلیل ایجاد خشکی دهان می توانند باعث بد بوشدن دهان شوند.

۸) تغذیه
در دهان مناطق مختلفی وجود دارد که ذرات غذایی در آن مناطق محبوس می شود و تحت واکنش میکروب ها قرار می گیرند و می توانند بوی بد ایجاد کنند. از جمله این مناطق می توان سطح دندان ها، بین دندان ها، شیار بین لثه و دندان ها و نیز پرز های سطح زبان را نام برد. غذاهای حاوی پروتئین زیاد مثل گوشت قرمز، ماهی و پنیر این موضوع را تشدید می کند. رژیم غذایی با کربوهیدرات کم نیز می تواند باعث تشدید بوی بد دهان شود.
 
مواد غذایی خشک، سخت و چسبنده مثل چیپس،تافی و... نیز در ناهمواری های دهان و دندان گیر می کند و تنها با مسواک و شست وشو از دهان خارج می شوند که خود باعث افزایش در تکثیر میکروب ها، بوی بد و فعالیت پوسیدگی زایی می شوند.

در اینجا لازم است یادآور شویم برخی مواد غذایی دارای بوی خاصی هستند که ممکن است برای عده ای ناخوشایند باشد، ولی ارتباطی با فعالیت میکروبی ندارد. خوردن برخی مواد غذایی و بسیاری از سبزیجات مانند سیر، پیاز و برخی ادویه های قوی از این جمله اند. پس از هضم و جذب این گونه سبزیجات در بدن، مولکول های بودار وارد جریان خون می شوند و به تدریج از طریق ریه ها و تنفس دفع می شود. پس تا زمانی که این ترکیبات کاملا از خون خارج نشده تنفس با این بوی خاص ادامه دارد.

 دکتر فرناز مهدی سیر
متخصص دندان پزشکی ترمیمی و زیبایی، استادیار دانشگاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 0:18  توسط داود  | 

اداره بيهوشي در جراحي چشم

 

 

اهداف در اداره بيهوشي جهت جراحي چشم :

 

1 ــ كنترل فشار داخل چشم .

2 ــ بي دردي كامل .

3 ــ چشم بدون حركت (آكينزي) .

4 ــ پرهيز از رفلكس چشمي ــ قلبي .

5 ــ آگاهي از تداخلات دارويي .

6 ــ بيدار شدن بدون سرفه ، تهوع و استفراغ .

 

 

 

بيهوشي براي جراحي چشم، نيازمند ارزيابي آناتومي و فيزيولو‍‍‍ژي ساختمانهاي موجود در محل تحت عمل جراحي مي باشد.اكثراً روشهاي جراحي ، انتخابي مي باشند و اغلب بيماران در انتهاي طيف سني قرار دارند، يعني خيلي پير يا خيلي جوان هستند.

افتالمولوژي:

اداره ي بيهوشي براي بيماران تحت عمل جراحي چشم نيازمند فهم عواملي است كه بر روي فشار داخل چشم (IOP) تاثير گذاشته و توجه به تداخلات مضرّ دارويي بين داروهاي چشمي وداروهاي تجويزي پيرامون عمل و ارزيابي واكنش چشمي- قلبي (Oculo - Cardiac  reflex) مي باشد.

فشار داخل چشم (Intraocular  Pressure):

ميزان طبيعي IOP بين 10تا22 ميلي متر جيوه است كه شاخص تعادل بين توليد زلاليه توسط جسم مژگا ني وبرداشت آن توسط كانال شلم ونهايتاً شبكه وريدي مي باشد. بيشترين افزايش  IOPبه ميزان35تا50 ميلي مترجيوه به هنگام افزايش ناگهاني فشار وريدي، مثلاً زورزدن حين استفراغ يا سرفه، رخ مي دهد. لارنگوسكوپي مستقيم براي لوله گذاري تراشه ميتواند  IOPرا حتي در غياب سرفه يا هيپرتانسيون بالا ببرد. اگر چه يك افزايش در IOP به هنگام سرفه همراه لوله گذاري تراشه محتمل است. فشار روي كره چشم با دست يا پدهاي نامناسب، گير كردن غذا درحلق، حبس نفس ،هيپوكسي،هيپركاپني،افزايش مقاومت بازدمي به دليل انسداد راههاي هوائي وآپنه و هيدراتاسيون بيش از حد كه منجر به افزايش فشار وريدي شده باشد، ممكن است IOP را بالا ببرد.

داروي شل كننده عضلاني دپلاريزان مثل سوكسينيل كولين يك پيك متوسط افزايش IOPدرحدود8 ميلي متر جيوه در عرض 1تا4دقيقه بعد از تجويز وريدي ايجاد مي نمايد، كه با برگشت به خط پايه ، ظرف 7دقيقه، دنبال ميگردد. اين پاسخ پرفشاري چشم به هنگام تجويز سوكسينيل كولين چه بصورت تزريق منفرد داخل وريدي ، چه انفوزيون مداوم داخل وريدي و چه تزريق داخل عضلاني باشد ، رخ مي دهد و در مواري كه چشم باز شده، يادر موقع خارج كردن عدسي ويا در زخم هاي عميق چشمي ممكن است به خروج محتويات چشم بيانجامد. بر عكس تجويز وريدي سوكسينيل كولين ، تجويز عضلاني آن منجر به افزايش طولاني  IOPمي گردد كه نيازمند15 دقيقه تامل قبل از باز كردن كره چشم لازم است. محتمل ترين مكانيسم براي افزايش IOP ناشي از سوكسينيل كولين ، انقباض تونيك طول كشيده عضلات خارج چشمي مي باشد. برعكس داروهاي شل كننده عضلاني غيردپلاريزان،IOP  را كاهش مي دهند ، كه شايد بخاطرا ثرات شل كنندگي بر عضلات خارج چشمي باشد.

داروهاي استنشاقي بيهوشي و شايعترين داروهاي تزريقي يعني باربيتوراتها، بنزوديازپينها، پروپوفول و مخدرها تمايل به كاهش IOP دارند. اثر كتامين روي IOP مورد بحث است. امّا حتي اگر اين دارو IOP رابكاهد، استفاده از آن براي بيهوشي چشم ممكن است به دلايل ديگري چون اسپاسم و نيستاگموس، بايد بااحتياط صورت بگيرد.

تغييرات فشار خون شرياني، ياPaCo2  در حد طبيعي اثرات كمي بر رويIOP دارد. مهار كنندههاي آ نزيم كربونيك انيدريداز(استازولاميد با اختلال درترشح زلاليه دركاستن  IOPمداخله مي نمايد) و ديورتيك هاي اسموتيك (مانيتول، اوره وگليسيرين كه آخري از راه خوراكي مؤثراست ا مّا خطرافزايش مايع معده راموجب مي گردد) در دوره ي قبل از عمل ، جهت كاستن سريع IOP استفاده مي شوند.

 

تداخلات مضّر داروئي:

داروهاي چشمي كه بطور موضعي براي قرنيه استفاده مي شوند، ممكن است جذب كافي تا حدّ بروز اثرات سيستميك داشته و تداخلات غير منتظره داروئي، در طول وبعد از عمل جراحي ممكن است همراه اثرات سيستميك اين داروها باشد. براي مثال، استعمال موضعي يك آنتاگونيست بتا، نظيرتيمولول كه در درمان گلوكوم مورد استفاده قرار مي گيرد با براديكاردي وبرونكواسپاسم همراه است. همچنين اين دارو بعنوان عامل تشديد مياستني گراو وايجاد آپنه بعد از عمل در نوزادان قلمداد ميگردد.

ندرتاً يك آنتي كولين استراز طويل الاثر براي درمان گلوكوم استفاده مي شود، چون جذب عمومي آن فعاليِّت كولين استراز را ميكاهد و منجر به طولاني شدن قابل توجه عمل شل كننده هاي دپلاريزان مي گردد مثلاً اگر دوزهاي معمول اين شل كننده هاي عضلاني تجويز شود براي بازگشت فعاليت كولين استراز به 50 % سطح قبل از درمان بايد حداقل سه هفته از شروع درمان با آنتي كولين استراز طويل الاثر گذشته باشد .   

استعمال موضعي فنيل افرين جهت كاهش احتقان مويرگي و ميدرياز ، اگر همراه با جذب سيستميك كافي باشد مي تواند منجر به هيپر تانسيون گردد. يك محلول5/2درصد فنيل افرين احتمال هيپرتانسيون ناشي از جذب عمومي دارو را به حداقل ميرساند .

يك ميدرياتيك مشهور، سيكلو پنتولات است كه مي تواند علائم مسموميت سيستم اعصاب مركزي را به صورت اختلال تكلم ، اختلال درك زمان و مكان و واكنش هاي جنوني ايجاد نمايد .

اپي نفريني كه به صورت موضعي جهت گشاد نمودن مردمك روي قرنيه استفاده مي شود ، احتمال جذب عمومي و حساس شدن بالقوه قلب را در حضور هالوتان زياد مي كند . به هر حال چنين به نظر مي رسد كه جذب عمومي اپي نفرين حداقل باشد.

درمان مزمن با استازولاميد(دياموكس) مي تواند ، با از دست رفتن يون هاي بي كربنات و پتاسيم از راه كليه همراه بوده و منتهي به اسيدوز متابوليك با هيپوكالمي مي گردد .

واكنش چشمي ــ قلبي (Oculo – Cardiac reflex) :

واكنش چشمي ــ قلبي شامل يك قوس واكنش واگ ــ عصب سه قلو است كه با 10 % تا 50 % كاهش در سرعت ضربان قلب مشخص مي گردد . فشار روي كره ي چشم و كشش جراحي عضلات خارجي چشمي به خصوص عضله ي راست داخلي ، محتمل ترين محرك ها جهت ايجاد اين واكنش مي باشند .

هيپر كربي يا هيپوكسي شرياني نيز ممكن است شيوع و شدّت اين واكنش را افزايش دهد . علاوه بر براديكاردي ساير تظاهرات اين واكنش شامل ريتم جانكشنال و انقباضات زود رس بطني است .  ايست قلبي به واكنش چشمي ــ قلبي نسبت داده شده است امّا شواهد موجود ، متقاعد كننده نيست . مهم ترين اصل، مانيتورينگ دائمي قلب جهت كشف براديكاردي و اختلالات ريتم قلب مي باشد . معمولا ً درمان كافي ، برداشتن تحريك جراحي است به علاوه اين واكنش تمايل به خسته شدن دارد بطوري كه تحريك بعدي احتمال كم تري جهت ايجاد همان پاسخ را دارد .

پيش درماني با تزريق عضلاني آتروپين جهت جلوگيري از واكنش ارزشي ندارد يا كم ارزش است به هر حال استفاده پيشگيرانه از آتروپين تجويز شده وريدي ممكن است در كودكان بيمار تحت اصلاح استرابيسم به علت واكنش هاي فعال تر واگي در بچه ها صحيح باشد. اگر بعد از قطع تحريك جراح ، براديكاردي همچنان باقي باشد درمان مناسب تجويزآتروپين است.

 

اداره بيهوشي :

اداره ي بيهوشي براي جراحي چشم شامل شناخت نيازهاي منحصر به فرد براي درمان موفق اختلالات چشمي مي باشد . ممكن است از قرار دادن مخدر ها در درمان دارويي قبل از عمل به علت همراه بودن با تهوع و استفراغ خودداري شود .

لوله گذاري تراشه جهت اطمينان از كنترل راه هوايي به علت نزديكي محل جراحي و پوشش هاي استريل ضروري مي باشد . بيماري هاي همراه ممكن است اداره ي بيهوشي را به طور مستقل از جراحي چشم تحت تأثير قرار دهد. مثلاً بيماران كهنسال كه به جراحي چشمي نياز دارند غالباً بيماري هاي همراهي چون ديابت  ، بيماري هاي عروق كرونر ، هيپر تانسيون اوليه يا بيماري هاي مزمن و انسدادي ريه دارند . جهت انتخاب داروها براي بيهوشي بايد تداخلات بالقوه مضر با داروهاي مصرفي جهت درمان بيماري چشمي به خصوص گلوكوم را مدّ نظر داشت .

در طول جراحي هايي كه در آن ها كره چشم باز نمي شود ، مي توان انعطاف بيشتري در شرايط جراحي داشت اما براي اعمال داخل چشمي مهارت بيشتري لازم است . مثلا ً وقتي كه كره چشم باز است هر نوع افزايش كنترل نشده IOP ميتواند به بيرون ريختن محتويات چشم منجر شده و آسيب دائمي به بار آورد. پرهيز از استفاده سوكسينيل كولين در حين عمل وقتي كه گلوب باز است يا در بيماراني كه اخيراً عمل داخل چشمي داشته اند توصيه مي شود از طرف ديگر افزايش IOP ناشي از سوكسينيل كولين گذرا بوده و به اين دارو اجازه مي دهد كه به طور امن در اكثر بيماران تحت عمل جراحي چشم تجويز شود .

اطلاعات در دسترس تفاوت هاي مشهودي را در عوارض چشمي بين بيماران تحت بي حسي مو ضعي و بيهوشي عمومي نشان نداده است . به هر حال يك سابقه ي ايمن مؤثر بي حسي موضعي براي چشم ، در بيماران قلبي وجود دارد .

بلوك خلف كره چشم ، باعث ايجاد بي حسي موضعي و بي حركتي مطلوب كره چشم مي گردد . اگر بي حركتي پلك ها لازم باشد ، با بلوك كردن شاخه هاي عصب صورتي كه عضلات حلقوي چشم را كنترل مي كنند مي توان به آن دست يافت . عوارض همراه بلوك خلف كره ي چشم شامل برانگيختن واكنش چشمي ــ قلبي ، خونريزي ، و مسموميت ناشي ازتزريق تصادفي داروي بي حسي به داخل وريد ميباشد  .

بيهوشي تصادفي ساقه ي مغز بعد از بلوك رتروبولبر به صورت عدم هوشياري و وقفه تنفسي تظاهر مي كند. تجويز داخل وريدي دارو مثل پروپوفول جهت ايجاد تضعيف گذراي سيستم اعصاب مركزي ممكن است درست قبل از انجام بلوك رتروبولبر جهت ايجاد حداكثر راحتي بيمار توصيه شود .

وقتي كه بي حسي موضعي انتخاب شد مانيتورينگ بيمار الزامي است، لذا ممكن است بيهوشي دهنده مراقبت از علائم حياتي بيمار را به عهده گيرد وبا تجويز داروهاي ضد درد وآرام بخش ،عوارض حاصله از تسكين قوي و عكس العمل هاي ناشي از بي حسي موضعي را درمان نمايد . هنگامي كه بيهوشي عمومي انتخاب مي شود ، اجباراً بيمار نبايد در حين لوله گذاري تراشه سرفه كند زيرا همانگونه كه ذكر شد هرگونه افزايش فشار وريدي ، IOP  را بالا خواهد برد . مدت كوتاه لارنگوسكوپي در حضور بيهوشي و شلي كافي عضلات اسكلتي به اضافه استفاده از ليدوكائين موضعي در ناي يا تزريق وريدي آن براي به حداقل رساندن تغييرات IOP  در پاسخ به لوله گذاري تراشه مفيد است .

امروزه با استفاده از لارنژيال ماسك(LMA) و انجام تكنيك صحيح به كارگيري از آن مي توان تحريكات ناخواسته ناشي از لوله گذاري داخل تراشه را به خصوص در اعمال جراحي چشمي به ميزان مؤثري كاهش داد . از آنجايي كه كارگذاشتن LMA در محل مورد نظر با تزريق حداقل داروي شل كننده عضلاني امكان پذير مي باشد و برگشت اثر دارو به سرعت انجام ميگيرد و ريكاوري بيمار نيز به همان اندازه تسريع ميشود، نبايد به هوش آمدن بيمار با هيچ واكنشي همراه باشد. تجويز داخل وريدي ليدوكائين قبل از خارج كردن لوله تراشه يا LMA در تخفيف سرفه به كار مي رود. نگهداري بيهوشي با داروهاي بيهوشي استنشاقي با يا بدون N2O جهت فراهم كردن عمق كافي بيهوشي به همراه بيدار شدن سريع و عدم شيوع تهوع و استفراغ بعد از عمل مفيد است . به منظور سعي در كاهش عواملي كه ممكن است در تهوع و استفراغ بعد از عمل نقش داشته باشند ، ممكن است از مصرف مخدرها خودداري شود . افزايش شيوع تهوع و استفراغ به دنبال جراحي چشم به خصوص جراحي عضله چشمي ، وجود يك واكنش چشمي ــ معدي را مطرح مي سازد . در واقع يك ترميم جراحي ممكن است در اثر استفراغ به مخاطره بيافتد به اين دلايل تجويز داخل وريدي داروهاي ضد استفراغ نزديك به انتهاي بيهوشي عمومي در تلاش جهت به حداقل رساندن تهوع و استفراغ بعد از عمل لازم است . در ميان داروهايي كه براي القاء بيهوشي استفاده مي شود، پروپوفول با اثرات ضد استفراغي خود براي اداره ي بيهوشي بيماران مفيد است . كارگذاري يك OG Tube  جهت دكمپرس نمودن معده قبل از بيدارشدن نيز در كاستن شيوع استفراغ بعد از عمل كمك كنننده است .

اگربراي پايين آوردن IOP يك ديورز اسموتيك تجويز شود جاي گذاري يك سوند در مثانه كاربرد دارد .

چشم يك عضو بسيار پر عصب و حساس به درد است،بنابر اين جراحي روي چشم نياز به بيهوشي سطح بالايي دارد، مانيتورينگ براي تشخيص زودرس واكنش چشمي ــ قلبي ضروري است. تجويز شل كننده هاي عضلاني غير دپلاريزان جهت مهار كامل رفلكس هاي برانگيخته شده ناشي از يك محرك عصب محيطي جهت جلوگيري از حركات غير منتظره سر بيمار مفيد است. استفاده از دوزهاي بالاي آتروپين به همراه داروهاي آنتي كولين استراز جهت با زگرداندن بلوك عصبي ــ عضله اي ، IOP را تغيير نمي دهد .

جراحي استرابيسم (لوچي) :

جراحي چشم در اطفال با بيهوشي عمومي ولوله گذاري تراشه انجام مي گيرد وعبارتند از: پتوز(افتادگي) پلك ها، كاتاراكت مادرزادي، گلوكوم مادرزادي، ضايعات ضربه اي واسترابيسم كه شايعترين عمل جراحي كودكان است. توجهات خاص اداره بيهوشي براي اين عمل شامل:

1) استفاده از سوكسينيل كولين مورد ترديد است چون با ايجاد انقباضات پايداري درعضلات خارجي چشم تنظيمات حين عمل را غير قابل اعتماد مي نمايد . به علاوه استفاده ي روتين از اين دارو در بچه ها به علت خطر پاسخ هاي مضر تحريك شده به وسيله ي دارو ، در حضور بيماري عضلاني ــ اسكلتي تشخيص داده نشده توصيه نمي شود .

2) افزايش شيوع واكنش چشمي ــ قلبي ، تجويز آتروپين يا انفيلتراسيون موضعي ليدوكائين به عضله ي خارج چشمي ممكن است در جلوگيري يا درمان واكنش چشمي ــ قلبي مفيد باشد .

3) افزايش شيوع تهوع و استفراغ بعد از عمل با تجويز وريدي داروهاي ضد استفراغ مي توان  شيوع آن را كاهش داد ه ولي آن را مرتفع نمي سازد .

4) احتمال مستعد بودن به هيپرترمي بدخيم ، در واقع هيپرترمي بدخيم در بيماران تحت عمل جراحي استرابيسم گزارش شده است كه اختلال عمومي عضلات اسكلتي را مطرح مي سازد .

گلوكوم :

گلوكوم افزايش متناوب يا دائمي فشار داخل چشم است، اما علت اصلي آن اختلال در مكانيسم خارج شدن مايع زلاليه مي باشد كه مي تواند به اشكال مادرزادي،اوليه (زاويه بسته) و ثانويه (زاويه باز) بروز يافته وبه كوري كامل بيانجامد.

 

در اداره بيهوشي بيماران گلوكومي توجهات خاصي لازم است ، شامل :

1) حفظ ميوز ناشي از دارو در تمام طول عمل جراحي .

2) پرهيز از احتقان وريدي .

3) آگاهي از تداخلات مضرّ بالقوه بين داروهاي استفاده شده در درمان گلوكوم و آن هايي كه در طول بيهوشي استفاده ميشوند.

ادامه استعمال قطره هاي چشمي ميوتيك در صبح روز جراحي مناسب است . وجود يك داروي آنتي كلينرژيك در داروهاي قبل از عمل قابل قبول است ، زيرا مقدار دارويي كه به چشم مي رسد آنقدر كم است كه مردمك را گشاد نميكند ، براي مثال ميزان تخمين 0001/0 ميلي گرم از آتروپين ، بعد از تجويز داخل وريدي 4/0 ميلي گرم به عنوان داروي قبل از عمل ، به وسيله ي چشم جذب مي شود. به هرحال هيوسين نسبت به آتروپين اثر گشاد كنندگي مردمك بيشتري دارد كه نياز به احتياط در تجويز آن به بيماران گلوكومي را مطرح مي سازد .

همچنين استفاده از داروهاي آنتي كلينرژيك همراه با داروهاي آنتي كولين استراز ، جهت بازگرداندن اثر شل كننده هاي عضلاني غير دپلاريزان آزاد است ، زيرا كه تنها مقادير جزئي از دارو به چشم مي رسد .

هنوز دلايل افزايش گذراي IOP در اثر سوكسينيل كولين تجويزي به بيماران گلوكومي شناخته نشده است . احتمالاً بيماران با كنترل طبي كافي گلوكوم با اين افزايش گذرا در اثر دارو ، به خطر نمي افتند . افت فشار طولاني ممكن است اين بيماران را مستعد به ترومبوز شريان شبكيه نمايد .

كاتاراكت :

كاتاراكت(آب مرواريد) كدر شدن عدسي چشم است كه مي تواند بصورت مادرزادي به سبب ابتلاء مادر به سرخجه درمرحله ي اول حاملگي و يا به دلايل اكتسلبي نظير بالا رفتن سن، تابش شديد نور خرشيد، ضربه ويا ابتلا به برخي بيماري ها بروز يابد.

در اداره بيهوشي براي خارج كردن آب مرواريد ملاحظات خاصي لازم است ، شامل :

1) وجود احتمالي بيماري هاي همراه در بيماران پير .

2) احتياج به بي حركتي مطلق در حين عمل جراحي .

3) مراحلي جهت به حداقل رساندن بروز تهوع استفراغ بعد از عمل .

حركات ناگهاني يا تلاش هايي براي سرفه ، به هنگام باز بودن كره چشم مي تواند به بيرون زدگي محتويات چشمي و آسيب دائمي منجر گردد . به همين دلايل وقتي براي جراحي كاتاراكت ، بيهوشي عمومي انتخاب مي شود ، لازم است كه عمق كافي بيهوشي  حفظ گردد. به علاوه اغلب فلج عضلات اسكلتي جهت به حد اقل رساندن شانس حركت ناگهاني بيمار ايجاد مي شود . سوكسينيل كولين جهت تسهيل لوله گذاري تراشه قابل قبول است زيرا تا زمان شروع جراحي ، IOP به حد طبيعي آن بازگشته است . يك شل كننده عضلاني غير دپلاريزان كوتاه اثر ، ممكن است كه جايگزيني مناسب براي سوكسينيل كولين در اين عمل جراحي باشد .

هيپرونتيلاسيون متوسط ريه ها جهت ايجاد هيپوكربي، بالا بردن سر به ميزان 10 تا 15 درجه جهت كمك به تخليه وريدي ، احتمالاً IOP را حين عمل جراحي داخل چشمي خواهد كاست .

مراحل كاهش احتمال تهوع و استفراغ بعد از عمل ممكن است شامل خودداري از مصرف مخدرها در درمان قبل از عمل ، يا تجويز وريدي يك داروي ضد استفراغ در نزديكي اتمام جراحي يا هردو باشد .

رتينال ديتكمنت (كنده شدن شبكيه) :

كنده شدن شبكيه (Retinal  Detachment) در اثر عواملي مثل ضربه وميوپاتي از يك سوراخ شدگي ياجداشدگي مختصر شروع مي شود ومايع زجاجيه از آنجا به عقب شبكيه راه پيدا مي كند وآنرا از صلبيه جدا مي سازد. انجام عمل جراحي  به كاهش IOP نياز دارد ، كه غالباً با تجويز داخل وريدي استازولاميد (دياموكس) يا مانيتول فراهم مي گردد . چرخش كره چشم يا كشش روي عضلات خارج چشمي ، ممكن است واكنش چشمي ــ قلبي را برانگيزد.

در پارگي وسيع شبكيه كه بيش از90درجه از محيط چشم را فرا مي گيرد در ميانه ي عمل لزوم تغيير وضعيت بيمار اجتناب ناپذيراست. لذا تثبيت بيمار در نواحي پاها، لگن، شكم و توراكس انجام مي گيرد. پس از اتمام عمل مجدداً بيمار بايد در نهايت دقت و به آهستگي به وضعيت عادي برگردانده شود.

عمل جراحي روي شبكيه طولاني است وممكن است تا 5 ساعت يا بيشتر زمان ببرد، لذا القاء بيهوشي به روش وريدي،وسپس لوله گذاري تراشه واستفاده از داروي شل كننده مناسب همراه با مخدر وبه كارگيري تنفس كنترله، ومانيتورينگ بيمار بسيار حا ئض اهميت مي باشد.

به هنگام يك تزريق داخل زجاجيه (ويتره) هوا يا سولفورهگزافلورايد جهت جبران كردن حجم از دست رفته ، بايد از N2O با احتياط استفاده نمود . N2O  كه 34 برابر از نيتروژن محلول تر است ، مي تواند خيلي سريعتر از نيتروژن به حباب هاي داخل چشمي انتشار يافته و منجر به بزرگ شدن حباب و افزايش IOP گردد . اين افزايش IOP ممكن است براي به مخاطره انداختن جريان خون شبكيه كافي باشد ، به خصوص اگر فشار خون سيستميك پايين باشد وقتي كه N2O قطع مي شود ، IOP تنزل مي يابد . اين كاهش سريع در IOP ممكن است ترميم جراحي كنده شدن شبكيه را تهديد نمايد . به همين دلايل است كه استنشاق N2O را حدود 15 دقيقه قبل از ايجاد حباب داخل چشمي بايد قطع نمود . به علاوه ئدرتاً تجويز N2O تا حدود 10 روز بعد از تزريق داخل زجاجيه اي سولفورهگزافلورايد بايد پرهيز شود ملاحظات بيهوشي خاصي به هنگام استفاده از ليزر براي ترميم شبكيه ي كنده شده و درمان رتينوپاتي ديابتي معرفي شده اند.

ويتركتومي:

يكي از مهمترين بيماريهاي چشم، خونريزي داخل زجاجيه است كه معمولاً بدنبال رتينوپاتي ديابتي،انسدادوريد شبكيه،ضربه ها و عوامل ديگر به وجود مي آيد.روش بيهوشي همانند جراحي روي شبكيه مي باشد وامراض همراه مانند نارسائي كليه وازدياد فشار خون و مشكلات قلبي نظير اختلالات ريتمي بايد در نظر گرفته شوند.

جراحت باز چشم :

ملاحظات خاص در اداره بيهوشي براي جراحت باز چشم (Open  Eye  Injury) شامل :

1) احتمال NPO نبودن بيمار .

2) نياز به اجتناب از افزايش هرچند ناچيز در IOP در صورت قابل نجات بودن چشم مجروح .

در شروع بيهوشي از فشردن ماسك روي چشم صدمه ديده بايد پرهيز نمود. تسهيل لوله گذاري تراشه با سوكسينيل كولين را به دليل  خطر افزايش IOP بايد مد نظر داشت  . به هرحال تاكنون گزارشي مبني بر القاي سريع بيهوشي با باربيتورات ها و يك شل كننده عضلاني غير دپلاريزان قبل از تجويز سوكنيل كولين به بيماران با جراحات باز چشمي كه باعث از دست رفتن زجاجيه شده باشد در دست نيست .علي رغم اين شواهد بسياري از متخصصين بيهوشي ، از سوكسينيل كولين جهت لوله گذاري تراشه در اين بيماران استفاده نمي كنند و جايگزين مناسب را در استفاده از داروهاي شل كننده عضلاني غير دپلاريزان مثل آترا كوريوم مي دانند . اگرچه لوله گذاري تراشه در بيداري از نقطه نظر محافظت راه هوايي ، مطلوب است اما به علت بالا بردن IOP قابل قبول نيست تا جايي كه قرار دادن زود هنگام لوله تراشه كه ممكن است پاسخ سرفه را برانگيزد و تمام تلاش هاي قبلي مبني بر به حداقل رساندن بروز استفراغ و افزايش IOP حين لارنگوسكوپي مستقيم را بي اثر سازد .انجام مانورسليك (فشار دو انگشتي روي غضروف كريكوئيد) دربيماران با جراحت باز چشمي كه اغلب ناشتا نيستند بسيار كارآمد خواهد بود.

  خراشيدگي قرنيه :  

خراش قرنيه شايع ترين شكايت چشمي همراه با بيهوشي عمومي است ومي تواند بعلت تماس ماسك و يا پارچه ها و دست بيهو شي دهنده به هنگام القاء بيهوشي يا ضمن بيدار شدن، بوسيله انگشت خود بيمار ايجاد گردد. سائيدگي قرنيه در جراحي هاي سر وگردن به خصو ص در اعمال جراحي كه بيمار در وضعيت خوابيده روي شكم قرار مي گيرد بيشتر رخ ميدهد. معمولا خراش ها در ثلث تحتاني قرنيه ، رخ مي دهند كه مطابق با ناحيه ي بي حفاظ چشم مي باشد و آن زماني است كه چشم ها به طور مكانيكي بسته نمي شوند و كاهش توليد اشك به وسيله ي داروهاي بيهوشي عمومي ، بيماران را به خراشيدگي قرنيه در حين بيهوشي مستعد مي نمايد.داروهاي ضد عفوني پوست هم، چنانچه در وارد شوند ايجاد ضايعه ميكنند.

محافظت چشم با استفاده از چسب ضد حساسيت ، اشك مصنوعي و پمادهاي چشمي اغلب راه هاي جلوگيري از اين عارضه مي باشد . معايب پمادهاي چشمي شامل واكنش هاي حساسيتي ، قابليت اشتعال ( كه از استفاده الكتروكوتر حين جراحي در اطراف صورت بروز مي نمايد) و تاري ديد بعد از عمل مي باشد .لذابه نظر مي رسد بستن پلك ها با نوار چسب ضد حساسيت بي خطر ترين راه محافظت از قرنيه مي باشد .

بيماري كه خراشيدگي قرنيه دارد ، از احساس جسم خارجي ، اشك ريزش ، فتوفوبي ( ترس از نور) و درد شاكي خواهد بود . بعد از معاينه ي كلي بايد يك داروي بي حسي موضعي در چشم چكانده و نواحي مجروح چشم با محلول استريل فلوروسين كه با رنگي كردن محل يافتن جسم خارجي احتمالي را آسان مي سازد ، معاينه گردد. اغلب خراشيدگي هاي قرنيه با پوشاندن چشم مجروح و استفاده از پماد آنتي بيوتيك درمان مي گردد . چكاندن مكرر داروي بي حسي موضعي ، جهت كنترل درد توصيه نميشود چراكه اين دارو ها ، التيام قرنيه را مهار مي كنند. به طور طبيعي بهبودي ظرف 48 ساعت رخ مي دهد .

جراحي روي پلك ( پتوز) و كيسه ي اشكي((DCR:

پتوز(افتادگي پلك) در موقع زايمان به سبب ناهنجاري عصبي است ولي پتوز اكتسابي معلول ميوپاتي است ودر صورت پيدايش آن بايد به مياستني گراو شك كرد. پتوز در مياستني گراو پيشرفت تدريجي دارد بطوريكه در اوايل هنگام غروب وپس از خستگي ظاهر مي گردد وپس از استراحت دوباره بهبود ميابد. جراحي هاي پلك با بيحسي موضعي وبيهوشي عمومي به تناسب سن، نوع ووسعت ضايعه قابل انجام است.مثلاً سوندا‍‍ژ مجراي اشكي يك عمل كوتاه مدت است، كه در كودكان تنها تحت بيهوشي عمومي با ماسك وداروهاي استنشاقي امكان پذير ميباشد، در حاليكه در بزركسالان خارج كردن كيسه اشكي از راه باز كردن ديواره بيني درمجاورت گوشه داخلي چشم( داكريوسيستورينوستومي) وباز كردن مجراي اشكي، با بيحسي موضعي يا بيهوشي عمومي انجام مي شود. تومورهاي حفره چشمي، خارج كردن كامل كره چشم ويا تخليه محتويات كره چشم در هر سني با بيهوشي عمومي و لوله گذاري تراشه صورت مي گيرد كه در صورت وجود خونريزي بايد جايگزين شود.

ايسكمي شبكيه :

فقدان بينايي بعد از عمل ممكن است به علت ايسكمي شبكيه در طي عمل جراحي بوقوع بپيوندد ، كه همراه فشار خارجي بر چشم به خصوص در بيماران با وضعيت خوابيده به شكم ديده مي شود، يك دوره ي افت فشار در اين وضعيت مي تواند خون رساني شبكيه را هرچه بيشتر كاهش دهد . لذا وضعيت دهي دقيق بيماران جهت پرهيز از فشار زياد خارجي روي چشم ها بسيار با اهميت است . ايسكمي شبكيه ممكن است ، از تروماي ثانويه به فشار طولاني ناشي از نامناسب قرار دادن ماسك روي صورت ، آمبوليسم حين جراحي قلب يا مخلوط سولفور هگزافلورايد و N2O كه به افزايش شديد IOP  منجر مي شود باشد .

  

 

 

 

 

 

منابع:

ــ اصول بيهوشي، تأليف: استولتينگ ــ ميلر

ــ كاربردهاي بيهوشي عمومي و بيحسي هاي ناحيه اي در طب باليني، تأليف: دكترعبدالعلي گوهرخاي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 13:31  توسط داود  | 

آشنایی با نشانه‌های استرس پرستاری

مراقبان (caregivers) به افرادی کمک می‌کنند که خودشان نمی‌توانند به طور کامل از خود مراقبت کنند

اما خود این پرستاران هم ممکن است در معرض استرس جسمی یا روانی قرار گیرند. نشانه‌های هشداردهنده‌ای که در زیر می‌آید، باید مورد توجه این افراد باشد:

  • احساس از پا در آمدن در مقابل مسئولیت‌ها.
  • نخوابیدن به مقدار کافی یا خوابیدن بیشتر از حد معمول.
  • تغییرات قابل توجه در وزن.
  • احساس خستگی مداوم.
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلا موجب لذت فرد می‌شد.
  • به سادگی خشمگین یا تحریک شدن.
  • احساس مداوم نگرانی یا اندوه.
  • دچار شدن به سردردهای مکرر یا سایر دردهای حاد یا مبهم.
  • روی آوردن به داروهای روانگردان غیرمجاز یا الکل.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:27  توسط داود  | 

همودیالیز چیست؟همودیالیز

شایع‌ترین روش برای درمان نارسایی پیشرفته و دائمی کلیه است

سالم با خارج کردن مایع، مواد معدنی و مواد زائد اضافی خون شما را پاک نگه می‌دارند. آنها در عین حال هورمون‌هایی را می‌‌سازند که استخوان‌های شما را مستحکم نگه می‌دارد و به تولید خون در بدن کمک می‌کند. هنگامی که کلیه‌ها دچار نارسایی می‌شوند،‌ مواد زائد زیانبار در بدن شما تجمع پیدا می‌کنند، فشار خون شما ممکن است بالا رود، مایعات در بدن شما تجمع پیدا می‌کند و ممکن است سلول‌های قرمز خون به اندازه کافی در بدن شما تولید نشود.

 همودیالیز برای اولین بار در دهه 1960 میلادی به صورت یک درمان عملی برای نارسایی کلیه درآمد، تا به امروز درمان با این شیوه کارآمدتر شده و عوارض جانبی آن به حداقل رسیده است.

 در سال‌های اخیر ماشین‌های دیالیز کوچکتر و قابل‌حمل‌تر و ساده‌تر شده اند و در نتیجه جذابیت بیشتری برای بیماران پیدا کرده‌اند. اما حتی با داشتن بهترین شیوه‌ها و تجهیزات، همودیالیز هنوز یک درمان پیچیده است که استفاده از آن نیاز به کار هماهنگ یک گروه کامل مراقبت‌های بهداشتی از جمله متخصص کلیه، پرستار دیالیز، تکنسین دیالیز، متخصص تغذیه و مددکار اجتماعی دارد و البته همکاری خودتان و اعضای خانواده‌تان.

 همودیالیز  چگونه عمل می‌کند؟

همودیالیز فرآیندی است که در آن در  افراد دچار نارسایی کلیه،‌ خون از بدن بیمار  خارج می‌شود و پس از تصفیه‌شدن در دستگاه دیالیز به بدن بازگردانده می‌شود. دستگاه دیالیز یا کلیه مصنوعی ماشینی است که می‌تواند  مواد زائد نامطلوب را از خون جدا کند یا مواد مورد نیاز را به آن بیفزاید. دستگاه دیالیز با انجام این عمل تعادل اسید و باز، و مقدار آب و مواد محلول در بدن را کنترل می‌کند.

در همودیالیز خون به تدریج از بدن خارج می‌شود، از میان یک فیلتر مخصوص که مواد زائد و مایعات اضافی را جدا می‌کند می‌گذرد، و خون پاک‌‌شده دوباره به بدن باز گردانده می‌شود. خارج کردن مواد زائد زیانبار و نمک و مایعات اضافی فشار خون شما را کنترل می‌کند و تعادل مواد شیمیایی مانند پتاسیم و سدیم را به بدن شما باز می‌گرداند.

البته این کلیه مصنوعی یک کار مهم کلیه طبیعی - تولید هورمون‌هایی که از جمله بر فشار خون و خون‌سازی تاثیر می‌گذارند - را نمی‌تواند انجام دهد.

یکی از  بزرگترین تغییراتی که در زندگی شما هنگام شروع درمان با همودیالیز رخ می‌دهد، این است که باید از برنامه دقیقی پیروی کنید. اغلب بیماران باید سه بار در هفته برای سه تا پنج ساعت یا بیشتر به درمانگاه دیالیز بروند تا به دستگاه دیالیز وصل شوند.

 پژوهشگران در حال بررسی این موضوع بوده‌اند که آیا جلسات کوتاه‌تر دیالیز یا  جلسات طولانی دیالیز را به طور شبانه هنگام خواب بیمار می‌تواند به همان اندازه در دفع مواد زائد موثر باشد یا نه. ماشین‌های جدیدتر دیالیز که می‌توان در خانه از آنها استفاده کرد، این گزینه‌‌های جایگزین را عملی‌تر کرده است.

با یک دوره آموزشی کوتاه‌مدت می‌توان یکی از اعضای خانواده یا دوستان بیمار را برای انجام درمان دیالیز در خانه آماده کرد.

دیالیز در خانه به شما انعطاف‌پذیری بیشتری از لحاظ برنامه روزانه‌تان می‌دهد. در این صورت زمان هر جلسه دیالیز یا شمار جلسات در هفته ممکن است متفاوت باشد، اما در هر حال باید برنامه منظمی برای دیالیز مانند هنگامی که به درمانگاه دیالیز می‌روید، داشته باشید.

 ایجاد دسترسی عروقی

یکی از مهمترین اقدامات پیش از شروع همودیالیز آماده کردن  یک راه عروقی برای اتصال به دستگاه دیالیز است، یعنی محلی از بدن‌ شما که بتوان از آن خون را خارج کرد و دوباره به بدن بازگرداند.  این راه عروقی باید هفته‌ها یا ماه‌ها پیش از شروع دیالیز آماده باشد. این اتصال عروقی امکان خارج کردن و جایگزینی موثرتر خون شما را با عوارض کمتر امکان‌پذیر می‌کند.

معمولا این راه عروقی در مچ شما با انجام یک جراحی کوچک و اتصال شریان و ورید ایجاد می‌شود. فشار خون بالای شریان،  ورید را گشاد می‌کند، و  یک راه عروق مناسب برای وارد کردن سوزن دستگاه دیالیز ایجاد می‌شود.

تجهیزات و شیوه‌های دیالیز

 ماشین دیالیز در حدود اندازه یک ماشین ظرفشویی است. این ماشین سه کار عمده را انجام می‌دهد:

  •  پمپ کردن خون و نظارت بر جریان خون از لحاظ ایمنی.
  •  پاک کردن خون از مواد زائد.
  •  نظارت بر فشار خون و میزان خارج کردن مایعات از بدن شما.

دیالیزور یک محفظه بزرگ حاوی هزاران فیبر کوچک است که خون از میان آنها می‌گذرد. محلول دیالیز، مایع پاک‌کننده،‌ در اطراف این فیبرها پمپ می‌شود. این فیبرها به آب و مایعات اضافی امکان می‌دهند تا از خون شما به محلول دیالیز وارد  شوند و بعد به بیرون حمل شوند.

این بخش دیالیزور را گاهی کلیه مصنوعی می‌گویند.

محلول دیالیز

محلول دیالیز که مایعی است که که در بخش دیالیزور به خارج کردن مواد زائد و مایعات اضافی از خون شما کمک می‌کند. این مایع حاوی مواد شیمیایی است که به صورت یک اسفنج عمل می‌کنند. دکتر شما برای درمان شما محلول دیالیز خاصی را تجویز می‌کند. ترکیب این مایع بر اساس میزان تحمل شما نسبت به درمان با دیالیز و آزمایش‌های خونی شما ممکن است تغییر داده شود.

 سوزن‌ها

بسیاری از افراد وارد کردن سوزن‌های دیالیز را یکی سخت‌ترین بخش‌های این درمان می‌دانند. اما اغلب افراد پس از چند جلسه به آنها عادت می‌کنند. اگر وارد کردن سوزن برای‌تان دردناک باشد، ممکن است از یک کرم یا اسپری بیحس‌کننده روی پوست‌‌تان استفاده شود.

اغلب مراکز دیالیز از دو سوزن استفاده می‌کنند- یکی خون را به دیالیزور وارد می‌کند و دیگری که خون را پاک‌شده را به بدن شما باز می‌‌گرداند. البته گاهی هم از سوزن‌‌های مخصوصی استفاده می‌شود که دارای دو منفذ هستند و جریان دوطرفه خون را ممکن می‌کنند، اما این سوزن‌ها کارآیی کمتری دارند، و زمان جلسه دیالیز را افزایش می‌دهند.

سوزن‌هایی که برای دیالیز با کارآیی بالا یا دیالیز جریان سریع استفاده می‌شوند، باید اندکی بزرگتر از آنهایی باشند که در دیالیزورهای معمول استفاده می‌شوند.

دیالیز بر چه اصلی استوار است؟

 دیالیز بر اصل انتشار مایعات  و فیلترشدن سریع مایع از میان یک غشای  نیمه‌تراوا استوار است.

 خون در یک طرف یک غشای  نیمه‌تراوا جریان پیدا می‌کند، و محلول دیالیز در طرف مقابل آن جریان دارد. مواد محلولی که مولکول‌های کوچکتری دارند و مایعات از این  غشا عبور می‌کنند. خون در یک جهت و محلول دیالیز در جهت مقابل حرکت می‌کنند. این جریان در دو جهت مخالف خون و محلول دیالیز میزان تفاوت غلظت مواد محلول بین ان دو را به حداکثر می‌رساند، و به خارج کردن اوره و کراتی‌نین (مواد زائد نیتروژن دار) از خون کمک می‌کند.

غلظت مواد محلولی مانند ‍پتاسیم، فسفر و اوره به طور نامطلوبی در خون بالا است، اما این مواد در محلول دیالیز غلظت کمی دارند و وجود  ندارد، میزان مواد مواد معدنی مانند پتاسیم و کلسیم در محلول دیالیز مشابه غلظت ٱنها در خون سالم است. میزان یک یک ماده محلول دیگر، بیکربنات،‌ در حدی اندکی بالاتر از خون طبیعی است تا انتشار بیکربنات به درون خون انجام شود،‌ و اسیدی بودن خون که  در بیماران کلیوی  یک مشکل رایج است، خنثی شود.

متخصص کلیه بر اساس نیازهای هر بیمار منفرد ممکن است میزان اجزای محلول دیالیز را تغییر دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:26  توسط داود  | 

Mouth Care

Mouth Care

This leaflet is for people who are at risk of developing mouth problems such as dry mouth, thrush infection of the mouth (oral thrush), bad breath, inflammation and mouth ulcers. This includes people who are unwell with serious illness, or who are having chemotherapy or radiotherapy. Good mouth care can prevent some problems from developing, or prevent minor problems from getting worse.

If possible, do the following either yourself or with the help of a carer.

  • Brush your teeth twice a day with a soft toothbrush and fluoride-containing toothpaste.
  • Rinse your mouth after meals and at night. Use water or 0.9% sodium chloride solution (saline or salt water). You can make a fresh sodium chloride solution for each rinse by dissolving half a teaspoon of salt in 250 ml fresh water. Use cool or warm water, whatever your prefer.
  • Remove any debris that you can see in your mouth or on your tongue by gentle brushing with a soft toothbrush. If possible, do this regularly but mainly after meals and at bedtime. Foam sticks are an alternative if gentle brushing with a soft toothbrush causes pain or bleeding.
  • Chewing pineapple may also help to clean your mouth. Pineapple contains ananase which is an enzyme (chemical) which may help to break down debris in the mouth. You can use fresh pineapple or unsweetened tinned pineapple.
  • If you wear dentures, remove them at night. Clean dentures with a soft toothbrush and toothpaste. Soak overnight in a denture solution containing sodium hypochlorite. Rinse before use the next day. (Soak metal dentures in chlorhexidine solution.)

If you have a high risk of developing mouth problems (for example, if you have radiotherapy to the head or neck), it is best to increase the frequency of the measures above. For example, rinse your mouth every 1-2 hours.

  • Water or saline (described above) are the most commonly used mouthwashes. They are soothing, do no harm, and are safe to use as often as you like.
  • Chlorhexidine mouthwash is sometimes advised if you are at risk of mouth infection. However, you should not normally use this more than twice a day. It contains alcohol which may sting, especially if your mouth is inflamed. If you do use this twice a day, you can always use water or sodium chloride mouthwashes as often as you like in between.
  • Other mouthwashes such as ascorbic acid solution, hydrogen peroxide mouthwash or sodium bicarbonate mouthwash may be advised by a doctor or nurse in certain circumstances.
  • It is best not to use glycerine or lemon mouthwashes. They often increase the sensation of a dry mouth.

Dry mouth

Dry mouth has various causes. Simple measures such as drinking frequent sips of water and chewing sugar-free gum will often help. This may be all that is needed in many cases. Artificial saliva or medication to stimulate the salivary glands is sometimes used. See separate leaflet called 'Dry Mouth' for details.

Oral thrush (oral candida)

Thrush is an infection caused by a yeast germ called candida. Small numbers of candida commonly live in a healthy mouth. They are usually harmless. However, certain situations may cause an overgrowth of candida which may lead to a bout of oral thrush. These include a dry mouth, and if you are in general poor health. The classical symptom is for white spots to develop in the mouth. However, often there are no white spots and areas within the mouth may just become red and sore. Most cases are treated with drops, lozenges or a gel which contains an anti-thrush drug such as nystatin, amphotericin or miconazole. Anti-thrush tablets such as fluconazole are sometimes used. See separate leaflet called 'Thrush - Oral' for details.

Mouth ulcers

Aphthous mouth ulcers are the most common type. They are painful, and can recur from time to time. Each bout of ulcers usually goes away in time without treatment. Mouthwashes and steroid lozenges may ease the pain, and may help the ulcers to heal more quickly. For details see separate leaflet called 'Mouth Ulcers (Aphthous Type)'. Other types of mouth ulcer sometimes develop. Your doctor will advise on treatment.

Halitosis (bad breath)

In most cases of persistent bad breath, the smell comes from a build-up of bacteria within the mouth - in food debris, plaque and gum disease, or in a coating on the back of the tongue. Good oral hygiene will often solve the problem. That is, routine mouth care described above, and in addition (if possible) regular flossing, scraping the back of the tongue, and antiseptic mouthwashes. See separate leaflet called 'Bad Breath' for details. Other causes of bad breath may develop in people who are unwell. For example, oral thrush, a dry mouth, and tumours in the mouth can cause bad breath. If these can be treated then this may clear the bad breath.

Oral mucositis

Mucositis is a painful inflammation and ulceration of the lining of the mouth (the mucous membranes). Mucositis is a common side effect of chemotherapy and radiotherapy, especially radiotherapy that involves the head and neck. It occurs because the rapidly dividing cells on the inside lining of the mouth are affected by the treatment that is directed at the rapidly dividing cancer cells. Mucositis tends to get better 2-3 weeks after the course of chemotherapy or radiotherapy treatment has finished. However, whilst you have mucositis you are more prone to develop other mouth problems such as infection and dry mouth. The routine mouth care described above before, during and after treatment reduces the severity of mucositis, and helps prevent secondary infection. Treatment for pain, dry mouth and infection may also be needed.

Mouth pain

There are many different causes of mouth pain. Sometimes the pain is localised to one area. Sometimes it is more generalised inside the mouth. Treatment depends on the cause and may include: treating the underlying cause (if possible), local anaesthetic sprays, painkilling tablets, and locally applied painkilling gels and mouthwashes. Your doctor will advise.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:22  توسط داود  | 

بهترین روش کاهش وزن

                    

1- کارهای روزانه خود را اولویت بندی کنید: همه انسانها به ندرت دچار کمبود وقت می شوند مگر آن که به غلط اولویت بندی کنند از خودتان بپرسید: الان مهم ترین کار چیه ؟ پیاده روی یا نظافت خونه؟ اگر پاسخ شما همیشه و همیشه نظافت منزل باشد آنگاه ناچار می شوید که با اضافه وزن خود کنار آمده و انبساط خاطر پیدا کنید در غیر این صورت انجام نرمش های سبک و روزانه صبحگاهی را در اولویت کار خود قرار دهید.

2- گام های کوچک بردارید: آنچه را که خواهانش هستید به طور کل با آن چه که می توانید در عالم واقع انجام دهید متفاوت است اگر تصور نکنید که تغییری در نوع رژیم غذایی و تمرینات ورزشی داده اید آنگاه احتمال موفقیت تان به صفر می رسد از خودتان بپرسید: می تونم با داشتن چنین وضعیتی زندگی کنم و کیف دنیا رو ببرم؟ اگر پاسخ شما منفی است تصمیم بگیرید تغییرات واقع بینانه ای در زندگی تان ایجاد کنید به گونه ای که بتوانید با ایجاد آن تغییرات زندگی آسوده ای داشته و نهایت لذت را ببرید.

3- بدنتان را درک کرده و آن را همان گونه که هست بپذیرید: درک وضعیت جسمی و نیکو شمردن آن شما را توانا می سازد که هر کاری را به خاطر آن انجام دهید و سر جنگ و دعوا با بدن خود نداشته باشید حتی اگر استعداد ابتلا به اضافه وزن ژنتیکی را داشته باشید این روش زندگی شماست که نهایتا در روند چاق شدن و چاق ماندنتان تعیین کننده است شکی نیست که ژن ها ایفاگر نقش بسیار مهمی هستند اما قدر مسلم نمی توانند روی تصمیم گیری شما مبنی بر این که شما چه غذایی بخورید یا چند بار در هفته ورزش کنید تاثیر گذار باشند.

4- یواش یواش وزنتان را کم کنید: از دید زیست شناختی کاهش سریع وزن همواره با گرستگی کشیدن عجین است یعنی مکانیسمی که باعث ذخیره هر چه بیشتر چربی می شود اگر سعی کنید تا آن جا که می توانید مانع از ذخیره چربی در بدنتان شوید آنگاه جسم شما در وضعیت بقا و سلامتی قرار می گیرد از دید روان ناسی ایجاد تغییراتی آرام و تدریجی به شما فرصت می دهد تا خود را با شیوه جدید زندگی وفق دهید و این امر باعث می شود به نتایج بهتر و با ماندگاری بیشتر دست یابید.

5- هرگز خودتان را محروم نکنید: بی نصیب کردن خودتان از خوردن غذاهایی که خیلی خیلی دوست دارید در نهایت نتیجه عکس می دهد هر چند وقت یک بار از خوردن غذاهای مطبوع خود لذت ببرید بی آن که کوچک ترین احساس گناهی به شما دست بدهد تنها می توانید با افزایش زمان ورزش یا ایجاد تغییرات اندک در نوع غذاهایی که می خورید رعایت نکردن رژیم غذایی را جبران کنید به عنوان مثال با حذف رعایت نکردن رژیم غذایی را جبران کنید. به عنوان مثال با حذف کره یا سس مایونز از روی ساندویچ و در عوض اضافه کردن مقدار زیادی سبزی از خوردن 15 گرم چربی مضر صرف نظر کرده و از سوی دیگر خوراکی با ارزش غذایی بسیار بالا را به بدن خود می رسانید

6- پیشرفت خود را در کاهش وزن ارزیابی کنید: یکی از لباسهای کهنه خود را که دیگر اندازه تان نیست بپوشید ضمنا می توانید یک شلوار جین تنگ بخرید و ببینید که سر انجام آن شلوار چه موقع قالب تنتان می شود. حال می توانید کیلومترها راه بروید یا بدوید می توانید گام به گام به هدفتان نزدیک بشوید می توانید با حفظ اندامی موزون به وزن سلامت خود برسید.

7- نه تنها مواظب نوع غذا و زمان غذا خوردن باشید بلکه حواستان باشد که چگونه و چه زمانی غذا می خورید: آداب غذا خوردن هر کس خاص خودش است هنگام گرسنگی و سیری توجه کامل داشته باشید که بدنتان چه واکنش هایی نشان می دهد قبل از این که بشقاب غذای خود را دو بار پر کنید 20 دقیقه دست نگه دارید تا متوجه شوید که آیا سیر شده اید یا خیر. معمولا همین مدت زمان کافی است که دریابید گرسنگی تان بر طرف شده است بنابراین برای جلوگیری از زیاده روی در خوردن لازم است چنین زمانی را اختصاص دهید.

8- فعالیت مورد علاقه خودتان را انتخاب کنید: اگر به رقصیدن تمایل دارید پس در کلاس های آموزش حرکات موزون ایروبیک شرکت کنید اگر از گوش دادن به موسیقی لذت می برید موقع پیاده روی سبک یا سنگین حتما واکمن خود را همراه داشته باشید فعالیت هایی را که از انجام دادن آنها لذت می برید مشخص کرده و تلاشتان را به آنها معطوف کنید.

9- رقابت جویی را پیشه کنید: اگر اهل مبارزه هستید یک نفر را مثل خودتان پیدا کرده و با او رقابت کنید شما همچنین می توانید از طریق هدف گذاری با خودتان مسابقه بدهید مثلا با خود قرار بگذارید که مسافت طولانی تری را پیاده روی کنید سریع تر شنا کنید و خودتان و دیگران را در چالش قرار دهید و خیلی ساده نهایت تلاش خود را بکنید این فشار اضافی به شما کمک می کند تا به خواسته هایی که دارید جامه عمل بپوشانید.


10- رابطه خود را با رژیم و ورزش حفظ کنید: صادق بودن با خود یک امر است و آگاه بودن از فرایند پیشرفت امری دیگر ، بسیاری که در کاهش وزن به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند خود اذعان می دارند که ورزش کردن مداوم و نیز نوشتن رژیم غذایی از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند اگر بنویسید که چه چیزی را چگونه خوردید و نیز چه زمانی ورزش کردید آنگاه انگیزه تداوم در رعایت رژیم غذایی در شما ایجاد شده و بیشتر می توانید روی اهداف از پیش تعیین شده خود تمرکز کنید.

11- بدنتان را عضله ای کنید: یاد گرفتن چگونگی تقویت عضلات، بدن شما را شکل می دهد و باعث می شود در طول شبانه روز، عضله ها کالری بیشتری بسوزانند حتی زمانی که در حال استراحت هستید با علمی کردن یک برنامه کاهش وزن سالم و سودمند می توانید بدن خود را در وضعیتی بسیار مناسب قرار دهید تا فرآیند سوخت چربی به بهترین نحو انجام شود.

12-فعالیت تان را زیاد کنید: بی شک می توانید متابولیسم بدن خود را با افزایش میزان کالری هایی که در طول روز می سوزانید افزایش دهید ورزش کردن تنها محدود به پیاده روی منظم روزانه یا انجام حرکات بدنسازی نمی شود از هر فرصتی برای افزایش فعالیت هایتان استفاده کنید به عنوان مثال خودتان را عادت بدهید تا به جای آسانسور از پله ها بالا بروید یا این که عادت کنید که در محیط کار بعد از صرف ناهار و قبل از این که دوباره پشت میز بنشینید چند دقیقه ای راه رفته و نفس عمیق بکشید.

13-گروهی کوچک ترتیب داده و با یکدیگر رقابت کنید: تحقیقات نشان داده افراد هنگام کار کردن با یک شریک یا یک گروه به موفقیت های بیشتر و بزرگتری نایل می شوند برای خود شریکی انتخاب کنید که کاملا هم هیکل شما بوده و او نیز همچون شما هدف کاهش وزن را درسر داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:21  توسط داود  | 

دهانشویه ها Mouthwash


 

 

 محلول پراکسید هیدروژن : Hydrogen peroxide

برای برطرف کردن بار زبان و خوشبو کردن دهان روزی 6 الی 8 مرتبه از دهانشویه 5/1 درصد پراکسید هیدروژن می توان استفاده کرد.

برای برطرف کردن رنگ و ضد عفونی کردن آن به خصوص افرادی که سیگار می کشند می توان به مدت 4 دقیقه در محلول 3 درصد پراکسید هیدروژن قرار داد و پس از مسواک زدن آنکشی کرد و استفاده نمود.

برای کاهش التهاب دهان از محلول 5/1 درصدی پراکسید هیدروژن به عنوان دهانشویه و درمان التهاب حاد دهان به کار برد.

شایع ترین علت خونریزی هنگام مسواک زدن و جمع شدن خون در دهان هنگام خواب و خونی شدن باش علاوه بر آماس لثه در اثر جرم به علت عفونت و التهاب ناشی از میکروارگانیسم فوزواسپیروکتی می باشد که خونریزی از بافت نکروتیک روی سطحی که در پاپیلای بین دندانی ایجاد می شود صورت می پذیرد.

استفاده از دهانشویه 5/1 در صدی پراکسید هیدروژن به وسیلۀ ایجاد کف موضعی باعث دبریدمان و به تخریب میکروارگانیسم ها کمک می کند در صورت موثر نبودن باید از آنتی بیوتیک و پنی سیلین استفاده کرد.

 

 کلروهگزیدین :Chlorhexidine 

در پری کرونیت خفیف که همراه با ادم و درد خفیف در لثه اطراف دندان می باشد نیاز به تجویز آنتی بیوتیک نیست و شستشوی دهان با کلرهگزیدین ولرم و فشار دوبار در روز موجب بهبودی می شود.

استفاده از دهانشویه 2/0 درصدی کلرهگزیدین روزی 2 مرتبه و هر بار 20 ثانيه در ناراحتی پریودنتیت بخصوص در ژنژیویت اسراتیو حاد جهت جلو گیری از پیشرفت ضایعه موثر است.

دهانشویه کلرهگزیدین 2/0 درصدی به عنوان بخشی از رژیم دارویی برای درمان ژنژیویت استفاده می شود که روزانه 2 بارو هر بار 20 ثانيه دهان با این دهانشویه شستشو داده می شود.

هنگامیکه کودکان  و اطفال قادر به مسواک زدن نمی باشند می توان با آغشته کردن "از به محلول 2/0 درصد کلرهگزیدین دندان های آنها را با گاز تمیز نمود.

استفاده از یک دهانشویه آنتی سپتیک از جمله کلروهگزیدین 5/0 درصد قبل از شروع اعمال دندانپزشکی از جمله به هنگام جرو گیری جرم گیری می توان از شدتباکتریمی  در ضایعات قارچی از جمله کلوپلاکیا علاوه بر تجویز نیستاتین از

دهانشویه کلروهگزیدین نیز استفاده می شود.

رعایت بهداشت دهان و استفاده منظم از دهانشویه کلروهگزیدین 2/0 درصدی جهت کاهش عودهیپرتروفی لثه در بیماررانی که فنیتوئین مصرف می کنند پس از جراحی لثه کمک کننده است.

 

 نکاتی در مورد استفاده از این دهانشویه :

1 - هنگام استفاده از دهانشویه کلرهگزیدین باید حداقل به مدت 20 ثانيه در دهان نگه داشته شود و بعد بیرون ریخته شود و تا یک ساعت از شستشو با آب و خوردن چیزی بایستی خودداری کرد.

2 - از کلرهگزیدین نباید به مدت طولانی استفاده کرد. ون باعث اختلال در حس چشایی و ایجاد پیگمانتاسیون اگزوژن در دندان و مخاط می گردد.

3 - عیب کلرهگزیدین 2/0 درصد رنگ گرفتن دندان هاست می توان به جای آن از محلول هگزیتدین که از مشتقات کلرهگزیدین می باشد چون باعث لکه دار شدن و رنگ گرفتگی دندان ها نمی شود می توان به جای آن استفاده کرد بر اساس تحقیقات کلروهگزیدین بر روی پلاک فوق لثه ای موثر است و اثر چندانی بر روی پلاک زیر لثه ای در مقایسه با مواد شیمیایی دیگر که موثر بر روی پلاک زیر لثه ای می باشند ندارد.

 

 کلراید سدیم :               Sodium Chloride

برای کاهش حساسیت دندان ها بعد از کارهای پریو بخصوص اگر زیاد در ریشه ها برهنه شده باشند از محلول هیپوکلریدسدیم استفاده می شود که بسیار موثر است می توان مسواک را با محلول نمکی خیس کرده و بعد به دندان ها مالیده که در ابتدای تماس مسواک با دندان درد شدید ایجاد شده و به مرور حساسیت کم می شود محلول کلریدسدیم در صورت تورم لوزه ها و گلو دردها به صورت غرغره مورد استفاده قرار می گیرد که در کاهش التهاب بسیار موثر است.

 

 پوویدون آیودین : Povidone Iodine

در درمان بیماریهای عفونی و تورمی دهان و لثه ها و در معالجات اولیه فارنژیت ها به کار می رود مقدار مصرف برای بزرگسالان و کودکان 3 مرتبه در یک روز و یک قاشق از این محلول را به طور خالص یا با یک آب گرم مخلوط کرده و به عنوان دهانشویه به مدت30 ثانيه غرغره می کنند چون این دهانشویه علاوه بر اثر باکتریایی اثر ضد قارچی هم دارد لذا در کنترل برفک دهان کودکان نیز کاربرد داشته که به صورت رقیق شده در حجم معادل از آب گرم یا به صورت رقیق نشده روزی 3 مرتبه یا بیشتر به مدت 30 ثانيهغرغره می شود یا به مخاط دهان مالیده می شود.

نام تجاری که در مراکز درمانی بیشتر کاربرد دارد بتادین می باشد.

شیشه محلول را قبل از مصرف بایستی تکان داد.

 

 بی کربنات سدیم ( جوش شیرین ) :Sodium Carbonate

برای تمیز کردن سطوح زخم های هر پس ساده در دهان ه منظور سهولت در امر بهبودی از محلول جوش شیرین که یک دهانشویه قلیایی است استفاده می گردد برای این منظور از یک قاشق چایخوری جوش شیرین را با 8 انس آب گرم ( معادل ) یک لیوان آب مخلوط کرده 4 بار در روز به مقدار زیادی زخم ها شستشو داده می شوند.

در مبتلایان به زخم های متعدد دهانی جهت برداشتن مواد از سطح زخم ها ز دهانشویه بی کربنات سدیم استفاده می شود.

 

 ستیل پیریدینیوم کلرید : Cetylpridinium Chloride

جهت مراقبت روزمره و خوشبو کردن دهان می توان یک میلی لیتر 20 قطره از محلول را با 100میلی لیتر آب رقیق کرده و هر 2 تا 3 ساعت دهان را شستشو و از دهان بیرون ریخت.

جهت تازه کردن طعم دهان بعد از پر کردن دندان و یا جراحی لثه می توان یک میلی لیتر 20 قطره از محلول را با 100 میلی لیتر آب رقیق کرده و هر 2 تا 3 ساعت دهان را شستشو داد.

جهت ضد عفونی کردن دهان و گلو جهت کاهش تورم و عفونت 20 قطره در نصف لیوان آب ریخته 4 تا 6 بار در روز غرغره شود.

خورده شدن این محلول عوارض جانبی شدیدی به همراه دارد احتیاط لازم در این زمینه بایستی انجام شود.

 

 کاربامید پراکساید :Carbamideperoxide

جهت کاهش التهاب حنیف لثه و آفت و التهاب مخاطی لب و دهان و التهاب ناشی از دنچر ( دندان مصنوعی ) استفاده می شود برای این منظور در بالغین و کودکان بالای 3 سال چند قطره از دارو چهار بار در روز بعد از غذا و به به هنگام خواب در محل ریخته و بعد از 3-2 دقیقه آب دهان بیرون ریخته می شود و یا 10 قطره روی زبان ریخته و بعد از آمیختن با بزاق چند دقیقه غرغره و از دهان بیرون ریخته می شود و مدت 5 تا 4 دقیقه از نوشیدن یا شستشوی دهان خودداری می شود.

جهت تسکین دردهای ناشی از دندان های مصنوعی و اعمال دندانپزشکی و زخم های مخاطی دهان استفاده می شود همانند شماره ( 1 )

این دارو در کودکان کوچکتر از 3 سال مصرف نمی شود

از رقیق کردن محلول هنگام مصرف بایستی خودداری شود

در صورت تدارم علائم یا بدتر شدن آنها مصرف دارو بایست قطع گردد مصرف این دارو نباید بیش از یک هفته ادامه یابد.

 

 بنزیدامین :BenzydAmine

یک محلول ضد التهاب  ، ضد درد و بی حس کننده موضعی برای مخاط دهان می باشد که در تسکین گلو دردها ، تسکین بلع دشوار ، التهاب لوزه ها ، تسکین درد زخم های دهانی ، التهاب مخاط ناشی از رادیو تراپی ، تسکین درد زخم های آفتوز بعد از جراحی های دهانی و بعد از اعمال پریودنتال جهت سرعت بخشیدن به فرآیندهای ترمیم موضعی با کاهش تورم و پر خونی در التهاب های مخاط دهان و گلو به عنوان شوینده به میزان 15 میلی لیتر حداقل به مدت 30 ثانیه در تمام روز استفاده می شود. برای حفظ بهداشت دهان و لثه ها مقدار 15 میلی لیتر از محلول را با همین مقدار آب رقیق کرده و به صورت غرغره یک بار در روز مصرف می شود در گلو درد به میزان 15 میلی لیتر هر 5/1 تا 3 ساعت به مدت 30 ثانيه غرغره می شود و پس از استفاده از دهان بیرون ریخته می شود و مورد استفاده قرار می گیرد که در کاهش عفونت ثانویه و تخفیف درد و التهاب بسیار موثر است.محلول بنزیدآمین

 اثرات ضد التهاب و درد ، خود را به سرعت در جایگاه درد در بافت ملتهب دهان و گلو آشکار می کند و درد شدید اختلالات دهان و گلو را به سرعت در 90 ثانيه پس از مصرف کاهش و درد را تا مدت 90 دقیقه بعد از مصرف تسکین می دهد ، شیشه محلول دور از نور نگهداشته شود.

محلول بنزیدامین نباید رقیق شود اما اگر پس از مصرف آن احساس سوزش ایجاد شد که از عوارض جانبی آن می باشد می توان محلول را با آب رقیق کرد همراه با حلول پیمانه ای جهت رقیق کردن طبق دستور شرکت داروسازی لرستان ایران موجود می باشد مصرف بنزیدآمین در کودکان زیر 6 سال توصیه نمی شود درمان پیوسته با بنزیدآمین نباید از 7 روز تجاوز کند.

 

 گلیسرین :Glycerine

در بیمارانی که از خشکی دهان رنج می برند از جمله بیمارانی که داروهای آنتی کلینرژیک مصرف می کنند بیمارانی که تحت پرتو درمانی قرار می گیرند افراد سالخورده ، سندرم شوگرن می توان گلیسیرین به عنوان دهانشویه جهت رفع خشکی دهان استفاده نمود و بعد یک طعم دهنده مثل شربت آلبالو و یا پودرهای خوراکی با طعم های مختلف میوه جات به آن اضافه شده و به عنوان دهانشویه روزانه استفاده شود. از ترکیب گلیسیرین بعضی از پزشکان جهت تسریع در بهبودی ضایعات قارچی و زخم های دهانی با مالیدن محلول بر روی ضایعات از آن استفاده می کنند.

 

 دیکلون : Dyclon

در لیست داروهای ژنریک ایران موجود نیست ولی از این دهانشویه در ضایعات مخاطی دردناک از جمله هرپتیک ژنژیواستئوماتیت حاد برای تسکین درد جهت راحت تر نمودن خوردن غذا به علت دارا بودن مواد بی حس کننده و ایجاد بی حسی موضعی قبل از خوردن غذا تجویز می شود این دهانشویه برای یک تا دو دقیقه که بهتر است 5 دقیقه به کاربرده شود تا دهان بی حس شود بی حسی حدود 40 دقیقه دوام داشته که در این مدت بیمار قادر به خوردن غذا می باشد دوره بیماری 8 تا 10 روز است که در طول این مدت درمان های ساده نظیر برداشتن پلاک برای تسکین درد مهم است.

 

 کلرآمین :                                              Chlor Amin

این دهانشویه در لیست داروهای ژنریک ایران نیست ولی از دهانشویه 1 درصد کلرآمین جهت کاهش باکتریمی در هنگام جرم گیری استفاده می شود در هیچ جای دیگر در دندانپزشکی از کلرآمین استفاده نمی شود.

 

 هگزیتیدین :Hexitidine

در لیست داروهای ژنریک ایران نیست ولی یک دهانشویه آنتی سپتیک است که در کاهش عفونت ثانویه و در نتیجه تخفیف درد موثر است از مشقات کلرهگزیدین می باشد با این مزیت که باعث تغییر رنگ دندان ها نمی شود.

 

 پرسیکا :Persica

افراد سالم جهت جلوگیری از پوسیدگی دندان و بیماریهای دهان و دندان روزی 2 نوبت هر نوبت 10 تا 15 قطره در 15 میلی لیتر آب ریخته و به مدت 20 ثانيه در دهان گردش داده و دور ریخته می شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 1:19  توسط داود  | 

مرطوب سازي هوشبرهای استنشاقی


مرطوب سازي

ازنظرهوشبرهامرطوب سازي دربيماراني حائزاهميت است كه نمي توانندازمكانيسم عادي مرطوب سازي بيني ودهان خودبه هنگام جراحي ناي يالوله گذاري درون نايي استفاده كنند. مرطوب سازي نه تنهاازخشك شدن مخاط درون نايي جلوگيري ميكند واتلاف گرماراكاهش ميدهدبلكه ميتوانداحتمال سرفه وحبس شدن نفس را در اثناي القاي تنفس به حداقل رساند. رطوبت دراطاق عمل نيزعامل مهمي است زيرارطوبت زيادنامطبوع است ورطوبت كم سبب تجمع بارهاي ساكن شده ودرصورتي كه عوالم اشتغال پذيردركارباشند انفجارآفرين مي شود.........

رطوبت راميتوان به دوروش اندازه گرفت كه اولين اين دو رطوبت مطلق است.

رطوبت مطلق عبارت است ازجرم بخارآبي كه درحجم مفروضي ازهواموجوداست.

مقاديررطوبت مطلق رامعمولاً برحسب ميلي گرم برليترياگرم برمترمكعب بيان ميكنندو اين دواندازه گيري ازلحاظ عددي باهم برابرند.ماكزيمم مقداربخارآبي كه درحجم مفروضي ازهواميتوان وجودداشته باشدبه دمابستگي دارد. شكل 1 نشان ميدهدكه اگردماافزايش يابدمقدارآبي كه ميتوان دربخارموجودباشدنيز  افزايش مي يابد.  در نتيجه هوايي كه كاملاً اشباع شده باشد در دماي 20c0 تقريباً محتوي 17 گرم  بر متر مكعب آب است، حال آنكه هوايي كه اشباع باشد در دماي 37c ميتوان 44 گرم بر مترمكعب آب داشته باشد.دومين روش اندازه گيري رطوبت (رطوبت نسبي) روش نسبي است.

رطوبت نسبي عبارت است ازنسبت جرم بخارآب موجوددرحجم مفروضي ازهوابه جرم بخارآبي كه درهمان دمااين حجم ازهوارااشباع ميكند.

 

رطوبت نسبي رامعمولاً به صورت درصدبيان ميكننـــــــــد.

نمودارشكل 1 نشان ميدهدكه يك مترمكعب هوا دردماي 20c0 كه صددرصداشباع شده است ،درحدود17g آب دارد.اگراين هواراتادماي 37c0 گرم كنيم،جرم بخارآب يا رطوبت مطلق تغييري نكرده بلكه رطوبت نسبي %39 مي شود،چون دردماي 37c0  يك مترمكعب هواوقتي كه كاملاً اشباع باشددرحدودg44 بخارآب داردونسبت 17 به 44 مقدار39% راحاصل ميدهد. بارديگرتعريف رطوبت نسبي رادرنظرمي گيريم.

مي بينيم كه رطوبت نسبي راميتوان بصورت خارج قسمت فشارهاي بخارنيزبيان كرد.

 

اندازه گيري رطوبت

اغلب دستگاههايي كه براي اندازه گيري رطوبت بكارمي روندرطوبت نسبي رااندازه  مي گيرند.شكل 2 رطوبت سنج مويي رانشان ميدهدكه ميتوان آن راروي ديواراطاق عمل نصب كردومستقيماً رطوبت نسبي راازروي آن خواند.دراين وسيله باافزايش رطوبت مودرازترشده وطول آن عقربه راروي مقياسي بحركت درمي آورد.

 

مزيت اين رطوبت سنج درسادگي آن است وبراي اندازه گيري مقاديري ازرطوبت  نسبي كه بين 30 تا90% باشنددقيقترين وسيله است.درنوع ديگري ازاين رطوبت كه بر اساس اصل مشابهي عمل ميكندبه جاي موازغشاء خاصي استفاده مي شود. وسيله ديگري كه براي اندازه گيري رطوبت نسبي به كارميرودرطوبت سنج حبابي تر وخشك است بطوري كه شكل نشان ميدهد،اين وسيله ازدودماسنج تشكيل شده است.

دماي جيوة داخل حباب سمت راست بادماي محيط اطرافش درحال تعادل است ودماي واقعي محيط رانشان ميدهد.ليكن دماسنج سمت چپ دماي كمتري رانشان ميدهدزيرا آب فتيله اي كه اين حباب رااحاطه كرده است بخارمي شودودرنتيجة آن گرماي تبخير نهان بهدرمي رودواثرسرمايشي به وجودمي آورد.اختلاف دماي بين اين دودماسنج  باآهنگ تبخيرآب،كه خودبه رطوبت محيط بستگي دارد،متناسب است.بااستفاده ازچندجدول ميتوان ازروي اين اختلاف دما،رطوبت نسبي رابدست آورد. توجه كنيدكه بايددرنزديكي حباب ترهوابتواندجريان داشته باشدتاافزايش محلي رطوبت جلوگيري شود،ووسايل دقيقتري ازاين نوع جريان هواي كنترل شده اي رادراطراف  دماسنجهابرقرارمي كنند. ابزاردقيقتري براي اندازه گيري رطوبت داريم كه رطوبت سنج رگنولت است اين رطوبت سنج اولوله نقره اي محتوي اثرتشكيل شده است.طرزكاراين رطوبت سنج چنين است كه هوايي كه ازدرون اثرجريان ميدهنداترراسردمي كندوسبب ميشود كه درسطح خارجي براق لوله قطرات ريزآب تجمع كنند.دمايي راكه درآن دورلوله رامه مي گيردياقطرات ريزآب نمايان مي شوندميتوان يادداشت كردكه به نقطه شبنم  معروف است ودمايي رامشخص ميكندكه درآن هواي محيط كاملاً‌ اشباع شده است.فشاربخاراشباع

دردماي محيط

بادانستن نقطه شبنم وفشارهاي بخاراشباع،كه ميتوان ازروي جداول آنهارابدست آورد رطوبتهاي مطلق ونسبي راميتوان دردماي موردنظرتعيين كرد. رطوبت مطلق راميتوان بابكاربردن مبدل نيزبدست آورد.اين مبدلهاازدونوع كلي اند. دريك نوع آن مقاومت الكتريكي ماده اي كه بخارآب اتمسفراطرافش راجذب كرده  است تغييرميكند،ودرنوع ديگرظرفيت ماده طيف سنج جرمي نيزدرمطالعات مربوط به رطوبت بكاررفته است ورطوبت راميتوان باروش جذب نوراندازه گرفت. دراين روش كاهش نورماوراء بنفش عبوري براثرمقداربخارآب موجود،بامقداررطوبت متناسب است.

 

جنبه هاي كلينكي رطوبت

وقتي كه بيمار از بيني خود نفس ميكشد ،هواي دميده قبل ازآن كه وارد ناي شود با بخار آب ،گرم و اشباع ميشود. در صورتيكه با لوله درون نايي يا تراكتومي بيني كنارگذاشته شودآنگاه هواي خشك وارد ناي ميشود. بنابراين مخاط درون ناي خشك و سفت شده و پلاگهاي مخاطي تشكيل ميشودكه مسيرتنفسي را مسدود ميكنند. از اين رو بيرون راندن اين مخاط براي بيمار يا هوشبر مشكلتر ميشود. سيليا نيز بر اثر گازهاي خشك درست عمل نكرده وآسيب مي بينندو خوداين امر نيز اثر سرمايشي دارد، زيرا وقتي مخاط روي سيليا بخار ميشود تا گازهاي خشك دميده را مرطوب سازدگرماي نهانش را از دست ميدهد. بااين كارفعاليت سيلياتقريباً متوقف ميشود،اگرسيليابمدت زيادي درمعرض گازهاي  خشك باشندناپديدشده وبشرة غشامخاطي ناي گراتين دارميشود. اينگونه آثاردربيماراني مشاهده ميشودكه تحت مراقبتهاي شديدبلندمدت هستند،ولي مرطوب سازي مرتب گازهايي كه درهوشبري دميده مي شوندنيزتجويزشده است. معمولاً هوايي كه وارد ناي فوقاني ميشود تا حد34g/m3 با بخارآب اشباع است، يعنـــــي اين هوا در دماي 34c0كاملاً اشباع است. وقتي كه بخواهيم هواي دم بيماراني راكه مثلاً باتراكتومي مسيرتنفسي فوقانيشيان كنار گذاشته شده است،مرطوب كنيم ،مقدارفوق ميتوانداستانداردمناسبي بجاي رطوبت بـاشد. براي افزايش مصنوعي رطوبت گازهاي دم،ازدوروش استفاده ميشود،درروش اول  محيط ودرروش دوم فقط گازهاي دم رامرطوب ميكنند. درچادرهاي اكسيژن وانكيوباتورهاي اطفال محيط رامرطوب مي سازند. ليكن در هوشبري بااستفاده ازدستگاههاي مرطوب كننده فقط گازهاي دم رامرطوب ميكنند.

 

 

مرطوب كننده ها

ساده ترين راه مرطوب كردن گازهاي دم،اين است كه قطرات آب رامستقيماً درنــــاي بچكانيم،ولي اين روش اصلاً پسنديده نيست وبراي كاربردهاي مستمرنميتوان آن را توصيه كرد.اين خطروجودداردكه اگرقطرات سريع چكانده شوند،آب ياساليني كه درناي پخش مي شوندبه عارضه اي شبيه به سندروم اسيداسپيراسيون مي انجامد. تبادل گرماورطوبت روش ساده ديگري است كه روش مؤثرتري براي مرطوب سازي است شكل 3 نمايش ابتدايي تري ازروش تبادل گرماورطوبت است كه اساس كارآن  رانشان ميدهد.

 

اين وسيله يك ورودي و يك خروجي داردكه بين آنها توري فلزي يا توري ديگري ساندويچ مي شودو ميتوان اين دو را بهم پيچيد. وقتي كه گاز مرطوب وگرم بازدم از توري عبــــور كند قطرات ريزآب تشكيل ميشود حال آنكه توري بطور همزمان بـر اثــرگرمـــاي نــهان قطرات آبي كه رويش نشسته است وگازهاي بازدم گرم مي شـــود. در اثناي فرآيند دم عمل عكس رخ ميدهدو قطرات ريزآب بخار شده گاز دم ر امـرطوب مي سازدو چـــــون توري گرم تر از هواي اطاق است گاز د نيزگرم مي شـــــود. ازآنجاكه اين روش بقاء رطوبت دربيني به وقوع مي پيوندد،اين مرطوب كننده رابينــي مصنوعي مي نامند.اين مرطوب كننده رامرطوب كننده كندسورنيزناميده انـــــد.

كارآيي اين مرطوب كننده به دماي محيط بستگي داردودرآب وهواي گرم،تغييـــــرات دماي توري زيادنيست وقطرات ريزآب اندكه روي توري تشكيل مي شونـــــد. ليكن درشرايط مناسب چنين شكل ساده اي ازتبادل گرماورطوبت مي تواندرطوبت گـاز دم رابه 20g/m3 برسانـــــــد. دراشكال جديدتري تبادل گرماورطوبت ،توري باقطعه كاغذ،اسفنج ،ياماده فيبري آغشته به رطوبت گيري مانندكلروركلسيم ،كلرورليتيوم ياژل سيليكاجايگزين شده اســـت. بدين طريق كارآيي بهتري حاصل مي شودورطوبت هواي دم تا25g/m3ميـــرســـد.

اگرحجم دقيقه اي تنفسي بالاباشدازكارآيي روش تبادل گرماورطوبت كاسته شــــده و مشكل عمده روشهاي تبادل گرماورطوبت اين مي شودكه خلط روي تـوري تجمــــــع ميكند،بالاخص اگربيمارسرفه كرده ومقاومت دربرابرتنفس بيشترشودوخطـرعفونــــت ارگانيسمهايي چون پزودوموناس پيش آيد.ازاين روسازندگان مرطوب سازهاتغييــــــر مكررآن راتوصيه ميكننــــــد. درروش ديگرمرطوب سازي ازحمـام آب استفاده ميشودكه ساده ترين شكل آن متشكل ازگازهاي گرمي كه ازداخل آبي بادمـاي اطاق حباب مي شوند،ولي اين روش دونارسايي عمده دارد.اول اين كه چنين سيستمي كارآبي نداردچون حبابهابــزرك انـــــد. ليكن باگذراندن گازازدرون شيشه مشبك اندازه حبابهاكاهش يافته وكـارآيــي افــزايش مي يابد.مشكل دوم اين است كه براثرگرماي نهان تبخير،آب گرماي خـودراازدســـــت مي دهدورطوبت تقليل مي يابد.اين مشكل راميتوان باافزودن گرم كن الكتريكي ازبيـــن بردوياباتنظيم دماي آب حمام ميتوان مقداربخارآبي راكه به بخارگازافزوده مي شـــود بــدلخواه تغييــــــــرداد.

دمايي كه مرطوبت كننده درآن كارميكندبه رطوبتي كه براي بيمارلازم است وافت دمـا درطول لوله بندي بستگي دارد.اين دمابين 40 تا C0 45 است ، ولي براي جــلوگيــري از رشدباكتريهادرداخل مرطوب كننده گاهي ازدماهايي تا C060 نيزاستفاده ميشــود. اگردمابالاتررودخطرسوختگي براي بيمارپيش مي آيد.اين خطربراي بيمارانـي كـــه بــه  دستگاه تهويه وصل شده اندبيشتراست،بالاخص اگرخطايي دردستگاه تهويـه رخ دهدودر نتيجه آن جريان ازدرون مرطوب كننده ناگهان افزايش يابـــــــــد. هرگاه بيمارپيوسته هواي كاملاً اشباعي رابدمدكه دماي آن بادماي بــدن يــكي يــاازآن  بيشتراست،ازهدررفتن گرمايي كه معمولاً درمسيرتنفسي صرف گرم كردن ومرطـــوب ساختن هواي دميده ميشودجلوگيري ميگــــردد. درواقع ممكن است حتي گرمابه بيمارافزوده شودواگرروشهاي فيزيولوژيـكي اتلاف گرما كفايت نكندبيماربه هايپرترمي دچارميشـــــــود. براي جلوگيري ازخطرات گرم شدن بيش ازحدمرطوب كننده معمولاً درآن تـرموستات نصب ميكننـــــــد. اگردماي آب ازحدمعيني بالارودترموستات جريان الكتريسته اي راكه به گرمكن ميــرود قطع ميكند.درمرطوب كننده هاي مدرن معمولاً ترموستات ديگري نيزبعنوان رزرونصب شده است كه اگر ترموستات اول عمل نكرد اين ترموستات انجا م وظيفه ميكنــد . اين مرطوب كننده ها دماسنجي نيز دارد كه دماي مرطوب كننده را نمايش ميدهــد.

آبي را كه بخار شده است ممكن است در انحناي لوله اي كـه گــاز هـــا را بــه بيـمــار  ميرساند.بصورت فطراتي تجمع كندوراه رسيدن گازبه بيماررامسدودســـــازد. چنين حوضچه آب دا‌غ ممكن است به داخل ناي بيمارراه يابدوازاين روبايدچنـان كــــرد كه اين آب بداخل مرطوب كننده ياجائي براي حبس كردن آب بركــــردد.

شكل 5 اصل حمام آب گرم رانشان ميدهدكه روي آن اصلاحاتي انجام داده انــــــــــد. اين مرطوب كننده آبشاري نام دارد.كه درآن حبابهاي گازازصفحه مشبـــكي كـه درتــه لوله پهني واقع است گذرانده ميشودودرنتيجه كف آب وگازازلوله بالامي آيــــــد. ازآنجاكه سطح وسيعي ازگازباآب تماس پيداميكندميتوان يقين داشـت كــه گــازكامــلاً مرطوب ميشــــــــود.

ترميستوري كه درمحل اتصال مرطوب كننده به بيمارنصب شـده اسـت دمـاي گـازهاي ارسالي رانشان ميدهدوالمان  گرم كن داخل حمال آب راكنترل مي كندتادماي گـازهـاي ارسالي بهينه باشدوخطرسوختگي بيمارازبين بـــــــــرود. درمقايسه باروشي كه درآن فقط دماي حمام آب كنترل ميشود،اين روش كنترل دقيقتر وايمن تراســـــــت. چون گازهاكاملاً‌ اشباع ميشوند،دمادرناحيه بيماررطوبت مطلق درايـن محـل رانيزنشـان ميدهــــــــد. روش ديگرافزودن بخارآب مرطوب كننده المان گرم اسـت. قطـره قطـره روي المـان  الكتريكي كه دمايش 100 C0 است ريخته وبخارميشــــــــود، اين دماي زيادبخارآب رااستريل ميكند. شكل مذكورحوضچه آبي رانيزنشان ميدهدكــه  آب اضافي راجمع آوري ميكنـــــــــــد. درنوع ديگري ازاين وسيله قطرات ريــزآب روي المـــاني بـادمـاي 250C0 ميريـــزد. ليكن مرطوبت كننده هايي باچنين المانهاي داغ براي استفاده بـابخـارهـاواروهـاي فـرار هوشبري مناسب نيستتدچون گرماسبب تغييرات شيميائي ميشــــــــود. مقداربخارآبي كه بااين مرطوب كننده هابه بيمارارسال ميشـــودبـايـدبستـه بـه حجــم  دقيقه اي تنفسي بيمارومقداررطوبت لازم كنترل شودودرمحل اتـصال لـولـه مـرطــوب  كننده به بيماربايدترميستوري نصب باشدتااين امرراكنترل كندوازخطراحتمالي سوختـگي جلوگيري كنــــــــــــد.

 

مهپاشها

مهپاش شكل ديگري ازمرطوكننده است ودونـوع داردكـه يـكي گــازي وديـگري ماوراء  صوتي اســـــــــــت . مهپاش گازي براساس اثـربـرنـولـي وفـرآينــدورودي جهـــت كــارميـــــكنـــــــد. جريان سريعي ازگازسبب افت فشاردر انتها ي لوله ميشود كه آب را از لـولـه بـالا آورده وبـيــــــــرون بــــرانـــــــد.  آب بيرون رانده شده بر اثر جريان سريع گاز به صورت قطرات ريزي با ابعاد گوناگـون در مي آيـــــــــــــــد. از آنجا كه مقداري از آب قطرات بخار مي شود و گرماي نهان جذب مي كنـــــــد . دماي مرطوب كننده پايين مي آيد و در نتيجه اگر گرم كن در اين مــرطــوب كننــده تعبيه شود كار آيي آن افزايش مي يابد مسئله ديگري كه در اين نوع مهپاش وجود دارد اين است كه فشار پشتي ورودي را تغيير داده واز اين رو بر كار آيـي مهپــــاش تـاثيــر  مي گــــــــــذارد. در مهپاش هاي نوع ماوراء صوتـي سطــح مــرتعشـــي قطــرات آب را ميســـــــازد. آب را ميتوان روي سطح مرتعش چـكـانــد يـا سطح مرتعش را ميتوان در داخل حوضچه آب قرار داد . فركانس ارتعاش معمولاً چند مگا هرتز است كه ميتوانــد قطــرات ريـزي توليد كنــــــــــد.

 

اندازه قطرات

اندازه قطراتي كـه در مهپاش توليــد مـي شونـد مهم است. معلوم شده است كه اگر از  پيش روي قطرا تي كه قطرشان بيش از 20 ميكرو متر است جـلوگيــري نشـود مشـكـل  مي آفريند چون حوضچه هاي آبي در لوله بندي يا مسير تنفسي فوقاني تشكيل ميدهند. قطراتي كه قطرشان  5 ميكرومتر است در ناحيه ناي مي ريـزنـد و قطـراتـي بـا قـطر 1 ميكرومتر پيشروي كرده وبه آلوئولها مي رسدودر آنجا تجمع مي كننـــــد. قطراتي كه قطرشان كمتر از 1ميكرومتر است فوق العاده پايدار بوده وميتوانـد دمـيـده و سپس باز دميده شونـــــــــــــــد.

 

 

قطرات يك ميكروني ايده آل اندو مهپاش ها ي ماوراي صوتي در توليــد ايــن قطـرات  كارآيي لازم را دارند ولي قطراتي كه قطر آنها اندكي بيشتر است در آزاد كــردن خلط درون ناي مفيداســــــــــت . با افزوده شدن قطرات آب به گاز دم رطوبتي ايجاد مي شود كه خيلي بيش از رطوبـت  نسبي 100% است و از اين نظر بالاخص در كودكان، بيمار آب زيادي دريافت ميكنـــــد. علاوه بر خطر مسموميت آبي در صورتي كه رطوبت خيلي زياد شود خطر هيپـــوكسي نيــــز وجــــود دارد. ايـــن عـارضـه چنيــن رخ مــي دهــد كــه بــر اثـــر عمـــل نـكردن آلوئولها نسبت ونتيلاسيون – پرفيوژن تغييركرده و خون تغيير جهت مي دهـــــــــد.  هايپوكسي براثرافزايش مقامت دربرابرتنفس نيزممكن است رخ دهــد.چنين واقعه اي از باريك شدن مجاري هوابراثرلايه نازك آب باتشكيل موج دراين لايه ناشي ميشــــود. قطرات دميده چگالي گازهارانيزافزايش داده ومقاومت دربرابرجريان ناآرام رابالا ميبرد نكته ديگري كه بايدبه آن توجه كرداين است كه چون قطرات كـوچك پـايـداربـوده وتـا فواصل طولاني ميتوانندحمل گردند، ممكن است چشمه اي بـراي انتشـارعفـونـت باشند بالاخص اگرمرطوب كننده عفوني باشد.محلولهايي كه درمرطوب كننده بكارميرونـــــد بايدضدعفوني شده باشند.ومرطوب كننده رابايدبه دورازآلودگي نگهداشـــــت.

 

كارآيي نسبي مرطوب كننده ها

شكل 6 نموداركارآيي تقريبي مـرطــوب كننــده هاي مختلـف رانشـــان ميــــدهــد. دراين نموداررطوبت مطلق رانشان داده ايــم تـااحتيــاجـي به مشخص كردن دما نباشد. خطوط قائم نقطه چين كه يكي در34g/m3 وديگـــري در44g/m3  رسـم شــده انـدبـه ترتيب مقداررطوبت نرمال درناي فوقاني واشباع كامل دردماي C037 رانشان ميدهند. مرطوب كننده سردكارا نيست . مرطوب كننده تبـادل بخـاروگرماكاراتراست وبايددائماً عوض شــــــــــود. مرطوب كننده حمام آب گرم ومهپاشهاي نوع برنولي گرم شده رطوبت رابـه رطوبـت ناحيه فوقاني ناي مي رساننــــــــــد. مهپاش ماوراء صوتي كاراترين روش افزودن آب به گازهاي دم است،ولـي قيـــمت آن گـــــــــران اســـــــــــــــت.كارآيي اين مهپاش ايجاب ميكندكـه دقـت خاصـي بعمل آيدكه رطوبت بيش ازحدنشود. سرانجام ازهرمرطوب كننده اي كه استفاده كنيدبايدهميشـه مسئـله انتشـارعفونــت را به خاطربسپــــــاريــــــد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 20:43  توسط داود  | 

تب

 

تب

دمای نرمال بدن انسان ۳۷ درجه سلسیوس است که افزایش آن تب نام دارد.
دمای برابر یا بیش‌تر از ۳۸°
C تب محسوب می‌شود.
تب از علائم بیماری بوده و حالتی است که در آن دمای بدن جانوران خون‌گرم از مقدار طبیعی آن بیش‌تر شده و نقطه ثبت دمایی در مغز (
set-point) جابجا می‌شود. تب نشانهٔ مبارزهٔ بدن در برابر عوامل بیماری‌زا است و گاهی نیز پاسخ دمایی دستگاه ایمنی بدن نسبت به عفونتهای داخلی تلقی می‌شود. در واقع گ

رمای حاصل از تب مانع از رشد بسیاری از میکروبها می‌شود.

در انسان که دمای متوسط طبیعی بدن ۳۷°
C است، دمای برابر یا بیش‌تر از ۳۸°C (در حالت استراحت) تب محسوب می‌شود. تب بیش از ۴۰°C تهدید بزرگی برای جان انسان محسوب می‌شود، چرا که عملکرد آنزیمها و سایر پروتئینهای بدن را دچار اختلال می‌کند. به تب ۳۷٫۵°C تا ۳۷٫۹°C تب خفیف گفته می‌شود. ذکر گردید که تب باعث اختلال در فعالیت آنزیمهای بدن می‌شود، آنزیمها کاتالیزور یا کاتالیزگرهایی هستند که در واکنش‌های زیستی و بیولوژیکی حیاتی درون سلول و در بدن مؤثرند. چون این آنزیم‌ها در دمای معینی فعالیت دارند و در دمای بالا از بین می‌روند، تب بالا با از بین بردن این آنزیم‌ها، در واکنش‌های زیستی بدن اختلال ایجاد می‌کند. تشنج از نتایج تب بالاست.

الگوهای روزانه اندازه‌گیری شده تب
a) تب ممتد (کانتینوس)
b) تب زمانی با افزایش و کاهش سریع
c) تب متناوب موجی(رمیتتنت)
d) تب متناوب متقاطع(اینترمیتنت)
e) تب موجی(سینوسی)
f) تب عود کننده
الگوی وضعیت لحظه‌ای تب در تشخیص پزشکی بسیار مهم است.

دمای بدن با دماسنج طبی اندازه‌گیری می‌شود. دمای بدن می‌تواند از راه دهان (زیر زبان)، مقعد (دقیق‌ترین شیوه؛ که برای نوزادان و کودکان خردسال استفاده می‌شود)، زیر بغل و یا پردهٔ گوش (از طریق اندازه‌گیری اشعه‌های فروسرخ) انجام گیرد.

دمای به دست آمده از طریق دهان و زیر بغل نسبت به دمای به دست آمده از طریق مقعد پایین‌تر هستند (تفاوتی برابر ۰٫۵°
C برای اندازه‌گیری از طریق دهان؛ ۰٫۸°C از طریق زیر بغل)؛ بنابراین این تفاوت باید به هنگام اندازه‌گیری میزان تب مورد توجه قرار گیرد.
دمای طبیعی بدن انسان که از راه دهان و در حالت استراحت اندازه‌گیری شود برابر است با ۰٫۷±۳۶٫۸ درجهٔ سلسیوس. به این ترتیب هر دمایی که از طریق دهان اندازه‌گیری شود و بین ۳۶٫۱ و ۳۷٫۵ باشد طبیعی است.

دماسنج طبی نشانگر تب ۳۸٫۵°
C
با این وجود، موارد بسیاری هستند که در تغییر دمای بدن نقش دارند؛ و باید هنگام اندازه‌گیری مورد توجه قرار گیرند. سن، لباس‌های فرد، دمای اتاق و ساعات مختلف در طول روز در دمای بدن تغییر می‌گذارند. دمای بدن در طول شبانه‌روز به طور طبیعی تغییر می‌کند. کمترین دمای بدن در حدود ساعت ۴ صبح، و بیش‌ترین دما حدود ساعت ۱۸ می‌باشد (البته به شرط این که عادت فرد این باشد که در روز بیدار باشد و در شب بخوابد). به این ترتیب، دمای ۳۷٫۵ درجهٔ سلسیوس که از طریق دهان و به هنگام عصر گرفته شده باشد، الزاماً تب نیست؛ در حالی که همین دما صبحگاه تب محسوب می‌شود.

به هنگام اندازه‌گیری دمای بدن از طریق دهان باید در نظر داشت که خوردن، نوشیدن و سیگار کشیدن حداقل 20 دقیقه قبل از اندازه‌گیری موجب تغییر دمای دهان می‌شود. دمای بدن پس از صرف غذا افزایش می‌یابد.

نکتهٔ دیگر این است دمای طبیعی افراد نسبت به یک‌دیگر، و حتی نسبت به روزهای مختلف متغیر است. در زن‌ها دمای بدن با توجه به چرخهٔ ماهیانه نیز تغییر می‌کند (به طور متوسط، دمای بدن زنان به مدت ۱۴ روز پس از تخمک‌گذاری ۱°
C افزایش می‌یابد).

به‌علاوه، عوامل روان‌شناختی نیز موجب تغییر دمای بدن می‌شوند.

مکانیسم پاسخ التهابی 
دمای بدن توسط هیپوتالاموس تنظیم می‌شود. عوامل تب‌زا (پیروژن‌ها) موجب پاسخ و عملکرد هیپوتالاموس می‌شوند. عوامل تب‌زا می‌تونند خارجی (همچون مواد سمی چون لیپوپلی‌ساکارید موجود در غشای سلولی باکتریها) و یا داخلی (چون سیتوکینهای ترشح‌شده توسط فاگوسیتها) باشند.

عوامل ایجاد کنندهٔ تب
تب نتیجهٔ پاسخ دمایی در برابر عفونت‌ها و برخی از بیماری‌هاست:
بیماری‌های عفونی چون آنفلوانزا، سرماخوردگی، ایدز، مالاریا، گاستروآنتریت (التهاب ویروسی معده و روده‌ها) و مونوکلئوز عفونی
التهابهای پوستی چون کورک، آکنه و آبسه
بیماری‌های نقص ایمنی چون سارکوئیدوز و لوپوس منتشر
تخریب بافتها، همچون همولیز (تخریب گلبول‌های قرمز)، انفارکتوس (مرگ ناگهانی همه یا بخشی از سلول‌های یک بافت به علت کمبود اکسیژن)، سندرم له‌شدگی، رابدومیولیز و خونریزی مغزی
تب‌های حاصل از مصرف داروهایی چون لاموتریژین، پروژسترون و نیز شیمی‌درمانی؛ تب‌های حاصل از مصرف برخی داروها به عنوان اثر جانبی دارو (همچون آنتی‌بیوتیک)؛ و تب‌های حاصل از قطع برخی داروها چون هروئین و فنتانیل
سرطانها، به‌خصوص سرطان خون، سرطان لنف و سرطان کلیه
برخی اختلالات متابولیسم چون نقرس و پورفیری

فواید تب 
این که تب برای بدن مفید است یا مضر سؤالی است که به دیدگاه پزشکان و کارشناسان بستگی دارد. در هر حال، از لحاظ علمی، تب پاسخی ایمنی است که به بدن کمک می‌کند تا دربرابر عوامل بیماری‌زا مقابله کند، و از این نظر مفید است. تب مانع از رشد و حتی موجب مرگ برخی از عوامل بیماری‌زا می‌شود. به علاوه، بالا رفتن دمای بدن موجب تکثیر گلبول‌های سفید و افزایش بازده آن‌ها در مقابل میکروبها می‌شود.

تحقیقات نشان می‌دهند که تب آثار مؤثری بر بهبودی دارد:

افزایش تحرک گلبول‌های سفید
تقویت فاگوسیتوز در گلبول‌های سفید
کاهش اثر آندوتوکسین موجود در غشای سلولی باکتریها
تکثیر لنفوسیت‌های تی
تقویت عملکرد اینترفرون

درمان 
هر تبی لزوماً مورد درمان مستقیم قرار نمی‌گیرد. تب نشانهٔ مبارزهٔ بدن در مقابل عوامل بیماری‌زا است، و در صورتی که مقدار آن خیلی زیاد نباشد، اغلب داروهایی برای درمان بیماری، و نه درمان مستقیم تب مصرف می‌گردند. با این وجود، برای جلوگیری از افزایش تب و ایجاد نقص در بدن، تب باید دائماً کنترل شود.

به بیمارانی که تب دارند توصیه می‌شود به مقدار کافی مایعات بنوشند، چرا که تب موجب تبخیر آب بدن می‌شود. از آنجا که مصرف آب بیش از حد موجب هیپوناترمی (کاهش نمک‌های محلول در پلاسمای خون، به خصوص سدیم) می‌شود، مصرف سایر نوشیدنی‌ها نیز توصیه می‌شود.

بسیاری از بیماران به علت علایم تب از دارو استفاده می‌کنند. تب موجب افزایش تپش قلب می‌شود؛ و ممکن است به افراد مسن یا افرادی که دچار بیماری‌های قلبی و عروقی هستند فشار وارد کند.

برای پایین آوردن تب یا قطع آن از تب‌بُرهایی چون پاراستامول، ایبوپروفن و گاه آسپیرین استفاده می‌شود. علاوه بر مصرف دارو، استفاده از لباس یا حولهٔ مرطوب و خنک، پاشویه و حمام با آب ولرم موجب کاهش دمای بدن می‌شود. این روش برای نوزادان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که بهتر است از مصرف دارو جلوگیری شود.

همچنین دمای بدن می‌تواند از طریق تبخیر (عرق کردن) یا جریان همرفتی کاهش یابد.

تب در نوزادان 
تب در نوزادان می‌تواند موجب تشنج شود. برای جلوگیری از این حالت، باید دمای بدن نوزاد به آرامی پایین بیاید. در گذشته، برای کاهش تب نوزادان حمام با آبی که ۲°
C از دمای بدن نوزاد خنک‌تر است و مصرف با هم پاراستامول و آسپیرین، به منظور جلوگیری از تشنج و تبخیر آب بدن و نیز افزایش آرامش کودک، توصیه می‌شد. با این وجود، هیچ‌یک از تحقیقات جدید تأثیر تب‌بُرها را در جلوگیری از تشنج ثابت نکرده‌است. به‌علاوه، تعداد کمی از نوزادان (۲ تا ۵٪) دچار تشنج می‌شوند. بنابراین، از آن‌جا که هدف از تب مبارزه با عفونت است، استفاده از تب‌بُر برای نوزادانی که ریسک تشنج ندارند ضروری نیست. درصورتی که دمای بدن نوزاد به ۳۸٫۵°C برسد، مصرف تنهای پاراستامول توصیه می‌شود.

در صورت تب نوزاد، هرچند خفیف، باید به پزشک مراجعه شود (مراجعه به اورژانس به‌هنگام تب شدید ضرورت دارد). در این فاصله، پایین آوردن تب نوزاد با استفاده از لباس‌های نازک، مصرف نوشیدنی‌های خنک و کاهش دمای اتاق نیاز است.

در موارد زیر باید سریعاً به یک پزشک مراجعه کرد:

نوزاد کوچک‌تر از ۳ ماه
دمای بیش از ۴۰°
C
کاهش وزن
تشنج مکرر یا طولانی با وجود تلاش برای کاهش دما
لکه‌هایی بر روی پوست
بی‌هوش شدن
گریهٔ دائم
سایر موارد خطرناک

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 14:42  توسط داود  | 

سکته مغزی

پاسخ های ساده به پرسشهای شما در باره سکته مغزی

سکته مغزی چیست ؟
سکته مغزی به آسیب بافت مغز در اثر اختلالات عروقی گفته می شود که علائم عصبی طولانی ایجاد می کند .

در صورت مشاهده چه علائمی به سکته مغزی شک کنیم؟
در صورت بروز ناگهانی ضعف یا فلج یک طرفه ، احساس بی حسی یا حس ناخوشایند مانند گزگز یا خواب رفتگی یک طرف بدن و صورت ، اختلال در صحبت کردن و یا درک به صورت ناگهانی ، اختلال ناگهانی راه رفتن و سردرد بسیار شدید ، بدون سابقه قبلی

پس از مشاهده علائم فوق چه باید بکنیم ؟
آرامش خود را حفظ کنید ، به بیمار اطمینان خاطر بدهید و او را آرام کنید چرا که سکته مغزی در اکثر مواقع کشنده نیست بنابراین با حفظ آرامش هر چه سریعتر خود را به اولین مرکز درمانی مجهز برسانید .

علت بروز سکته مغزی چیست ؟
کلاً سکته مغزی به دو علت کلی بروز می کنند :
1) ایجاد تنگی و انسداد در رگهای خون رساننده به مغز
2) بروز خونریزی در اثر آسیب عروقی در مغز
• شایعترین عواملی که سبب بروز سکته های مغزی می شوند عبارتند از : فشار خون بالا ، دیابت، بیماریهای قلبی به ویژه اختلالات ریتم قلب، کلسترول خون بالا، تنگی عروق گردنی ( کاروتید ) و عوامل با شیوع کمتر ( مانند مصرف قرصهای ضد بارداری ، اختلال در انعقاد خون ، بیماریهای مزمن التهابی ، کم تحرکی ، سیگار و الکل و برخی داروها ) . ولی به هر حال در کل ، مهمترین عامل استعداد به سکته مغزی فشار خون مزمن بالاست .

من هیچیک از عوامل فوق را نداشتم ولی سکته کردم ، علت چیست ؟
این سئوالی است که بسیاری از بیماران آن را مطرح می کنند ، در واقع پاسخ در اغلب موارد اینست که یا به طور کامل از نظر عوامل گفته شده بررسی نشده اید و یا اینکه علت های ویژه و نادری درکاراست: به عنوان مثال وجود حفره های مادرزادی بین دهلیزهای قلب سبب می شود لخته های بسیار کوچک در اندامها بتوانند به سمت چپ قلب راه یافته و از آنجا به مغز برسند و یا وجود اختلالات و ناهنجاریهای مادرزادی در عروق مغز که مستعد پارگی بوده که اغلب منجر به سکته های نوع خونریزی خواهند شد ، اختلالات انعقاد پذیری خونی مفرط هم از علل کم شیوع دیگری هستند که اغلب مورد بررسی قرار نمی گیرند .

گرفتگی عروق گردنی ( کاروتید ) چیست و چه درمانی دارد ؟
در دو طرف گردن رگهای اصلی خون رساننده مغز به نام کاروتید وجود دارند که می توانند به ویژه در محل دو شاخه شدن و قوس کاروتید دچار تنگی به درجات مختلف شوند ، در صورتیکه این تنگی به حد قابل توجهی رسیده یا تشکیل لخته ای را در محل تنگی سبب شود ، می توانند سبب اختلال در خون رسانی مغز شود .این تنگی معمولاً با روشهایی مانند آنژیوگرافی سنتی ، آنژیوگرافی مغناطیسی ( MRI ) و یا به طور رایج با نوعی از سونوگرافی ( با نام داپلر ) بررسی می شوند . در صورتیکه میزان تنگی کمتر از 70 درصد باشد و بدون ایجاد علائم خطر باشد معمولاً تنها تجویز داروهای ضد پلاکت مثل آسپرین کافی خواهد بود.در تنگی های بالای 70 درصد و یا علامتدار در صورت مناسب بودن شرایط بالینی بیمار رفع تنگی با روشهای مختلف مثل تراشیدن تنگی ، گذاشتن stent در محل ( فنر باز کننده ) و برخی از روشهای جراحی توصیه میشوند .

دوستی به من گفت که یک سکته مغزی را رد کرده ، آیا چنین چیزی امکان دارد؟
بله ، در واقع گاهی یک گرفتگی گذرا در رگهای مغزی پیش می آید که به سرعت بر طرف می شود ، بنابراین علائمی مشابه سکته مغزی ایجاد می کند که چند ساعت ( تا حداکثر 24 ساعت ) پا بر جا مانده و سپس کاملاً بر طرف می شوند ، به این حالت در اصطلاح پزشکی حمله کمبود خون رسانی گذرا ( TIA ) گفته می شود.

• TIA نشانه ای جدی از احتمال وقوع یک سکته کامل در آینده ای نزدیک است .
چه نوعی از سکته عوارضی کمتر و پیش آگهی بهتری دارد ؟
میزان آسیب در اثر سکته به عواملی چون اندازه آسیب ، محل آسیب ، نوع سکته ، سن بیمار ، شرایط بدنی بیمار پیش از بروز بیماری ، نحوه و کیفیت درمان در شروع سکته و برخی دیگر از عوامل بستگی دارد . ولی به طور کلی سکته های کوچکتر ، سن پایین تر سکته های نوع آمبولیک ( یعنی سکته در اثر انتقال لخته از مناطق دور دست مثل قلب به مغز ) و درمان سریعتر به ویژه در موارد استفاده از عوامل حل کننده لخته و نیز بیمارانی که شرایط جسمانی سالمتری پیش از بروز بیماری داشته اند پیش آگهی بهبودی بهتری خواهند داشت . لازم به ذکر است که سکته های نوع آمبولیک معمولاً میزان بهبود بیشتر و سریعتری نسبت به نوع اختلال خون رسانی دارند .

گفته می شود که اگر در بیمارستان لخته من را حل می کردند من دچار عوارض ناتوان کننده نمی شدم آیا این صحیح است ؟
در مواردی بـله، داروهای تزریقی جهت باز کردن انـسداد رگ وجود دارند که اگـر در زمان مناسـب ( ترجیحاً سه ساعت اول بروز بیماری ) و در افراد مناسب تزریق شوند با برقرار نمودن مجدد جریان خون مغز سبب بهبود بسیاری از علائم بیمار خواهد شد ولی باید توجه داشت این داروها در همه بیماران و در هر زمانی مؤثر نخواهد بود و تنها بخشی از بیماران از آن سود خواهند برد.

چه نوع عوارضی پس از بروز سکته مغزی پیش خواهند آمد ؟
برخی عوارضی بلافاصله یا با فاصله کمی پس از بروز سکته پیش خواهند آمد مثل :درجاتی از ضعف و یا فلج در دست ، پا یا صورت ( یا همه این قسمتها ) ، اختلال در صحبت کردن به صورتهای مختلف و یا اختلال در درک

صحبت دیگران و دادن پاسخ های نامربوط ، اختلال احتباس ادرار یا حتی مدفوع (بی اختیاری ادرار یا مدفوع ) اختلال در بلع و یا پریدن غذا و مایـعات به ریه و بروز سرفه (آسپیراسیون ) اختلال و یا کـاهش در حس یک طرف ( که ایرانیان آن را به صورت سنگینی و یا سِر بودن یک طرفه توصیف می کنند ) درجاتی از کاهش سطح هوشیاری تا حتی کما ( بر حسب شدت و وسعت ضایعه ) ، سردرد و یا سر گیجه ، اختلال در حافظه ، نقایصی میدان بینائی ، اختلال در تعادل و کنترل اندام ها .
عوارض طولانی مدت تر : تشنج ( می تواند در بدو بیماری و یا چند هفته تا چند ماه بعد اتفاق بیافتد ) بروز سفتی در اندام ها ( اسپاستیسیتی ) ، بروز کوتاهی در عضلات و مفاصلی که مدتها دچار سفتی بوده و درمان نشده اند ، دردهای موضعی یا عضلانی به ویژه در شانه و دست ، افتادگی و نیمه در رفتگی شانه ، آسیب به اعصاب دست در اثر افتادگی شانه و یا کشیدگی دست دچار ضعف ، عفونتهای ادارای و ریوی ، زخم بستر ، پوکی استخوان ، بروز درد یا حس های نا خوشایند در سمت سکته ، استخوان سازی نا به جا در مفاصل و بافتهای عضلانی ، اختلالات خلقی و روانی ( به صورت افسردگی و اضطراب و خنده ها و گریه های بی اختیار ) و در نهایت مرگ که معمولاً در اثر عوارض ناتوان کننده و درمان نشده و سکته مجدد پیش می آید .

آیا دارویی جهت بهبود وضعیت و یا عملکرد مغز و یا ترمیم بافت آسیب دیده وجود دارد ؟
متأسفانه پاسخ منفی است ، تاکنون هیچ داروئی که سبب کاهش میزان آسیب مغزی و یا بهبود عوارضی ایجاد شده شود مورد تأیید قرار نگرفته ولی برخی داروها که به طور شایع جهت کمک به وضعیت مغز تجویز می شوند ( ولی تاکنون آثار مفید قابل توجه ثابت شده ای نداشته اند ) وجود دارند مانند : سیتی کولین ، پیراستام ، ویتامین های E و C و آنتی اکسیدان ها ، داروهای محرک مغز و …


پس از بروز سکته مغزی فشار خون من بسیار بالا بود آیا باید پیش از رسیدن به بیمارستان آن را پایین می آوردم ؟
این سئوال بسیار مهمی است ، اغلب بیماران چه آنهایی که از قبل دچار فشار خون بالایی بوده اند و چه آنهایی که فشار خون بالا نداشته اند پس از بروز سکته مغزی دچار افزایش فشار خون خواهند شد ولی نکته بسیار بسیار با اهمیت در این است که پایین آوردن فشار در اغلب موارد به ویژه اگر به سرعت صورت گیرد سبب آسیب های بیشتر و جدی تری به مغز بیمار خواهد شد، اشتباهی که گاهی حتی برخی از پزشکان نیز در بالین بیمار مرتکب می شوند . تنها در مورد برخی بیماران باید زودتر فشار خون پایین آورده شود ، مثلاً در بیماری که فشار بسیار بالا دارد ( بالاتر از 120/210) می توان به آرامی و تنها در حد 20 تا 30 درصد از فشار خون بیمار را کاست.
• باید توجه داشت که افزایش فشار خون در اثر سکته مغزی اغلب خود به خود و پس از چند روز بر طرف خواهد شد و پزشکان برای تجویز داروهای ضد فشار خون معمولاً تا دو هفته صبر می کنند .

چه داروهایی پس از بروز سکته مغزی تجویز می شوند ؟
اغلب داروهایی که پس از بروز بیماری توسط پزشک تجویز می شوند در جهت پیشگیری از بروز مجدد سکته مغزی و کاهش عوامل مستعد کننده به آن است . در سکته های نوع خونرسانی کم در اثر تنگی عروق معمولاً داروهای ضد تجمع پلاکت ( اصطلاحاً رقیق کننده خون ) که آسپرین ، دی پیریدامول ، کلوپیدوگرل ، با نام تجاری پلاویکس یا اوسویکس و تیکلوپیدین رایج ترین داروها در این زمینه هستند . در موارد سکته های در اثر انتقال لخته ( آمبولیک ) نیز از وارفارین جهت پیشگیری از بروز مجدد بیماری استفاده می شود . داروهای ضد فشار و یا ضد چربی خون نیز در بیمارانی که دارای این نوع عوارض هستند نیز باید مد نظر قرار گیرند .


چه تفاوتی میان آسپرین ، کلوپیدوگرل ( پلاویکس یا اوسویکس ) یا دی پیریدامول وجود دارد ؟
هر سه دارو از دسته داروهای ضد پلاکت ( جهت کاهش خطر انسداد عروقی ) هستند . آسپیرین قدیمی ترین و پر مصرف ترین داروی این گروه است که فواید و عوارض آن کاملاً شناخته شده ، کلوپیدوگرل جدیدترین دارو در این زمینه است که مختصراً تأثیر بیشتری دارد ولی گران تر بوده و عوارض متفاوتی نسبت به آسپرین می تواند داشته باشد . دی پیریدامول نیز معمولاً به تنهایی تجویز نمی شود و فواید آن در همراهی با آسپرین ثابت شده است.

من وارفارین مصرف می کنم چه نکاتی را درباره این دارو باید بدانم ؟
وارفارین که جهت پیشگیری از سکته های ناشی از لخته های دور دست ( مثلاً از قلب ) تجویز می شود و سبب کاهش انعقاد پذیری ( لخته پذیری ) خون می شود پس اولین و مهمترین عارضه ای که می تواند ایجاد کند افزایش استعداد به خونریزی در نقاط مختلف بدن است . در افراد مبتلا به سکته مغزی کنترل اثر وارفارین با PT و از آن بهتر با INR صورت می گیرد بهترین نتیجه معمولاً زمانی است که INR بین 2 تا 3 باشد . در صورتیکه INR از این حد بالاتر باشد احتمال خونریزی ( خونریزی گوارشی ، کلیوی خونریزی از مخاطات مثل لثه ها و بینی و حتی خونریزی مغزی) واگر کمتر باشد احتمال تشکیل لخته و بروز سکته های مجدد افزایش خواهد یافت .

چه عواملی می توانند اثر وارفارین را کاهش یا افزایش داده و PT را تغییر دهند ؟
بیمارانی که وارفارین تزریق می کنند باید آگاه باشند که برخی داروها و برخی مواد غذایی ممکن است اثر دارو را کاهش و یا افزایش دهند در مواردی که اثر دارو کاهش یابد فرد بیشتر مستعد بروز لخته در بدن خواهد شد ، افزایش اثر وارفارین ( بالاتر رفتن PT و( INR سبب استعداد بیشتر به خونریزی خواهد شد.

• عواملی که می توانند اثر وارفارین را کم کنند : داروهای ضد تشنج مانند فنوباربتیال و فنی توئین ، کلستیرامین ، استروژن و قرصهای ضد بارداری ویتامین K و پریمیدون
• عواملی که می توانند اثر دارو را افزایش دهند : آسپیرین ، سایمتیدین ، لووتیروکسین ، ضد دیابت های خوراکی ، اریترومایسین ، ژمفیبروزیل و آلوپورینول
• در صورتیکه PT و INR شما خیلی بالا و یا خیلی پائینتر از میزان توصیه شده قرار گرفته سریعاً با پزشک خود مشورت کنید .

وقتی بخشی از مغز مرده است ، چطور ممکن است فردی بهبود پیدا کند ؟
پاسخ به این سئوال کمی پیچیده است ولی به طور کلی بهبود در بیماری که دچار مرگ بخشی از مغز شده است ، به چهار علت قابل حصول است :
1. بر طرف شدن التهاب و تورم مغزی در اطراف منطقه آسیب دیده
2. افزایش فعالیت سایر مناطق مغز با درمانهای معمول و اخیراً استفاده از TMS
3. پلاستیسیتی ( انعطاف پذیری ) مغز یعنی بخشهایی در مغز که مسئولیت دست ، پا و یا گفتار را نداشته اند قادر به تغییروظیفه و به عهده گرفتن وظایف جدید هستند
4. استفاده از استراتژی های جبرانی که توسط بیمار آموخته می شوند

آیا می توان با انجام توانبخشی بهبود کامل حاصل نمود ؟
به طور کلی تا 20 درصد از بیماران قابلیت رسیدن به بهبود تقریباً کامل را خواهند داشت شرایط مابقی بیماران از بهبود قابل توجه با عوارضی بسیار کم تا بهبود ناچیز با عوارضی ناتوان کننده و نیازمند مراقبت های جدی پرستاری متفاوت خواهد بود .

توانبخشی سکته مغزی چگونه است ؟
از آنجا که سکته مغزی بیماریست که عوارضی مختلف و متفاوتی در بخش های مختلف بدن ایجاد می کند ، توانبخشی این بیماری نیز باید توسط تخصصهای مختلف مرتبط و تحت نظارت و برنامه ریزی پزشکی صورت گیرد . متأسفانه در کشور ما توانبخشی معادل فیزیوتراپی در نظر گرفته می شود در حالیکه فیزیوتراپی تنها در بخشی از حیطه ها تأثیر و قابلیت دارد و درمان بسیاری دیگر از عوارضی توسط تخصصهای دیگر قابل انجام خواهند بود . نظارت پزشک بر وضعیت بالینی و عصبی بیمار و برنامه ریزی و هماهنگی در روند توانبخشی سبب بازدهی هر چه بیشتر و پیشگیری از عوارض و مشکلات شایع آینده در این بیماری خواهد شد .

چه فاکتورهایی میزان بهبود بیمار را در آینده تعیین خواهند نمود ؟
میزان آسیب ایجاد شده در ابتدای بیماری ، وسعت ضایعه ، نوع سکته مغزی ، سن بیمار ، وضعیت جسمانی بیمار پیش از بروز بیماری ، وجود سایر بیماری های همراه ، زمان شروع و نحوه انجام درمانهای توانبخشی ، مدت زمان توانبخشی توسط کادر درمانی و توسط خود بیمار در منزل ، وجود یا عدم وجود فاکتورهای منفی در پیش آگهی مانند بی اختیاری ادرار و مدفوع ، اختلالات شناختی و کاهش هوشیاری ، اختلالات درک یا تکلم شدید وجود عوارض روانی مانند افسردگی و اضطراب شدید و نداشتن انگیزه و عدم همکاری کافی ، همگی بر میزان بهبود بیمار در آینده دخیل خواهند بود .

الگوی بهبود در مبتلایان به این بیماری چگونه است ؟
در بیمارانی که دچار فلج دست و پا و حتی صورت در یک طرف شده اند به طور معمول ابتدا حرکات پا شروع به بهبود خواهند نمود و آن هم از طرف ران به سمت مچ پا ، در بسیاری از بیماران تا ماهها و حتی سال ها پس از بروز بیماری هنوز افتادگی در مچ پا به درجات مختلف دیده میشود.
بهبود دست در سکته مغزی مسئله ای بسیار چالش برانگیز و نیازمند توجهات بیشتری است و معمولاً دیرتر و کندتر بهبود خواهد یافت . برای اینکه دست از حالت فلج خارج شده و به مرحله قابل استفاده برسد باید توانبخشی ویژه جهت آن هر چه سریعتر شروع شود و از بروز عوارضی که می توانند بر آینده عملکرد دست تأثیر منفی بگذارند مانند افتادگی شانه ، اسپاستیسیتی ( سفتی عضلات ( وارد آمدن آسیب توسط بیمار یا خانواده و حتی درمانگرهای کم تجربه به شبکه عصبی آن ، با روشهای صحیح ، پیشگیری شود . سرعت بهبود اختلالات گفتاری نیز بر اساس شدت و نوع آن متفاوت خواهد بود ولی در کل نیازمند پیگیری طولانی تر و حوصله بیشتر و ایمان به این نکته است که گفتار درمانی صحیح به طور قطع سبب بهبود قابل توجه در اغلب بیماران خواهد شد .

تحریک مغزی چیست و چه تأثیراتی دارد ؟
تحریک مغز از طریق جمجمه ( TMS ) از روشهای نوین در پزشکی است که اخیراً در بخش توانبخشی بیماران مغزی نیز به عنوان یک روش درمانی مفید و بی عارضه مورد توجه بسیار قرار گرفته است . در این روش امواجی به توسط دستگاه به مناطق خاصی از مغز بیمار فرستاده می شود که اثر تحریک شده داشته وسبب بهبود عملکرد این مناطق که می تواند دست ، پا و یا حتی منطقه گفتار بیمار باشد ، می شود . لازم به ذکر است که این روش تأثیرات متفاوتی در افراد مختلف خواهد داشت . در برخی بیماران اثرات بسیار قابل توجه در کوتاه مدت مشاهده می شود ولی این به معنای نادیده گرفتن سایر درمانهای توانبخشی نخواهد بود بلکه تحریک مغز یک روش کمکی در کنار درمان های روتین توانبخشی است و نه یک روش جایگزین .

توانبخشی تا چه زمانی لازم است ؟

سکته مغزی در یک لحظه فرد را مبتلا می کند و اغلب ظرف مدت بسیار کوتاه ناتوانی های متعجب کننده ای ایجاد میکند . با اینکه آسیب در یک آن بروز می کند ولی بهبودی یک جریان طولانی و زمان بر است که نیاز به شکیبایی و

پرهیز از « کلافه شدن » دارد . میزان بهبودی که در برخی ظرف چند هفته بدست می آید ممکن است در عده ای ماهها و یا حتی سالها طول بکشد . به خاطر داشته باشید که میزان بهبود در هر فردی منحصر به او است.
به هر حال در اکثریت بیماران پیشرفت در هفته های اول سریعتر است و به تدریج کندتر می شود ولی کند شدن روند بهبود به معنی پایان بهبود نیست ، واقع بین باشید ولی هرگز نا امید نشوید انگیزه شما بسیاری از مشکلات را بر طرف خواهد کرد .

آیا ممکن است بیمار پس از بروز سکته مغزی و دستیابی به برخی توانایی ها مجدداً بدون بروز سکته مجدد ، پس رفت کند ؟
بله ، متأسفانه به دلیل پدیده ای به نام سیر قهقرائی ( Deconditioning ) به ویژه که در کسانی که به دلایلی مدتی بی تحرک یا کم تحرک شوند ( مثلاً در اثر چند روز بیماری ساده ) پس رفت در توانایی حرکتی ، قدرت عضلات و سایر زمینه ها که قبلاً بهبود داشته بروز می کند . بهترین روش درمان جلوگیری از بی تحرکی بیش از چند روز و شروع هر چه سریعتر و شدیدتر توانبخشی است .

آیا سکته مغزی سبب استعداد به تشنج (صرع ) می شود ؟
بله ، به دلیل آسیب وارده به سلولهای مغز و در نتیجه اختلال در فعالیت الکتریکی آن برخی بیماران دچار استعداد به صرع می شوند ، بروز حملات صرع در این بیماری در اکثریت موارد در سال اول ( به ویژه در 2 هفته اول ) به وقوع می پیوندد . با این حال بسیاری از بیماران که تنها یک حمله تشنج ( به ویژه انواع محدود ) را داشته اند نیاز به درمان ضد صرع پیدا نمی کنند ، مابقی نیز با درمان های داروئی به خوبی قابل کنترل خواهند بود . لازم به ذکر است که حملات صرع با وجود ظاهر پر سر و صدا و نگران کننده ، در واقع صدمه ای به مغز وسایر اعضاء وارد نکرده و تنها محصول فعالیت الکتریکی خود بخودی اطراف بخش آسیب دیده است و پس از چند دقیقه کاملاً بر طرف می گردد .

دانستن چه نکاتی در مورد داروهای ضد صرع برای بیمار اهمیت دارد ؟
داروهای زیادی جهت پیشگیری از فعالیت الکتریکی خودبخود مغز ( تشنج ) مصرف می شوند که همگی در واقع از طریق کاهش عملکرد مغز عمل می کنند از داروهای ضد صرع شایع می توان از فنی توئین ، فنوباربیتال ، کار با مازپین و والپروئیک اسید ( سدیم و الپروات ) را نام برد . هر کدام از این داروها می توانند عوارض خاصی داشته باشند ولی آنچه در همگی مشترک است ایجاد خواب آلودگی ، گیجی ، کاهش تعادل ، اختلال در صحبت کردن است که در صورت شدید بودن سبب کاهش سرعت بهبود و اختلال در روند توانبخشی بیمار خواهند شد . در صورت بروز علائم آزار دهنده با پزشک خود مشورت کنید . اغلب این داروها به علاوه می توانند سبب کاهش ویتامین D و افزایش پوکی استخوان شوند .

پس از سکته دچار تکرار ادرار و کاهش کنترل شده ام ، علت چیست ؟
مغز وظیفه کنترل دریچه خروجی مثانه ( اسفنکتر مثانه ) را به عهده دارد . در آسیب به مغز کنترل این دریچه مختل شده و سبب علائمی مثل تکرار ادرار ، شب ادراری کاهش توانایی نگه داشتن ادرار تا بی اختیاری کامل خواهد شد که البته به تدریج بهبود خواهد یافت به طوریکه یک ماه و 6 ماه پس از سکته مغزی تنها 30 درصد و 14 درصد هنوز دچار این مشکل هستند.
• آگاه باشید که بی اختیاری به هر شدت ، سبب بروز اضطراب بیشتر در بیمار می شود . پس هر چه سریعتر جهت درمان کاهش اختیار با پزشک خود مشورت کنید

چه اختلالات روحی و روانی در اثر سکته بروز می کند ؟
سکته مغزی به طور شایع با اختلالات خلقی همراهی دارد . مهمترین آنها بروز افسردگی و اضطراب است . گاهی سایر اختلالات مانند مانیا ( سرخوشی زیاده از حد ) و حتی بیماریهای روانی نیز به وقوع می پیوندند . حالت شایعتر این

است که فرد دچار افزایش احساسات ( احساساتی شدن ) می شود که به آن emotionalism می گویند به این معنی که بیمار به راحتی به گریه یا خنده می افتد توجه داشته باشید که وجود افسردگی و اضطراب مانع بسیار بسیار بزرگی در برابر بهبود و روند توانبخشی است ، جهت درمان حتماً با پزشک خود مشورت نمائید.
• به علاوه یکی از علل مهم بروز افسردگی و اضطراب ، شرایط ناتوان کننده ناگهانی در فرد است و اینکه وی انتظار دارد به سرعت هم بهبود پیدا کند . توجه داشته باشید که بهبود یک فرآیند تدریجی است و هیچ درمان میان بری در دنیا شناخته نشده است پس صبور باشید و با امید و جدیت به درمانهای توانبخشی خود ادامه دهید.
پس از این بیماری حافظه من خراب شده ، چه باید بکنم ؟
سکته مغزی می تواند بر حافظه فرد به ویژه بر حافظه کوتاه مدت ( چند ساعت تا چند روز گذشته ) تأثیر بگذارد و معمولاً حافظه دور ( خاطرات قدیم ) دست نخورده باقی می ماند . لازم به توجه است که افسردگی و اضطراب هم می تواند حافظه و تمرکز را به طور باورنکردنی مختل کند . در هر حال حافظه را می توان با برخی تمرینات ساده و گاهی استفاده از برخی داروها و یا از بین بردن اضطراب و افسردگی بهبود بخشید ، در این زمینه از پزشک خود کمک بگیرید .

اختلال تکلم در سکته مغزی به چه صورت است ؟
در مغز دو مرکز مهم گفتار وجود دارد ، یکی مربوط به درک گفتار ( به نام منطقه ورینکه ) و دیگری منطقه حرکتی تکلم ( به نام منطقه بروکا ) است . اگر منطقه درک دچار آسیب شود فرد قادر به درک درست صحبتهای دیگران و یا آنچه را که می خواند نخواهد بود و در آسیب مرکز حرکتی فرد قادر به صحبت کردن و یا حداقل درست صحبت کردن
نیست . انواع دیگر اختلالات گفتاری مانند دیسارتری ( صحبت کردن نامفهوم به دلیل ضعف عضلات دهان و حلق ) نیز به طور شایع در این بیماران دیده می شوند . گفتار درمانی توسط کارشناس آسیب های گفتاری کمک زیادی به بیمار خواهد کرد . ولی باید دانست که آسیب های بزرگ به ویژه در منطقه درک گفتار نیاز به درمانهای شدیدتر و طولانی تر خواهند داشت ، توجه داشته باشید که هر گونه هیجان و استرس سبب کاهش تأثیر درمان می گردد .

اختلال تعادل در بیمار سکته مغزی در چه صورت ایجاد می شود ؟
یکی از مشکلات شایع در بیماران پس از بروز سکته مغزی نداشتن تعادل کافی است . این مسئله علل و انواع مختلفی دارد ولی به طور شایع ضعف یک طرفه تنه و پاها ، آسیب به مناطق دخیل در حفظ تعادل ، مشکلات گوش داخلی ، اختلالات بینایی و مصرف برخی داروها ( به ویژه خواب آورها و داروهای ضد تشنج ) عامل کاهش تعادل هستند . نکته مهم این است که کاهش تعادل خطر سقوط و برخورد به زمین را بالا می برد و در سنین بالا به دلیل آسیب پذیر تر بودن استخوانها می تواند منجر به شکستگی های خطرناکی شود.
• روند توانبخشی صحیح اغلب اختلالات تعادلی را بهبود خواهد داد .

آیا سکته مغزی می تواند سبب اختلال درک و هوشیاری در بیمار گردد؟
مسئله بسیار حساس و مهمی است ، پس از وقوع سکته مغزی بیماران می توانند دچار دو نوع کاملا متفاوت از اختلال درک شوند. دسته اول گروهی هستند که در واقع دچار آسیب به منطقه تکلم شده اند. (که معمولا در افراد راست دست و بیشتر افراد چپ دست، در نیمکره چپ قرار دارد) این افراد ممکن است تنها دچار اشکال در صحبت کردن باشند ولی
در بخش قابل توجهی درجات مختلفی از اختلال در درک تکلم و حتی اشکال در فهم مطالب نوشته شده نیز باشند(آفازی حسی – حرکتی) این بیماران در بسیاری از موارد با عنوان زوال عقل (دمانس یا حتی آلزایمر) تحت درمانهای نامناسب قرار می گیرند در حالیکه با معاینه دقیق مشخص خواهد شد که محتوای حافظه و تفکر این بیماران بی عیب و نقص است و تنها در بخش درک کلمات و یا بیان صحیح کلمات دچار مشکل شده اند .
• درمانهای صحیح در بسیاری از موارد راهگشای درمان این گروه خواهد بود.

چه توصیه های برای اطرافیان بیمار دچار اختلال گفتار وجود دارد؟
با توجه به وسعت و محل آسیب ، بیمار سکته مغزی ممکن است توانایی صحبت کردن ، درک کلمات یا هر دو را از دست بدهد ( زبان پریش یا آفازیک) آسیب بسیاری از این بیماران از دید خانواده و حتی پزشک دور مانده و گاها با

تشخیص های دیگری تحت درمان قرار می گیرند.اگر بیمار دچار اختلال درک صحبتهای شماست نیازی به بلند گفتن کلمات نیست چراکه معمولا شنوائی در سکته مغزی آسیب نمی بیند. سعی کنید از جملات کوتاه و ساده و نیز ایماء و اشاره بیشتر استفاده کنید ( استفاده از حرکات مبالغه آمیز دهان سودی ندارد)
• توجه داشته باشید که اگر بیمار مکررا متوجه صحبتهای شما نشود به تدریج شدیدا مضطرب و بی قرار و نهایتا سر خورده و نا امید خواهد شد و ارتباط و همکاری اش را با شما کاهش خواهد داد.
گفتار درمانی تا حدود قابل توجهی به این بیماران کمک خواهد کرد ولی معمولا نیاز به زمان طولانی تر و برنامه درمانی صحیح و هدفمنددارد ، توصیه به عدم درمان اختلال تکلم و انتظار برای بهبود با گذشت زمان ، بدترین توصیه ایست که می توان به بیمار و خانواده او نمود ، هر چه سریعتر درمان بیمار را با یک آسیب شناس گفتار با تجربه و دارای تخصصی در این حیطه شروع کنید. اساس بهبود بر تمرین و تکرار است که معمولا از موارد ساده شروع و به تدریج به موارد پیچیده تر خواهد انجامید ، ضمنا دستورات درمانی گفتاردرمانگر را پیگیرانه دنبال کنید.

درمان دردهای یکطرفه در بیمار سکته مغزی چیست؟
در بیماری که دچار ضعف یا فلج یکطرفه است ، بروز درد در اندام ها، صورت و حتی تنه امری نسبتا شایع است. مکانیسم بروز درد در هر فرد متفاوت است ، شایعترین نوع آن در اثر آسیبهای مکانیکی به بافتهای دچار ضعف بویژه در اندام فوقانی (شانه و دست) است که معمولا به دلیل عدم حمایت صحیح اندام دچار فلج یا تمرینات درمانی غلط بوجود می آید. نوع نسبتا شایع دیگر درد ، درد مرکزی (central pain ) نام دارد که منشاء آن در مغز (و گاها نخاع) بیمار است این نوع درد تقریبا مداوم و با حرکت دادن اندام ها تغییری در شدت آن بوجود نمی آید و معمولا به داروهای ضد درد متداول نیز پاسخ نمی دهد.توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که درد مزمن سبب بروز عوارض مختلفی چون اختلال خواب ، افسردگی ، افزایش ضعف و تحلیل اندام و کند شدن روند توانبخشی خواهد شد بنابراین پیشگیری و یا درمان آن از اهمیت ویژه ای در روند توانبخشی برخوردار است.

آیا ممکن است در اثر بیماری سکته مغزی بینائی فرد هم دچار اختلال شود ؟
بله ، در صورتی که آسیب به بخشهای عقبی مغز (پس سری) وارد شود و یا مسیرهای بینایی از چشم به مغز را دچارضایعه کند فرد دچار نوعی کوری در بخشهایی ازمیدان بینایی می شود (مثلاً سمت چپ میدان را تاریک می بینید) ولی کوری کامل و یا کاهش شدید بینایی شایع نیست .

به جز اختلال درک به دلیل آسیب منطقه گفتار، چه نوع دیگری از اختلال درک می تواند بروز کند؟
به دلیل آسیب به سلولها و ارتباطات بین سلولی در مغز، بیمار می تواند دچار اختلالات گذرا و حتی دائمی در درک و شناخت و حتی سطح هوشیاری شود که معمولا در آسیبهای بزرگ بویژه در افراد مسن تر شیوع بیشتری دارند.
• زوال عقل یا دمانس و یا آنچه در اصطلاح عمومی به کوچک شدن مغز و یا آلزایمر معروف است یک فرایند پیشرونده و دائمی است که در اثر آسیب جدی به مغز شروع می شود. این مشکل معمولا خود را به صورت اختلال در حافظه کوتاه مدت و سالم بودن حافظه دور ، اختلال در فراگیری مطالب جدید و در مراحل پیشرفته تر اشکال در شناخت افراد ، و یا عدم آگاهی کامل به زمان و مکان نمود پیدا می کند.
نوع دیگری نیز ازاختلال وجود دارد که معمولا گذراست و به صورت متناوب در طول روز بروز می کند و به دلیل اختلال گذرا در عملکرد مغز و نوسان در میزان هوشیاری او بوجود می آید این بیماران علاوه بر مشکلات گذرای حافظه دچار علائم دیگری مثل بی قراری ، عدم تمرکز رفتارهای نامناسب و یا حتی توهم و هذیان می شوند که به راحتی با بیماریهای روانی و زوال دائمی مغز (دمانس) اشتباه می شوند ولی در صورت تشخیص صحیح و به موقع در بسیاری موارد قابل درمانند و آثار دائمی بر جای نمی گذارند.

بیمار من دچار اشکال در خواب شده چه باید کرد؟
باید توجه داشت که با افزایش سن به طور طبیعی میزان خواب شبانه کاهش می یابد و افراد به طور طبیعی دچار اشکال
در به خواب رفتن خواهند بود ولی در بیمار دچار ضایعه مغزی این مسئله می تواند بسیار حادتر و جدی تر باشد. بسیاری از این بیماران در طول روز می خوابند و شبها بیدارند و در موارد شدیدتر که معمولا در اثر اختلالات شناخت و هوشیاری است در طول شبانه روز نمی خوابند یا بسیار کم می خوابند این مشکل در مواردی با رعایت توصیه های پزشکی و یا استفاده از داروهای مناسب به درجاتی بهبود می یابد ولی باید توجه داشت که استفاده از داروهای خواب آور متداول در برخی موارد بسیار مضر بوده و اثر معکوسی بر خواب اینگونه بیماران دارد
• در صورت وجود اختلال جدی خواب قبل هر گونه اقدام خودسرانه حتما از پزشک خود مشورت بخواهید.

بیمار من تعادل خوبی ندارد و سابقه زمین خوردن های متعدد نیز دارد، چه باید کرد؟
با افزایش سن به طور طبیعی تعادل فرد کاهش و احتمال زمین خوردن افزایش می یابد 40-30 درصد افراد بالای 65 سال و 50 درصد از افراد بالای 80 سال سالانه حداقل یک تا دو بار زمین می خورند در این میان بیش از3/1 این افراد پس از خوردن زمین ، هرگز به سطح فعالیت های روزمره قبلی (ADL ) بر نمی گردند.درصدی از این افراد نیز به دلیل بروز صدمات جدی مثل شکستگی ران و یا ضربه به سر دچار عوارض بسیار جدی می شوند.
آنچه حائز اهمیت است بررسی کامل بیمار از نظر عوامل مختل کننده تعادل است که باید توسط پزشک صورت گیرد، برخی از این عوامل عبارتند از : داروهای مصرفی ، افت فشار خون ، اختلال دید ، ضایعات مراکز تعادل در مغز و اندامها ، ضعف عضلانی ، عوامل محیطی ، کاهش قند و حتی نا مناسب بودن کفش.
• باید دانست که بیمار پس از تجربه زمین خوردن ممکن است دچار ترس از راه رفتن و یا انجام تمرینات درمانی قبلی شده و به تدریج در حرکات روزمره دچار پس روی و افت حرکت شود که در این موارد مداخله درمانی سریع و صحیح می تواند از شروع این چرخه معیوب جلوگیری نماید.

آیا خانواده ها باید بیش از اندازه به بیمار توجه و رسیدگی داشته باشند؟
توصیه کلی اینست که به بیمار در حد نیاز رسیدگی و توجه داشته باشید در صورتیکه عوارض خاصی در میان نباشد او روز به روز به سمت استقلال در حرکت و انجام امور روزمره پیش خواهد رفت ، ولی لازم به ذکر است که بسیاری از بیماران به دلیل آسیب وارده و شرایط روانی به تدریج دچار وابستگی شدید ( بویژه روحی) خواهند شد که بروز این مسئله و نیز حمایتهای بیش از اندازه اطرافیان نهایتا به کند شدن و حتی متوقف شدن روند بهبود و توانبخشی بیمار خواهد انجامید.
• بنابراین بیمار خود را از نظر روانی و چه از نظر فیزیکی بیش از حد وابسته نکنید ، چرا که با گذشت زمان تغییر این شرایط در آینده بسیار سخت تر خواهد بود.

آیا استفاده از درمانهای تجربی و سنتی مانند حجامت ، زالو درمانی ، طب سوزنی و ماساژدرمانی تاثیری در بهبود بیمار سکته مغزی دارد؟
بیمار مبتلا به سکته مغزی و خانواده او پس از بروز ناگهانی بیماری به شدت مضطرب و آشفته و در عین حال سر در گم هستند به همین دلیل متاسفانه اغلب گرفتار توصیه های عامیانه و غیر علمی دوستان و آشنایان و حتی برخی از پزشکان می شوند و زمان طلایی بهبود خود را با آزمودن روشهای غیر معمول و گاها ضرربار درمانی، تلف می کنند.
• تا کنون شواهد قابل ارائه ای از موثر بودن روشهای فوق در بهبود بیماران سکته مغزی در هیچیک از مجامع علمی داخلی و خارجی مشاهده نشده و در هیچیک از منابع پزشکی معتبر، حتی نامی از آنها به میان نیامده است.
حجامت (و یا اهدا خون) تنها در بیماران خاصی که دچار غلظت ثابت شده خون باشند ( یعنی هموگلوبین بیش از 17 در زنان و 18 در مردان ) به عنوان یک اقدام مفید ولی موازی می تواند مفید باشد ولی تجویز آن با تشخیص پزشک صورت می پزیرد. طب سوزنی هم تاثیر بسیار اندکی در بهبود نقائص و حرکتی و ضایعات مغزی دارد ولی در حیطه درد گاها به تنهایی نتایج قابل قبولی دارد. ماساژ درمانی و زالو درمانی نیز به طورکلی قابل بحث نیستند و توصیه نمی شوند.

درباره تغذیه مناسب بیمار دچار سکته مغزی چه توصیه های وجود دارد؟
رژیم غذایی بیماران با توجه به شرایط فردی و وجود یا عدم وجود بیماریهای زمینه ای مثل فشارخون یا دیابت یا بیماریهای قلبی ، متفاوت است ولی آنچه را که می توان به عنوان یک توصیه عمومی برای بیماران سکته مغزی باید رعایت شود:
• استفاده هر چه بیشتر از غلات ،سبزیجات و میوه جات ، مصرف گوشت سفید (بویژه ماهی) ، سیب زمینی و حبوبات بویژه لوبیا ، نخود و عدس، سیر و پیاز (خام یا پخته شده) و زنجبیل .
• در میان میوه ها هویج خاصیت آنتی اکسیدانی بالایی دارد و در برخی تحقیقات اثر قابل توجهی در کاهش آسیب به مغز و پیشگیری از سکته های مجدد داشته است.
• مصرف مواد حاوی پتاسیم نسبت مستقیم با کاهش فشار خون و کاهش احتمال بروز سکته مغزی دارد. سبزیجات ،میوه ها ،ماهی ، حبوبات و غلات سرشار از پتاسیم هستند.
• یک ماده غذایی بسیار مهم برای بهبود مغز و کاهش وقوع لخته های کوچک در عروق ، اسید چربی به نام آلفا – لینولئیک ( Alpha- Linolenic Acid) است که حتی به صورت دارو ولی با قیمت بسیار زیاد وارد بازار شده است ، این ماده در سویا ( روغن سویا) ، گردو و روغن کلزا وجود دارد.
• مصرف کمتر مواد غذایی پر چربی (بویژه گوشت قرمز چرب) ، لبنیات، زرده تخم مرغ و شکر
• در بیمارانی که دچار فشار خون هستند نیز مصرف نمک باید محدود شود ( 5/2 گرم یا یک قاشق مربا خوری در روز )
• الکل و تنباکو نیز از مواردی است که میزان آسیب به مغز و احتمال وقوع سکته مغزی را افزایش می دهد.

➢ نکته بسیار مهم دیگر استفاده از مایعات بویژه آب خالص در طول روز است، یک بیمار سکته مغزی حداقل باید بین 5/1 تا 2 لیتر از مایعات را در طول روز مصرف نماید این مسئله به بهبود جربان خون و عملکرد عظلات و ارگانها کمک شایانی خواهد نمود.

توصیه هایی برای بیماران و مراقبان :

• برای بیمار دچار سکته مغزی شروع هر چه سریعتر توانبخشی و تلاش برای حرکت بسیار حیاتی است ولی باید دانست که این بیماران دچار خستگی پذیری مفرط هستند و در شروع تمرین ها احساس فشار زیادی خواهند کرد . ادامه برنامه تدریجاً این مسئله را بر طرف خواهد کرد .
• در طول روز تمرینات و دستورات درمانی را به طور جدی و کامل انجام دهید . بیمار حداقل باید 2 ساعت در طول روز به تمرینات درمانی خود مشغول باشد به ویژه در اوایل بروز بیماری که فرد قابلیت پیشرفت بیشتر و سریعتری دارد .
• ضعفی که در بیمار وجود دارد به دلیل آسیب مغز و کاهش قدرت عضلات است هیچ دارو و غذای خاصی جهت « تقویت » بیمار وجود ندارد بهبود عملکرد مغز و عضلات تنها با تمرین و توانبخشی میسر خواهد بود
• سکته در هر فردی آثار ویژه ای ایجاد می کند ، بیمار را با دیگر بیماران مقایسه نکنید ، تنها باید بیمار را با خود او در روزها و هفته های گذشته مقایسه کرد .
• بسیاری از بیماران از حرکت و انجام تمرینات توانبخشی ترس دارند ، حتی المقدور به بیمار خود کمتر کمک کنید و او را تشویق نمایید تا از توانایی های خود بیشتر استفاده کند تا زودتر استقلال خود را باز یابد .
• حرکات و تمرینات را درست انجام دهید ، هرگز از دست مبتلا بیمار را بلند نکنید هرگز آن را بالای سر زیاد تمرین ندهید ،نگذارید دست مبتلا به زیر تنه بیمار بماند و یا ضربه ببیند
• بیمار دچار سکته مغزی اغلب نا امید ، مضطرب و نگران آینده است با دادن امید و تشویق به شرکت جدی در جلسات درمانی و مشاهده روند بهبودی این نگرانی ها خودبخود کاهش خواهند یافت .
• برخی از بیماران در اثر آسیب به بخشهای خاصی از مغز دچار اختلالات شناختی ، کاهش تمرکز و بیش فعالی ، پرحرفی و یا تغییرات شخصیتی می گردند ، مسائل یاد شده در صورت تشخیص در بسیاری از موارد قابل درمان خواهند بود ، با پزشک خود مشورت کنید .
• در صورت اختلال در گفتار یکی از موانع بهبود احساس خجالت از طرز صحبت کردن است ، به بیمار خود اطمینان دهید که این مسئله تنها با کنار گذاشتن خجالت و تمرین و تکرار و صحبت کردن بسیار قابل بهبود خواهد بود . سعی در تمام کردن جملات بیمار نداشته باشید صبر کنید تا خود او به هر صورت ممکن جمله را به پایان برساند .
• از گریه ها و خنده های ناگهانی و گاهاً بی دلیل دچار نگرانی نشوید ، این مسئله اختلال روانی محسوب نمی شود و در اکثریت موارد تنها ناپایداری خلقی )بییش از حد احساساتی شدن) است و حتی نیاز به دارو هم ندارد ، زمان بهترین درمان خواهد بود.
• در برخی موارد پس از بروز سکته مغزی شماره عینک بیمار نیاز به تغییر دارد در صورتی که بیمار از تاری دید شکایت دارد با پزشک خود مشورت کنید .
• شرکت در برنامه تفریحی ، مهمانی ها و تمرینات ورزشی حتی در صورت مقاومت بیمار در ابتدا می تواند برای ایجاد امید و انگیزه ، احساس بازگشت مجدد به جامعه و کاهش اضطراب و افسردگی بیمار ضروری باشد اجازه ندهید بیمار خود را منزوی کند .

مــوفـــــق باشـیــــــد
مدیر مرکز توانبخشی تبسـم
دکتــر روزبـــه کاظــمـی
پاسخ های ساده به پرسشهای شما در باره سکته مغزی

سکته مغزی چیست ؟
سکته مغزی به آسیب بافت مغز در اثر اختلالات عروقی گفته می شود که علائم عصبی طولانی ایجاد می کند 
.

در صورت مشاهده چه علائمی به سکته مغزی شک کنیم؟
در صورت بروز ناگهانی ضعف یا فلج یک طرفه ، احساس بی حسی یا حس ناخوشایند مانند گزگز یا خواب رفتگی یک طرف بدن و صورت ، اختلال در صحبت کردن و یا درک به صورت ناگهانی ، اختلال ناگهانی راه رفتن و سردرد بسیار شدید ، بدون سابقه قبلی

پس از مشاهده علائم فوق چه باید بکنیم ؟
آرامش خود را حفظ کنید ، به بیمار اطمینان خاطر بدهید و او را آرام کنید چرا که سکته مغزی در اکثر مواقع کشنده نیست بنابراین با حفظ آرامش هر چه سریعتر خود را به اولین مرکز درمانی مجهز برسانید .

علت بروز سکته مغزی چیست ؟
کلاً سکته مغزی به دو علت کلی بروز می کنند :
1) ایجاد تنگی و انسداد در رگهای خون رساننده به مغز
2) بروز خونریزی در اثر آسیب عروقی در مغز
• شایعترین عواملی که سبب بروز سکته های مغزی می شوند عبارتند از : فشار خون بالا ، دیابت، بیماریهای قلبی به ویژه اختلالات ریتم قلب، کلسترول خون بالا، تنگی عروق گردنی ( کاروتید ) و عوامل با شیوع کمتر ( مانند مصرف قرصهای ضد بارداری ، اختلال در انعقاد خون ، بیماریهای مزمن التهابی ، کم تحرکی ، سیگار و الکل و برخی داروها ) . ولی به هر حال در کل ، مهمترین عامل استعداد به سکته مغزی فشار خون مزمن بالاست .

من هیچیک از عوامل فوق را نداشتم ولی سکته کردم ، علت چیست ؟
این سئوالی است که بسیاری از بیماران آن را مطرح می کنند ، در واقع پاسخ در اغلب موارد اینست که یا به طور کامل از نظر عوامل گفته شده بررسی نشده اید و یا اینکه علت های ویژه و نادری درکاراست: به عنوان مثال وجود حفره های مادرزادی بین دهلیزهای قلب سبب می شود لخته های بسیار کوچک در اندامها بتوانند به سمت چپ قلب راه یافته و از آنجا به مغز برسند و یا وجود اختلالات و ناهنجاریهای مادرزادی در عروق مغز که مستعد پارگی بوده که اغلب منجر به سکته های نوع خونریزی خواهند شد ، اختلالات انعقاد پذیری خونی مفرط هم از علل کم شیوع دیگری هستند که اغلب مورد بررسی قرار نمی گیرند .

گرفتگی عروق گردنی ( کاروتید ) چیست و چه درمانی دارد ؟
در دو طرف گردن رگهای اصلی خون رساننده مغز به نام کاروتید وجود دارند که می توانند به ویژه در محل دو شاخه شدن و قوس کاروتید دچار تنگی به درجات مختلف شوند ، در صورتیکه این تنگی به حد قابل توجهی رسیده یا تشکیل لخته ای را در محل تنگی سبب شود ، می توانند سبب اختلال در خون رسانی مغز شود .این تنگی معمولاً با روشهایی مانند آنژیوگرافی سنتی ، آنژیوگرافی مغناطیسی ( MRI ) و یا به طور رایج با نوعی از سونوگرافی ( با نام داپلر ) بررسی می شوند . در صورتیکه میزان تنگی کمتر از 70 درصد باشد و بدون ایجاد علائم خطر باشد معمولاً تنها تجویز داروهای ضد پلاکت مثل آسپرین کافی خواهد بود.در تنگی های بالای 70 درصد و یا علامتدار در صورت مناسب بودن شرایط بالینی بیمار رفع تنگی با روشهای مختلف مثل تراشیدن تنگی ، گذاشتن stent در محل ( فنر باز کننده ) و برخی از روشهای جراحی توصیه میشوند .

دوستی به من گفت که یک سکته مغزی را رد کرده ، آیا چنین چیزی امکان دارد؟
بله ، در واقع گاهی یک گرفتگی گذرا در رگهای مغزی پیش می آید که به سرعت بر طرف می شود ، بنابراین علائمی مشابه سکته مغزی ایجاد می کند که چند ساعت ( تا حداکثر 24 ساعت ) پا بر جا مانده و سپس کاملاً بر طرف می شوند ، به این حالت در اصطلاح پزشکی حمله کمبود خون رسانی گذرا ( TIA ) گفته می شود.

• TIA نشانه ای جدی از احتمال وقوع یک سکته کامل در آینده ای نزدیک است .
چه نوعی از سکته عوارضی کمتر و پیش آگهی بهتری دارد ؟
میزان آسیب در اثر سکته به عواملی چون اندازه آسیب ، محل آسیب ، نوع سکته ، سن بیمار ، شرایط بدنی بیمار پیش از بروز بیماری ، نحوه و کیفیت درمان در شروع سکته و برخی دیگر از عوامل بستگی دارد . ولی به طور کلی سکته های کوچکتر ، سن پایین تر سکته های نوع آمبولیک ( یعنی سکته در اثر انتقال لخته از مناطق دور دست مثل قلب به مغز ) و درمان سریعتر به ویژه در موارد استفاده از عوامل حل کننده لخته و نیز بیمارانی که شرایط جسمانی سالمتری پیش از بروز بیماری داشته اند پیش آگهی بهبودی بهتری خواهند داشت . لازم به ذکر است که سکته های نوع آمبولیک معمولاً میزان بهبود بیشتر و سریعتری نسبت به نوع اختلال خون رسانی دارند .

گفته می شود که اگر در بیمارستان لخته من را حل می کردند من دچار عوارض ناتوان کننده نمی شدم آیا این صحیح است ؟
در مواردی بـله، داروهای تزریقی جهت باز کردن انـسداد رگ وجود دارند که اگـر در زمان مناسـب ( ترجیحاً سه ساعت اول بروز بیماری ) و در افراد مناسب تزریق شوند با برقرار نمودن مجدد جریان خون مغز سبب بهبود بسیاری از علائم بیمار خواهد شد ولی باید توجه داشت این داروها در همه بیماران و در هر زمانی مؤثر نخواهد بود و تنها بخشی از بیماران از آن سود خواهند برد.

چه نوع عوارضی پس از بروز سکته مغزی پیش خواهند آمد ؟
برخی عوارضی بلافاصله یا با فاصله کمی پس از بروز سکته پیش خواهند آمد مثل :درجاتی از ضعف و یا فلج در دست ، پا یا صورت ( یا همه این قسمتها ) ، اختلال در صحبت کردن به صورتهای مختلف و یا اختلال در درک

صحبت دیگران و دادن پاسخ های نامربوط ، اختلال احتباس ادرار یا حتی مدفوع (بی اختیاری ادرار یا مدفوع ) اختلال در بلع و یا پریدن غذا و مایـعات به ریه و بروز سرفه (آسپیراسیون ) اختلال و یا کـاهش در حس یک طرف ( که ایرانیان آن را به صورت سنگینی و یا سِر بودن یک طرفه توصیف می کنند ) درجاتی از کاهش سطح هوشیاری تا حتی کما ( بر حسب شدت و وسعت ضایعه ) ، سردرد و یا سر گیجه ، اختلال در حافظه ، نقایصی میدان بینائی ، اختلال در تعادل و کنترل اندام ها .
عوارض طولانی مدت تر : تشنج ( می تواند در بدو بیماری و یا چند هفته تا چند ماه بعد اتفاق بیافتد ) بروز سفتی در اندام ها ( اسپاستیسیتی ) ، بروز کوتاهی در عضلات و مفاصلی که مدتها دچار سفتی بوده و درمان نشده اند ، دردهای موضعی یا عضلانی به ویژه در شانه و دست ، افتادگی و نیمه در رفتگی شانه ، آسیب به اعصاب دست در اثر افتادگی شانه و یا کشیدگی دست دچار ضعف ، عفونتهای ادارای و ریوی ، زخم بستر ، پوکی استخوان ، بروز درد یا حس های نا خوشایند در سمت سکته ، استخوان سازی نا به جا در مفاصل و بافتهای عضلانی ، اختلالات خلقی و روانی ( به صورت افسردگی و اضطراب و خنده ها و گریه های بی اختیار ) و در نهایت مرگ که معمولاً در اثر عوارض ناتوان کننده و درمان نشده و سکته مجدد پیش می آید .

آیا دارویی جهت بهبود وضعیت و یا عملکرد مغز و یا ترمیم بافت آسیب دیده وجود دارد ؟
متأسفانه پاسخ منفی است ، تاکنون هیچ داروئی که سبب کاهش میزان آسیب مغزی و یا بهبود عوارضی ایجاد شده شود مورد تأیید قرار نگرفته ولی برخی داروها که به طور شایع جهت کمک به وضعیت مغز تجویز می شوند ( ولی تاکنون آثار مفید قابل توجه ثابت شده ای نداشته اند ) وجود دارند مانند : سیتی کولین ، پیراستام ، ویتامین های E و C و آنتی اکسیدان ها ، داروهای محرک مغز و …


پس از بروز سکته مغزی فشار خون من بسیار بالا بود آیا باید پیش از رسیدن به بیمارستان آن را پایین می آوردم ؟
این سئوال بسیار مهمی است ، اغلب بیماران چه آنهایی که از قبل دچار فشار خون بالایی بوده اند و چه آنهایی که فشار خون بالا نداشته اند پس از بروز سکته مغزی دچار افزایش فشار خون خواهند شد ولی نکته بسیار بسیار با اهمیت در این است که پایین آوردن فشار در اغلب موارد به ویژه اگر به سرعت صورت گیرد سبب آسیب های بیشتر و جدی تری به مغز بیمار خواهد شد، اشتباهی که گاهی حتی برخی از پزشکان نیز در بالین بیمار مرتکب می شوند . تنها در مورد برخی بیماران باید زودتر فشار خون پایین آورده شود ، مثلاً در بیماری که فشار بسیار بالا دارد ( بالاتر از 120/210) می توان به آرامی و تنها در حد 20 تا 30 درصد از فشار خون بیمار را کاست.
• باید توجه داشت که افزایش فشار خون در اثر سکته مغزی اغلب خود به خود و پس از چند روز بر طرف خواهد شد و پزشکان برای تجویز داروهای ضد فشار خون معمولاً تا دو هفته صبر می کنند .

چه داروهایی پس از بروز سکته مغزی تجویز می شوند ؟
اغلب داروهایی که پس از بروز بیماری توسط پزشک تجویز می شوند در جهت پیشگیری از بروز مجدد سکته مغزی و کاهش عوامل مستعد کننده به آن است . در سکته های نوع خونرسانی کم در اثر تنگی عروق معمولاً داروهای ضد تجمع پلاکت ( اصطلاحاً رقیق کننده خون ) که آسپرین ، دی پیریدامول ، کلوپیدوگرل ، با نام تجاری پلاویکس یا اوسویکس و تیکلوپیدین رایج ترین داروها در این زمینه هستند . در موارد سکته های در اثر انتقال لخته ( آمبولیک ) نیز از وارفارین جهت پیشگیری از بروز مجدد بیماری استفاده می شود . داروهای ضد فشار و یا ضد چربی خون نیز در بیمارانی که دارای این نوع عوارض هستند نیز باید مد نظر قرار گیرند .


چه تفاوتی میان آسپرین ، کلوپیدوگرل ( پلاویکس یا اوسویکس ) یا دی پیریدامول وجود دارد ؟
هر سه دارو از دسته داروهای ضد پلاکت ( جهت کاهش خطر انسداد عروقی ) هستند . آسپیرین قدیمی ترین و پر مصرف ترین داروی این گروه است که فواید و عوارض آن کاملاً شناخته شده ، کلوپیدوگرل جدیدترین دارو در این زمینه است که مختصراً تأثیر بیشتری دارد ولی گران تر بوده و عوارض متفاوتی نسبت به آسپرین می تواند داشته باشد . دی پیریدامول نیز معمولاً به تنهایی تجویز نمی شود و فواید آن در همراهی با آسپرین ثابت شده است.

من وارفارین مصرف می کنم چه نکاتی را درباره این دارو باید بدانم ؟
وارفارین که جهت پیشگیری از سکته های ناشی از لخته های دور دست ( مثلاً از قلب ) تجویز می شود و سبب کاهش انعقاد پذیری ( لخته پذیری ) خون می شود پس اولین و مهمترین عارضه ای که می تواند ایجاد کند افزایش استعداد به خونریزی در نقاط مختلف بدن است . در افراد مبتلا به سکته مغزی کنترل اثر وارفارین با PT و از آن بهتر با INR صورت می گیرد بهترین نتیجه معمولاً زمانی است که INR بین 2 تا 3 باشد . در صورتیکه INR از این حد بالاتر باشد احتمال خونریزی ( خونریزی گوارشی ، کلیوی خونریزی از مخاطات مثل لثه ها و بینی و حتی خونریزی مغزی) واگر کمتر باشد احتمال تشکیل لخته و بروز سکته های مجدد افزایش خواهد یافت .

چه عواملی می توانند اثر وارفارین را کاهش یا افزایش داده و PT را تغییر دهند ؟
بیمارانی که وارفارین تزریق می کنند باید آگاه باشند که برخی داروها و برخی مواد غذایی ممکن است اثر دارو را کاهش و یا افزایش دهند در مواردی که اثر دارو کاهش یابد فرد بیشتر مستعد بروز لخته در بدن خواهد شد ، افزایش اثر وارفارین ( بالاتر رفتن PT و( INR سبب استعداد بیشتر به خونریزی خواهد شد.

• عواملی که می توانند اثر وارفارین را کم کنند : داروهای ضد تشنج مانند فنوباربتیال و فنی توئین ، کلستیرامین ، استروژن و قرصهای ضد بارداری ویتامین K و پریمیدون
• عواملی که می توانند اثر دارو را افزایش دهند : آسپیرین ، سایمتیدین ، لووتیروکسین ، ضد دیابت های خوراکی ، اریترومایسین ، ژمفیبروزیل و آلوپورینول
• در صورتیکه PT و INR شما خیلی بالا و یا خیلی پائینتر از میزان توصیه شده قرار گرفته سریعاً با پزشک خود مشورت کنید .

وقتی بخشی از مغز مرده است ، چطور ممکن است فردی بهبود پیدا کند ؟
پاسخ به این سئوال کمی پیچیده است ولی به طور کلی بهبود در بیماری که دچار مرگ بخشی از مغز شده است ، به چهار علت قابل حصول است :
1. بر طرف شدن التهاب و تورم مغزی در اطراف منطقه آسیب دیده
2. افزایش فعالیت سایر مناطق مغز با درمانهای معمول و اخیراً استفاده از TMS
3. پلاستیسیتی ( انعطاف پذیری ) مغز یعنی بخشهایی در مغز که مسئولیت دست ، پا و یا گفتار را نداشته اند قادر به تغییروظیفه و به عهده گرفتن وظایف جدید هستند
4. استفاده از استراتژی های جبرانی که توسط بیمار آموخته می شوند

آیا می توان با انجام توانبخشی بهبود کامل حاصل نمود ؟
به طور کلی تا 20 درصد از بیماران قابلیت رسیدن به بهبود تقریباً کامل را خواهند داشت شرایط مابقی بیماران از بهبود قابل توجه با عوارضی بسیار کم تا بهبود ناچیز با عوارضی ناتوان کننده و نیازمند مراقبت های جدی پرستاری متفاوت خواهد بود .

توانبخشی سکته مغزی چگونه است ؟
از آنجا که سکته مغزی بیماریست که عوارضی مختلف و متفاوتی در بخش های مختلف بدن ایجاد می کند ، توانبخشی این بیماری نیز باید توسط تخصصهای مختلف مرتبط و تحت نظارت و برنامه ریزی پزشکی صورت گیرد . متأسفانه در کشور ما توانبخشی معادل فیزیوتراپی در نظر گرفته می شود در حالیکه فیزیوتراپی تنها در بخشی از حیطه ها تأثیر و قابلیت دارد و درمان بسیاری دیگر از عوارضی توسط تخصصهای دیگر قابل انجام خواهند بود . نظارت پزشک بر وضعیت بالینی و عصبی بیمار و برنامه ریزی و هماهنگی در روند توانبخشی سبب بازدهی هر چه بیشتر و پیشگیری از عوارض و مشکلات شایع آینده در این بیماری خواهد شد .

چه فاکتورهایی میزان بهبود بیمار را در آینده تعیین خواهند نمود ؟
میزان آسیب ایجاد شده در ابتدای بیماری ، وسعت ضایعه ، نوع سکته مغزی ، سن بیمار ، وضعیت جسمانی بیمار پیش از بروز بیماری ، وجود سایر بیماری های همراه ، زمان شروع و نحوه انجام درمانهای توانبخشی ، مدت زمان توانبخشی توسط کادر درمانی و توسط خود بیمار در منزل ، وجود یا عدم وجود فاکتورهای منفی در پیش آگهی مانند بی اختیاری ادرار و مدفوع ، اختلالات شناختی و کاهش هوشیاری ، اختلالات درک یا تکلم شدید وجود عوارض روانی مانند افسردگی و اضطراب شدید و نداشتن انگیزه و عدم همکاری کافی ، همگی بر میزان بهبود بیمار در آینده دخیل خواهند بود .

الگوی بهبود در مبتلایان به این بیماری چگونه است ؟
در بیمارانی که دچار فلج دست و پا و حتی صورت در یک طرف شده اند به طور معمول ابتدا حرکات پا شروع به بهبود خواهند نمود و آن هم از طرف ران به سمت مچ پا ، در بسیاری از بیماران تا ماهها و حتی سال ها پس از بروز بیماری هنوز افتادگی در مچ پا به درجات مختلف دیده میشود.
بهبود دست در سکته مغزی مسئله ای بسیار چالش برانگیز و نیازمند توجهات بیشتری است و معمولاً دیرتر و کندتر بهبود خواهد یافت . برای اینکه دست از حالت فلج خارج شده و به مرحله قابل استفاده برسد باید توانبخشی ویژه جهت آن هر چه سریعتر شروع شود و از بروز عوارضی که می توانند بر آینده عملکرد دست تأثیر منفی بگذارند مانند افتادگی شانه ، اسپاستیسیتی ( سفتی عضلات ( وارد آمدن آسیب توسط بیمار یا خانواده و حتی درمانگرهای کم تجربه به شبکه عصبی آن ، با روشهای صحیح ، پیشگیری شود . سرعت بهبود اختلالات گفتاری نیز بر اساس شدت و نوع آن متفاوت خواهد بود ولی در کل نیازمند پیگیری طولانی تر و حوصله بیشتر و ایمان به این نکته است که گفتار درمانی صحیح به طور قطع سبب بهبود قابل توجه در اغلب بیماران خواهد شد .

تحریک مغزی چیست و چه تأثیراتی دارد ؟
تحریک مغز از طریق جمجمه ( TMS ) از روشهای نوین در پزشکی است که اخیراً در بخش توانبخشی بیماران مغزی نیز به عنوان یک روش درمانی مفید و بی عارضه مورد توجه بسیار قرار گرفته است . در این روش امواجی به توسط دستگاه به مناطق خاصی از مغز بیمار فرستاده می شود که اثر تحریک شده داشته وسبب بهبود عملکرد این مناطق که می تواند دست ، پا و یا حتی منطقه گفتار بیمار باشد ، می شود . لازم به ذکر است که این روش تأثیرات متفاوتی در افراد مختلف خواهد داشت . در برخی بیماران اثرات بسیار قابل توجه در کوتاه مدت مشاهده می شود ولی این به معنای نادیده گرفتن سایر درمانهای توانبخشی نخواهد بود بلکه تحریک مغز یک روش کمکی در کنار درمان های روتین توانبخشی است و نه یک روش جایگزین .

توانبخشی تا چه زمانی لازم است ؟

سکته مغزی در یک لحظه فرد را مبتلا می کند و اغلب ظرف مدت بسیار کوتاه ناتوانی های متعجب کننده ای ایجاد میکند . با اینکه آسیب در یک آن بروز می کند ولی بهبودی یک جریان طولانی و زمان بر است که نیاز به شکیبایی و

پرهیز از « کلافه شدن » دارد . میزان بهبودی که در برخی ظرف چند هفته بدست می آید ممکن است در عده ای ماهها و یا حتی سالها طول بکشد . به خاطر داشته باشید که میزان بهبود در هر فردی منحصر به او است.
به هر حال در اکثریت بیماران پیشرفت در هفته های اول سریعتر است و به تدریج کندتر می شود ولی کند شدن روند بهبود به معنی پایان بهبود نیست ، واقع بین باشید ولی هرگز نا امید نشوید انگیزه شما بسیاری از مشکلات را بر طرف خواهد کرد .

آیا ممکن است بیمار پس از بروز سکته مغزی و دستیابی به برخی توانایی ها مجدداً بدون بروز سکته مجدد ، پس رفت کند ؟
بله ، متأسفانه به دلیل پدیده ای به نام سیر قهقرائی ( Deconditioning ) به ویژه که در کسانی که به دلایلی مدتی بی تحرک یا کم تحرک شوند ( مثلاً در اثر چند روز بیماری ساده ) پس رفت در توانایی حرکتی ، قدرت عضلات و سایر زمینه ها که قبلاً بهبود داشته بروز می کند . بهترین روش درمان جلوگیری از بی تحرکی بیش از چند روز و شروع هر چه سریعتر و شدیدتر توانبخشی است .

آیا سکته مغزی سبب استعداد به تشنج (صرع ) می شود ؟
بله ، به دلیل آسیب وارده به سلولهای مغز و در نتیجه اختلال در فعالیت الکتریکی آن برخی بیماران دچار استعداد به صرع می شوند ، بروز حملات صرع در این بیماری در اکثریت موارد در سال اول ( به ویژه در 2 هفته اول ) به وقوع می پیوندد . با این حال بسیاری از بیماران که تنها یک حمله تشنج ( به ویژه انواع محدود ) را داشته اند نیاز به درمان ضد صرع پیدا نمی کنند ، مابقی نیز با درمان های داروئی به خوبی قابل کنترل خواهند بود . لازم به ذکر است که حملات صرع با وجود ظاهر پر سر و صدا و نگران کننده ، در واقع صدمه ای به مغز وسایر اعضاء وارد نکرده و تنها محصول فعالیت الکتریکی خود بخودی اطراف بخش آسیب دیده است و پس از چند دقیقه کاملاً بر طرف می گردد .

دانستن چه نکاتی در مورد داروهای ضد صرع برای بیمار اهمیت دارد ؟
داروهای زیادی جهت پیشگیری از فعالیت الکتریکی خودبخود مغز ( تشنج ) مصرف می شوند که همگی در واقع از طریق کاهش عملکرد مغز عمل می کنند از داروهای ضد صرع شایع می توان از فنی توئین ، فنوباربیتال ، کار با مازپین و والپروئیک اسید ( سدیم و الپروات ) را نام برد . هر کدام از این داروها می توانند عوارض خاصی داشته باشند ولی آنچه در همگی مشترک است ایجاد خواب آلودگی ، گیجی ، کاهش تعادل ، اختلال در صحبت کردن است که در صورت شدید بودن سبب کاهش سرعت بهبود و اختلال در روند توانبخشی بیمار خواهند شد . در صورت بروز علائم آزار دهنده با پزشک خود مشورت کنید . اغلب این داروها به علاوه می توانند سبب کاهش ویتامین D و افزایش پوکی استخوان شوند .

پس از سکته دچار تکرار ادرار و کاهش کنترل شده ام ، علت چیست ؟
مغز وظیفه کنترل دریچه خروجی مثانه ( اسفنکتر مثانه ) را به عهده دارد . در آسیب به مغز کنترل این دریچه مختل شده و سبب علائمی مثل تکرار ادرار ، شب ادراری کاهش توانایی نگه داشتن ادرار تا بی اختیاری کامل خواهد شد که البته به تدریج بهبود خواهد یافت به طوریکه یک ماه و 6 ماه پس از سکته مغزی تنها 30 درصد و 14 درصد هنوز دچار این مشکل هستند.
• آگاه باشید که بی اختیاری به هر شدت ، سبب بروز اضطراب بیشتر در بیمار می شود . پس هر چه سریعتر جهت درمان کاهش اختیار با پزشک خود مشورت کنید

چه اختلالات روحی و روانی در اثر سکته بروز می کند ؟
سکته مغزی به طور شایع با اختلالات خلقی همراهی دارد . مهمترین آنها بروز افسردگی و اضطراب است . گاهی سایر اختلالات مانند مانیا ( سرخوشی زیاده از حد ) و حتی بیماریهای روانی نیز به وقوع می پیوندند . حالت شایعتر این

است که فرد دچار افزایش احساسات ( احساساتی شدن ) می شود که به آن emotionalism می گویند به این معنی که بیمار به راحتی به گریه یا خنده می افتد توجه داشته باشید که وجود افسردگی و اضطراب مانع بسیار بسیار بزرگی در برابر بهبود و روند توانبخشی است ، جهت درمان حتماً با پزشک خود مشورت نمائید.
• به علاوه یکی از علل مهم بروز افسردگی و اضطراب ، شرایط ناتوان کننده ناگهانی در فرد است و اینکه وی انتظار دارد به سرعت هم بهبود پیدا کند . توجه داشته باشید که بهبود یک فرآیند تدریجی است و هیچ درمان میان بری در دنیا شناخته نشده است پس صبور باشید و با امید و جدیت به درمانهای توانبخشی خود ادامه دهید.
پس از این بیماری حافظه من خراب شده ، چه باید بکنم ؟
سکته مغزی می تواند بر حافظه فرد به ویژه بر حافظه کوتاه مدت ( چند ساعت تا چند روز گذشته ) تأثیر بگذارد و معمولاً حافظه دور ( خاطرات قدیم ) دست نخورده باقی می ماند . لازم به توجه است که افسردگی و اضطراب هم می تواند حافظه و تمرکز را به طور باورنکردنی مختل کند . در هر حال حافظه را می توان با برخی تمرینات ساده و گاهی استفاده از برخی داروها و یا از بین بردن اضطراب و افسردگی بهبود بخشید ، در این زمینه از پزشک خود کمک بگیرید .

اختلال تکلم در سکته مغزی به چه صورت است ؟
در مغز دو مرکز مهم گفتار وجود دارد ، یکی مربوط به درک گفتار ( به نام منطقه ورینکه ) و دیگری منطقه حرکتی تکلم ( به نام منطقه بروکا ) است . اگر منطقه درک دچار آسیب شود فرد قادر به درک درست صحبتهای دیگران و یا آنچه را که می خواند نخواهد بود و در آسیب مرکز حرکتی فرد قادر به صحبت کردن و یا حداقل درست صحبت کردن
نیست . انواع دیگر اختلالات گفتاری مانند دیسارتری ( صحبت کردن نامفهوم به دلیل ضعف عضلات دهان و حلق ) نیز به طور شایع در این بیماران دیده می شوند . گفتار درمانی توسط کارشناس آسیب های گفتاری کمک زیادی به بیمار خواهد کرد . ولی باید دانست که آسیب های بزرگ به ویژه در منطقه درک گفتار نیاز به درمانهای شدیدتر و طولانی تر خواهند داشت ، توجه داشته باشید که هر گونه هیجان و استرس سبب کاهش تأثیر درمان می گردد .

اختلال تعادل در بیمار سکته مغزی در چه صورت ایجاد می شود ؟
یکی از مشکلات شایع در بیماران پس از بروز سکته مغزی نداشتن تعادل کافی است . این مسئله علل و انواع مختلفی دارد ولی به طور شایع ضعف یک طرفه تنه و پاها ، آسیب به مناطق دخیل در حفظ تعادل ، مشکلات گوش داخلی ، اختلالات بینایی و مصرف برخی داروها ( به ویژه خواب آورها و داروهای ضد تشنج ) عامل کاهش تعادل هستند . نکته مهم این است که کاهش تعادل خطر سقوط و برخورد به زمین را بالا می برد و در سنین بالا به دلیل آسیب پذیر تر بودن استخوانها می تواند منجر به شکستگی های خطرناکی شود.
• روند توانبخشی صحیح اغلب اختلالات تعادلی را بهبود خواهد داد .

آیا سکته مغزی می تواند سبب اختلال درک و هوشیاری در بیمار گردد؟
مسئله بسیار حساس و مهمی است ، پس از وقوع سکته مغزی بیماران می توانند دچار دو نوع کاملا متفاوت از اختلال درک شوند. دسته اول گروهی هستند که در واقع دچار آسیب به منطقه تکلم شده اند. (که معمولا در افراد راست دست و بیشتر افراد چپ دست، در نیمکره چپ قرار دارد) این افراد ممکن است تنها دچار اشکال در صحبت کردن باشند ولی
در بخش قابل توجهی درجات مختلفی از اختلال در درک تکلم و حتی اشکال در فهم مطالب نوشته شده نیز باشند(آفازی حسی – حرکتی) این بیماران در بسیاری از موارد با عنوان زوال عقل (دمانس یا حتی آلزایمر) تحت درمانهای نامناسب قرار می گیرند در حالیکه با معاینه دقیق مشخص خواهد شد که محتوای حافظه و تفکر این بیماران بی عیب و نقص است و تنها در بخش درک کلمات و یا بیان صحیح کلمات دچار مشکل شده اند .
• درمانهای صحیح در بسیاری از موارد راهگشای درمان این گروه خواهد بود.

چه توصیه های برای اطرافیان بیمار دچار اختلال گفتار وجود دارد؟
با توجه به وسعت و محل آسیب ، بیمار سکته مغزی ممکن است توانایی صحبت کردن ، درک کلمات یا هر دو را از دست بدهد ( زبان پریش یا آفازیک) آسیب بسیاری از این بیماران از دید خانواده و حتی پزشک دور مانده و گاها با

تشخیص های دیگری تحت درمان قرار می گیرند.اگر بیمار دچار اختلال درک صحبتهای شماست نیازی به بلند گفتن کلمات نیست چراکه معمولا شنوائی در سکته مغزی آسیب نمی بیند. سعی کنید از جملات کوتاه و ساده و نیز ایماء و اشاره بیشتر استفاده کنید ( استفاده از حرکات مبالغه آمیز دهان سودی ندارد)
• توجه داشته باشید که اگر بیمار مکررا متوجه صحبتهای شما نشود به تدریج شدیدا مضطرب و بی قرار و نهایتا سر خورده و نا امید خواهد شد و ارتباط و همکاری اش را با شما کاهش خواهد داد.
گفتار درمانی تا حدود قابل توجهی به این بیماران کمک خواهد کرد ولی معمولا نیاز به زمان طولانی تر و برنامه درمانی صحیح و هدفمنددارد ، توصیه به عدم درمان اختلال تکلم و انتظار برای بهبود با گذشت زمان ، بدترین توصیه ایست که می توان به بیمار و خانواده او نمود ، هر چه سریعتر درمان بیمار را با یک آسیب شناس گفتار با تجربه و دارای تخصصی در این حیطه شروع کنید. اساس بهبود بر تمرین و تکرار است که معمولا از موارد ساده شروع و به تدریج به موارد پیچیده تر خواهد انجامید ، ضمنا دستورات درمانی گفتاردرمانگر را پیگیرانه دنبال کنید.

درمان دردهای یکطرفه در بیمار سکته مغزی چیست؟
در بیماری که دچار ضعف یا فلج یکطرفه است ، بروز درد در اندام ها، صورت و حتی تنه امری نسبتا شایع است. مکانیسم بروز درد در هر فرد متفاوت است ، شایعترین نوع آن در اثر آسیبهای مکانیکی به بافتهای دچار ضعف بویژه در اندام فوقانی (شانه و دست) است که معمولا به دلیل عدم حمایت صحیح اندام دچار فلج یا تمرینات درمانی غلط بوجود می آید. نوع نسبتا شایع دیگر درد ، درد مرکزی (central pain ) نام دارد که منشاء آن در مغز (و گاها نخاع) بیمار است این نوع درد تقریبا مداوم و با حرکت دادن اندام ها تغییری در شدت آن بوجود نمی آید و معمولا به داروهای ضد درد متداول نیز پاسخ نمی دهد.توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که درد مزمن سبب بروز عوارض مختلفی چون اختلال خواب ، افسردگی ، افزایش ضعف و تحلیل اندام و کند شدن روند توانبخشی خواهد شد بنابراین پیشگیری و یا درمان آن از اهمیت ویژه ای در روند توانبخشی برخوردار است.

آیا ممکن است در اثر بیماری سکته مغزی بینائی فرد هم دچار اختلال شود ؟
بله ، در صورتی که آسیب به بخشهای عقبی مغز (پس سری) وارد شود و یا مسیرهای بینایی از چشم به مغز را دچارضایعه کند فرد دچار نوعی کوری در بخشهایی ازمیدان بینایی می شود (مثلاً سمت چپ میدان را تاریک می بینید) ولی کوری کامل و یا کاهش شدید بینایی شایع نیست .

به جز اختلال درک به دلیل آسیب منطقه گفتار، چه نوع دیگری از اختلال درک می تواند بروز کند؟
به دلیل آسیب به سلولها و ارتباطات بین سلولی در مغز، بیمار می تواند دچار اختلالات گذرا و حتی دائمی در درک و شناخت و حتی سطح هوشیاری شود که معمولا در آسیبهای بزرگ بویژه در افراد مسن تر شیوع بیشتری دارند.
• زوال عقل یا دمانس و یا آنچه در اصطلاح عمومی به کوچک شدن مغز و یا آلزایمر معروف است یک فرایند پیشرونده و دائمی است که در اثر آسیب جدی به مغز شروع می شود. این مشکل معمولا خود را به صورت اختلال در حافظه کوتاه مدت و سالم بودن حافظه دور ، اختلال در فراگیری مطالب جدید و در مراحل پیشرفته تر اشکال در شناخت افراد ، و یا عدم آگاهی کامل به زمان و مکان نمود پیدا می کند.
نوع دیگری نیز ازاختلال وجود دارد که معمولا گذراست و به صورت متناوب در طول روز بروز می کند و به دلیل اختلال گذرا در عملکرد مغز و نوسان در میزان هوشیاری او بوجود می آید این بیماران علاوه بر مشکلات گذرای حافظه دچار علائم دیگری مثل بی قراری ، عدم تمرکز رفتارهای نامناسب و یا حتی توهم و هذیان می شوند که به راحتی با بیماریهای روانی و زوال دائمی مغز (دمانس) اشتباه می شوند ولی در صورت تشخیص صحیح و به موقع در بسیاری موارد قابل درمانند و آثار دائمی بر جای نمی گذارند.

بیمار من دچار اشکال در خواب شده چه باید کرد؟
باید توجه داشت که با افزایش سن به طور طبیعی میزان خواب شبانه کاهش می یابد و افراد به طور طبیعی دچار اشکال
در به خواب رفتن خواهند بود ولی در بیمار دچار ضایعه مغزی این مسئله می تواند بسیار حادتر و جدی تر باشد. بسیاری از این بیماران در طول روز می خوابند و شبها بیدارند و در موارد شدیدتر که معمولا در اثر اختلالات شناخت و هوشیاری است در طول شبانه روز نمی خوابند یا بسیار کم می خوابند این مشکل در مواردی با رعایت توصیه های پزشکی و یا استفاده از داروهای مناسب به درجاتی بهبود می یابد ولی باید توجه داشت که استفاده از داروهای خواب آور متداول در برخی موارد بسیار مضر بوده و اثر معکوسی بر خواب اینگونه بیماران دارد
• در صورت وجود اختلال جدی خواب قبل هر گونه اقدام خودسرانه حتما از پزشک خود مشورت بخواهید.

بیمار من تعادل خوبی ندارد و سابقه زمین خوردن های متعدد نیز دارد، چه باید کرد؟
با افزایش سن به طور طبیعی تعادل فرد کاهش و احتمال زمین خوردن افزایش می یابد 40-30 درصد افراد بالای 65 سال و 50 درصد از افراد بالای 80 سال سالانه حداقل یک تا دو بار زمین می خورند در این میان بیش از3/1 این افراد پس از خوردن زمین ، هرگز به سطح فعالیت های روزمره قبلی (ADL ) بر نمی گردند.درصدی از این افراد نیز به دلیل بروز صدمات جدی مثل شکستگی ران و یا ضربه به سر دچار عوارض بسیار جدی می شوند.
آنچه حائز اهمیت است بررسی کامل بیمار از نظر عوامل مختل کننده تعادل است که باید توسط پزشک صورت گیرد، برخی از این عوامل عبارتند از : داروهای مصرفی ، افت فشار خون ، اختلال دید ، ضایعات مراکز تعادل در مغز و اندامها ، ضعف عضلانی ، عوامل محیطی ، کاهش قند و حتی نا مناسب بودن کفش.
• باید دانست که بیمار پس از تجربه زمین خوردن ممکن است دچار ترس از راه رفتن و یا انجام تمرینات درمانی قبلی شده و به تدریج در حرکات روزمره دچار پس روی و افت حرکت شود که در این موارد مداخله درمانی سریع و صحیح می تواند از شروع این چرخه معیوب جلوگیری نماید.

آیا خانواده ها باید بیش از اندازه به بیمار توجه و رسیدگی داشته باشند؟
توصیه کلی اینست که به بیمار در حد نیاز رسیدگی و توجه داشته باشید در صورتیکه عوارض خاصی در میان نباشد او روز به روز به سمت استقلال در حرکت و انجام امور روزمره پیش خواهد رفت ، ولی لازم به ذکر است که بسیاری از بیماران به دلیل آسیب وارده و شرایط روانی به تدریج دچار وابستگی شدید ( بویژه روحی) خواهند شد که بروز این مسئله و نیز حمایتهای بیش از اندازه اطرافیان نهایتا به کند شدن و حتی متوقف شدن روند بهبود و توانبخشی بیمار خواهد انجامید.
• بنابراین بیمار خود را از نظر روانی و چه از نظر فیزیکی بیش از حد وابسته نکنید ، چرا که با گذشت زمان تغییر این شرایط در آینده بسیار سخت تر خواهد بود.

آیا استفاده از درمانهای تجربی و سنتی مانند حجامت ، زالو درمانی ، طب سوزنی و ماساژدرمانی تاثیری در بهبود بیمار سکته مغزی دارد؟
بیمار مبتلا به سکته مغزی و خانواده او پس از بروز ناگهانی بیماری به شدت مضطرب و آشفته و در عین حال سر در گم هستند به همین دلیل متاسفانه اغلب گرفتار توصیه های عامیانه و غیر علمی دوستان و آشنایان و حتی برخی از پزشکان می شوند و زمان طلایی بهبود خود را با آزمودن روشهای غیر معمول و گاها ضرربار درمانی، تلف می کنند.
• تا کنون شواهد قابل ارائه ای از موثر بودن روشهای فوق در بهبود بیماران سکته مغزی در هیچیک از مجامع علمی داخلی و خارجی مشاهده نشده و در هیچیک از منابع پزشکی معتبر، حتی نامی از آنها به میان نیامده است.
حجامت (و یا اهدا خون) تنها در بیماران خاصی که دچار غلظت ثابت شده خون باشند ( یعنی هموگلوبین بیش از 17 در زنان و 18 در مردان ) به عنوان یک اقدام مفید ولی موازی می تواند مفید باشد ولی تجویز آن با تشخیص پزشک صورت می پزیرد. طب سوزنی هم تاثیر بسیار اندکی در بهبود نقائص و حرکتی و ضایعات مغزی دارد ولی در حیطه درد گاها به تنهایی نتایج قابل قبولی دارد. ماساژ درمانی و زالو درمانی نیز به طورکلی قابل بحث نیستند و توصیه نمی شوند.

درباره تغذیه مناسب بیمار دچار سکته مغزی چه توصیه های وجود دارد؟
رژیم غذایی بیماران با توجه به شرایط فردی و وجود یا عدم وجود بیماریهای زمینه ای مثل فشارخون یا دیابت یا بیماریهای قلبی ، متفاوت است ولی آنچه را که می توان به عنوان یک توصیه عمومی برای بیماران سکته مغزی باید رعایت شود:
• استفاده هر چه بیشتر از غلات ،سبزیجات و میوه جات ، مصرف گوشت سفید (بویژه ماهی) ، سیب زمینی و حبوبات بویژه لوبیا ، نخود و عدس، سیر و پیاز (خام یا پخته شده) و زنجبیل .
• در میان میوه ها هویج خاصیت آنتی اکسیدانی بالایی دارد و در برخی تحقیقات اثر قابل توجهی در کاهش آسیب به مغز و پیشگیری از سکته های مجدد داشته است.
• مصرف مواد حاوی پتاسیم نسبت مستقیم با کاهش فشار خون و کاهش احتمال بروز سکته مغزی دارد. سبزیجات ،میوه ها ،ماهی ، حبوبات و غلات سرشار از پتاسیم هستند.
• یک ماده غذایی بسیار مهم برای بهبود مغز و کاهش وقوع لخته های کوچک در عروق ، اسید چربی به نام آلفا – لینولئیک ( Alpha- Linolenic Acid) است که حتی به صورت دارو ولی با قیمت بسیار زیاد وارد بازار شده است ، این ماده در سویا ( روغن سویا) ، گردو و روغن کلزا وجود دارد.
• مصرف کمتر مواد غذایی پر چربی (بویژه گوشت قرمز چرب) ، لبنیات، زرده تخم مرغ و شکر
• در بیمارانی که دچار فشار خون هستند نیز مصرف نمک باید محدود شود ( 5/2 گرم یا یک قاشق مربا خوری در روز )
• الکل و تنباکو نیز از مواردی است که میزان آسیب به مغز و احتمال وقوع سکته مغزی را افزایش می دهد.

➢ نکته بسیار مهم دیگر استفاده از مایعات بویژه آب خالص در طول روز است، یک بیمار سکته مغزی حداقل باید بین 5/1 تا 2 لیتر از مایعات را در طول روز مصرف نماید این مسئله به بهبود جربان خون و عملکرد عظلات و ارگانها کمک شایانی خواهد نمود.

توصیه هایی برای بیماران و مراقبان :

• برای بیمار دچار سکته مغزی شروع هر چه سریعتر توانبخشی و تلاش برای حرکت بسیار حیاتی است ولی باید دانست که این بیماران دچار خستگی پذیری مفرط هستند و در شروع تمرین ها احساس فشار زیادی خواهند کرد . ادامه برنامه تدریجاً این مسئله را بر طرف خواهد کرد .
• در طول روز تمرینات و دستورات درمانی را به طور جدی و کامل انجام دهید . بیمار حداقل باید 2 ساعت در طول روز به تمرینات درمانی خود مشغول باشد به ویژه در اوایل بروز بیماری که فرد قابلیت پیشرفت بیشتر و سریعتری دارد .
• ضعفی که در بیمار وجود دارد به دلیل آسیب مغز و کاهش قدرت عضلات است هیچ دارو و غذای خاصی جهت « تقویت » بیمار وجود ندارد بهبود عملکرد مغز و عضلات تنها با تمرین و توانبخشی میسر خواهد بود
• سکته در هر فردی آثار ویژه ای ایجاد می کند ، بیمار را با دیگر بیماران مقایسه نکنید ، تنها باید بیمار را با خود او در روزها و هفته های گذشته مقایسه کرد .
• بسیاری از بیماران از حرکت و انجام تمرینات توانبخشی ترس دارند ، حتی المقدور به بیمار خود کمتر کمک کنید و او را تشویق نمایید تا از توانایی های خود بیشتر استفاده کند تا زودتر استقلال خود را باز یابد .
• حرکات و تمرینات را درست انجام دهید ، هرگز از دست مبتلا بیمار را بلند نکنید هرگز آن را بالای سر زیاد تمرین ندهید ،نگذارید دست مبتلا به زیر تنه بیمار بماند و یا ضربه ببیند
• بیمار دچار سکته مغزی اغلب نا امید ، مضطرب و نگران آینده است با دادن امید و تشویق به شرکت جدی در جلسات درمانی و مشاهده روند بهبودی این نگرانی ها خودبخود کاهش خواهند یافت .
• برخی از بیماران در اثر آسیب به بخشهای خاصی از مغز دچار اختلالات شناختی ، کاهش تمرکز و بیش فعالی ، پرحرفی و یا تغییرات شخصیتی می گردند ، مسائل یاد شده در صورت تشخیص در بسیاری از موارد قابل درمان خواهند بود ، با پزشک خود مشورت کنید .
• در صورت اختلال در گفتار یکی از موانع بهبود احساس خجالت از طرز صحبت کردن است ، به بیمار خود اطمینان دهید که این مسئله تنها با کنار گذاشتن خجالت و تمرین و تکرار و صحبت کردن بسیار قابل بهبود خواهد بود . سعی در تمام کردن جملات بیمار نداشته باشید صبر کنید تا خود او به هر صورت ممکن جمله را به پایان برساند .
• از گریه ها و خنده های ناگهانی و گاهاً بی دلیل دچار نگرانی نشوید ، این مسئله اختلال روانی محسوب نمی شود و در اکثریت موارد تنها ناپایداری خلقی )بییش از حد احساساتی شدن) است و حتی نیاز به دارو هم ندارد ، زمان بهترین درمان خواهد بود.
• در برخی موارد پس از بروز سکته مغزی شماره عینک بیمار نیاز به تغییر دارد در صورتی که بیمار از تاری دید شکایت دارد با پزشک خود مشورت کنید .
• شرکت در برنامه تفریحی ، مهمانی ها و تمرینات ورزشی حتی در صورت مقاومت بیمار در ابتدا می تواند برای ایجاد امید و انگیزه ، احساس بازگشت مجدد به جامعه و کاهش اضطراب و افسردگی بیمار ضروری باشد اجازه ندهید بیمار خود را منزوی کند .

مــوفـــــق باشـیــــــد
مدیر مرکز توانبخشی تبسـم
دکتــر روزبـــه کاظــمـی
"}" id=".reactRoot[43]" style="cursor: pointer; color: rgb(109, 132, 180); text-decoration: initial;">Li

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 1:40  توسط داود  | 

ماساژ کودکان


+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 18:53  توسط داود  |